۳۲ پاسخ

انشالله که بهت خوش بگذره 🩷🤍
هیجا خونه بابا نمیشه غذاهای مامان نمیشه 😍🥰

بسلامتی.خوش اومدی .
میتونم بپرسم کجا زندگی میکنی

وای چ‌حس خوبیه عزیزم😍😍😍بهت خوش بگذره فداتشم نهایت لذتت رو ببر😘😘😘😘

چه خاله و بابا بزرگ قشنگی
چشام اشکی شد🥹🥹🥹🥹

🥰🤩بهتون خوش بگذره عزیزم واقعا هم هیج جا خونه پدری نمیشه

چه عالی! حسابی کیف کنین کنار خانواده ❤️

چه حس و حال خوبی😍 قشنگ درکش کردم همیشه به شادی عزیزم❤️
امیدوارم بهترین لحظه ها رو تو کشور خودت تجربه کنی

ای جانم رسیدن به خیر حسابی از تک تک لحطه هایباهم بودنتون استفاده کنید انشالله همیشهدر کنار هم شاد و سلامت باشید خوش بگذره عزیزم

چقدر حس قشنگیه
خدا عزیزانت رو برات حفظ کنه
خداروشکر که ایلیا ،باهاشون احساس غریبگی نکرد

صدف جانم😍
چقدر خوشحالم که تاپیکت رو دیدم.
خوش اومدی عزیزم

خوش بگذره بهتون 💛🌿

به سلامتی عزیزم. خوش رسیدین. آمییین که سفرتون پر از حال خوش و شادی و کیف و آرامش باشه.

بسلامتی خوش بگذره بهتون عزیزم

سلام فدات شم
چشمام اشکی شد با خوندن پستت
انشاالله که بهتون خوش بگذره در کنار عزیزانتون
خدا مادرتون رو رحمت کنه

خوش اومدییی😍😍

واااااای عزیزم چقد خوشحال شدم برات یه جوری ذوق کردم که نگو چقد قشنگه که ادم ببینه کسایی رو داره که اینقد عاشقانه دوستشون داره امیدوارم حسابی از این سفر لذت ببرید 😍😍😍😍😍

خوش اومدی عزیزم انشاالله که بهتون کلی خوش بگذره 😍♥️

عزیزم درخواستمو قبول کن 🙏🏻🙏🏻

ان شاالله کنار خانواده بهتون خوش بگذره و لذت ببری 🥰🙏🏾🙏🏾

خوش اومدی تا میتونی اینجا خوش بگذرون و خاطرات خوب بساز که بعد ها تو تنهائیت مرور می کنی لذت ببری

خوش اومدی

عزیزم من همش یادت میکردم این مدت ک اینترنت ها قطع بود جات خالی
خوش اومدی خوش بگذره این تایمی ک اینجا هستی

خوش برگشتی
تمام انرژی‌های خوب خونه پدری رو ذخیره کن برای روزای تنهایی ❤️

بغضی شدم 😭😭😭😭


خوش بگذره بهتون صدف عزیز


خییییلی خوشحالم براتون

امیدوارم همیشه خوش باشی و سلامت 🫀😘🥺

عزیزم خوش بگذره
با این اتاقی که تعریف کردی منم کلی ذوق کردم
ایول ب خاله

خوش اومدی عزیزم خدا خانوادتون براتون حفظ کنه شاد باشین به خوشی باشه سفر براتون ،😍😍

خوش اومدی عزیزم
میشع بپرسم کجا زندگی میکردین؟
چطور اومدین
من داداشم خارجه بخاطر اوضاع نمیتونه بیاد

خوش بگذره بهتون

سلام عزیزم خوبی رسیدن به خیر خوش اومدی انشالله ک بهت خوش بگذره کنار خانوادت

بسلامتی
ان شاالله در کنار عزیزان خیلی بهت خوش بگذره

فه بسلامتی اومدی ایران خوش اومدی عزیزم بهتون خوش،بگذره
چند وقت میمونی؟

مگه کجابودی خوبه به سلامتی رسیدی

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
این پنج روزی که اومدیم ایران بیشتر به این پی بردم که چقدر ادبیات و رفتار بچه ها تابع اطرافیان هست.
خصوصا این مورد برای ایلیا که دو زبانه هست کاملا مشهود بود.
روزهای اول مابین صحبتهاش خیلی خیلی از کلمات زبان دومش استفاده میکرد مثلا برای گفتن رنگها یا شمارش پله ها تا ده... ولی بلافاصله نگاه میکرد به واکنش اطرافیان تا ببینه متوجه میشن یا خیر و خیلی سریع فارسی اونهارو تکرار میکرد.
از دیروز هم فقط وقتی ازش به زبان دوم سوال میپرسم به اون زبان جواب میده وگرنه فقط فارسی صحبت میکنه و خیلی زود فهمیده که اینجا زبان همه فارسی هست.
درمورد رفتارهاش هم دیروز با پدرم تا سر خیابون رفته بودن وقتی برگشته بود بلافاصله رفت زیر میز و شروع کرد با چنگال زیر میز رو دستکاری کردن ازش پرسیدم داری چیکار میکنی؟ گفت شبیه اقاهه که رفته بود زیر ماشین، ماشین درست کنه:)
پدرم گفت از کنار یه مکانیکی خودرو رد شدن و ایلیا هاج و واج به تعمیرکار نگاه میکرده و خب چون اولین بار بوده که میدیده براش جالب بوده.
یا دیروز تو بازی هاش ماشیناش رو حرکت میداد و صدای بوق ممتد زدن درمیاورد. چیزی که تو کشور محل تولدش ندیده بوده و براش جذاب هست اینروزا.
اینکه چقدر بچه ها شبیه موم تو دست ما هستن و قابل تغییر و انعطاف پذیر برام خیلییی خیلییی جالب هست و در عین حال ترسناک. که چه مسئولیت بزرگی به عهدمون هست برای رفتار با بچه هامون.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
این چند وقتی که ایران هستیم ایلیا اشتهاش به صفر رسیده فقط شیر میخوره.
نمیدونم بیشتر به تغییر محیطش و نبود سکوت و همچنین صندلی غذاش ربط داره یا بخاطر گرماست.
پارسال از مولتی ویتامین دکتر کیدز جواب گرفتم برای اشتهای ایلیا. حالا امروز باید برم داروخانه و بخرم.
محصولات آی بانو و حکیم بانو هم خریدم که براش تست کنم امیدوارم در برابر خوردنشون مقاومت نکنه.
از ساعت خوابش هم که نگم! از ساعت 9 شب به 12 شب رسیده. دیشبم که مهمونی بودیم 1 شب خوابید
کلا مسافرت مساوی هست با تغییر سبک و روتین بچه ها
ولی خب سفر هم از واجباته و هیچ چیزی به اندازه سفر و دیدن روی رشد مغزی بچه ها تاثیر مثبت نمیذاره.
گرچه میدونم سفر رفتن تو این وضعیت اقتصادی اصلا دیگه کار آسونی نیست ولی حتی شده در حد دو روز شهرای نزدیک رو انتخاب کنین و سفر برید تغییر جا و مکان و تجربه های جدید هم بچه هارو خوش سفر میکنه برای آینده هم باعث رشد فکری و هوششون میشه.

عکس هم برای یکماه و یک هفته پیش هست که به یک سفر 13 روزه رفته بودیم و به مدت سیزده روز تو جاده ها و مکانهای مختلف بودیم. سفر با بچه کلا راحت نیست. ولی سفر نرفتن هم راه حلش نیست.
تا حد امکان بچه هارو عادت بدید. بچه ها مثل موم هستن به هر سبک زندگی عادت میکنن.
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان بهسا جونی مامان بهسا جونی ۲ سالگی
مامان پسر وروجک مامان پسر وروجک ۲ سالگی
آراد وقتی کوچیک بود هروز مسی بازی داشتیم همون مثیف ماری هر بافت متفاوتی رو میدادم بازی می‌کرد بزرگتر شد دیگه با رنگ انگشتی بازی می‌کرد از اونور هم خب با بافت غذاش هم بازی کرد دیگه گفتم خب این دیگه اوکیه دیگه لازم نیست هی من به طرق متفاوت مسی بازی کنم دیگه گذاشتم کنار حدود یه سالی هست دیگه مسی بازی نکردیم جز همون رنگ انگشتی و بافت غذاش امروز زدم تو کار مسی بازی با آراد چه جالب هردومون ریست شده بودیم هم آراد دیگه دست نمیزد به اردی که با آب مخلوط شده هم من طاقتم کمتر شده بود آراد دستشو که برد تو ارد و آب چندشش شد و یکراست رفت با فرش پاک کرد و من بلند اسمشو صدا زدم یلحظه مکث کردم که دارم اشتباه می کنم بقول یاوری به خودم وصل شدم من وصل شدنم یکم دیره😅
هیچی کلی کاغذ آوردم دستمو کردم تو آرد و بعد گذاشتم رو کاغذ آراد هم خوشش اومد و همینکار رو انجام داد چند دیقه ای مشغول بودیم ولی هنوز وسواس آراد هست دوباره بفکر افتاد برم تو نخش هر روز کثیف کاری بازی کنیم😂😂😂
بلکه تاب آوری منم بالا بره🥴🥴 😁
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
از زمانیکه باردار بودم به خودم یه قولی دادم. بچه ام چه دختر باشه چه پسر کاری کنم که در دل طبیعت بزرگ بشه. وسواس های مادرانه رو بذارم کنار و اجازه بدم تا هرچقدر دلش میخواد تو طبیعت بازی کنه و بزرگ بشه.
از فضای امن خونه خارج بشم و اجازه بدم طبیعت رو با دستان خودش کشف کنه.
نگرانی از زمین خوردنها و آلوده شدن دست ها و لباسها و مریضی بخاطر سرمای زمستون و... بذارم کنار و تا میتونم بهش فرصت دویدن و شیطنت در طبیعت رو بدم.
اینروزها که با بچه های همسن و سالش در ایران در ارتباط بوده متوجه میشم که تا حد خیلی خوبی در این مورد موفق عمل کردم.
ایلیا از نظر حرکات فیزیکی؛ شناخت طبیعت؛ واکنشهای لازمش نسبت به اتفاقهای محیط خداروشکر جلوتر از سنش هست.
اینروزها هم سعی کردم شبها که هوا خنک هست حتما به پارک یا باغ های اطراف ببرمش تا بتونم به خودم ثابت کنم گرمای تهران و شهرنشینی نمیتونه جلودار یه مادر باشه برای راهی که انتخاب کرده.
بچه ها با خوردن دست آلوده ممکنه مریض بشن، با زمین خوردن تو طبیعت و پارک ممکنه صدمه های کوچیک ببینن و گریه کنن، با کثیف کردن لباسهاشون ممکنه کار ما صدبرابر بشه، با بازی بیرون از خونه ممکنه ویروس بگیرن و یه مدت خونه نشین بشیم ولی تمام اینها در برابر چیزهایی که به دست میارن هیچه.

عکس زیر در حال جستجوی حشرات و مورچه هاست.
مامان آوا💜 مامان آوا💜 ۲ سالگی
🌸 سلام مامان‌های عزیز و مهربون 🌸
امروز با یک بازی ساده، جذاب و آموزشی در خدمتتون هستیم که به کودک کمک می‌کنه دنیای احساساتش رو بهتر بشناسه. 💛😊
🎭 بازی «حس من چیه؟» یک بازی سرگرم‌کننده برای کودکان ۲ تا ۵ ساله است که در اون، کودک با احساساتی مثل خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت، تعجب، ترس و خستگی آشنا می‌شه و یاد می‌گیره احساسات خودش و دیگران رو تشخیص بده و درباره اون‌ها صحبت کنه.
✨ این بازی رو می‌تونید خیلی راحت با تصویر، نقاشی، آینه، عروسک یا حتی با حالت‌های چهره خودتون در خانه اجرا کنید. در کنار بازی و خنده، مهارت‌های گفتاری، همدلی، اعتمادبه‌نفس و هوش هیجانی کودک هم تقویت می‌شه.
💐 امیدواریم از اجرای این بازی در کنار کوچولوی عزیزتون لذت ببرید و لحظات شیرین و خاطره‌انگیزی رو با هم بسازید.
📚🌈 اگر به بازی‌های آموزشی، حرکتی، خلاقانه و سرگرم‌کننده برای کودکان علاقه‌مند هستید، خوشحال می‌شیم به کانال ما در ایتا بپیوندید تا ایده‌ها و بازی‌های جدید رو با هم دنبال کنیم. 💕