آراد وقتی کوچیک بود هروز مسی بازی داشتیم همون مثیف ماری هر بافت متفاوتی رو میدادم بازی می‌کرد بزرگتر شد دیگه با رنگ انگشتی بازی می‌کرد از اونور هم خب با بافت غذاش هم بازی کرد دیگه گفتم خب این دیگه اوکیه دیگه لازم نیست هی من به طرق متفاوت مسی بازی کنم دیگه گذاشتم کنار حدود یه سالی هست دیگه مسی بازی نکردیم جز همون رنگ انگشتی و بافت غذاش امروز زدم تو کار مسی بازی با آراد چه جالب هردومون ریست شده بودیم هم آراد دیگه دست نمیزد به اردی که با آب مخلوط شده هم من طاقتم کمتر شده بود آراد دستشو که برد تو ارد و آب چندشش شد و یکراست رفت با فرش پاک کرد و من بلند اسمشو صدا زدم یلحظه مکث کردم که دارم اشتباه می کنم بقول یاوری به خودم وصل شدم من وصل شدنم یکم دیره😅
هیچی کلی کاغذ آوردم دستمو کردم تو آرد و بعد گذاشتم رو کاغذ آراد هم خوشش اومد و همینکار رو انجام داد چند دیقه ای مشغول بودیم ولی هنوز وسواس آراد هست دوباره بفکر افتاد برم تو نخش هر روز کثیف کاری بازی کنیم😂😂😂
بلکه تاب آوری منم بالا بره🥴🥴 😁

تصویر
۴ پاسخ

پسر من از اول دست نمیزنه حتی ب لبنیات لب هم نمیزنه دست زدن پیش کش تایکم خیس میشه مجبورم میکنه لباسشو عوض کنم برعکس اون دخترم از اول عاشق کثیف کاری بود الانم ک الانه مرغ گرفتنی قایمکی میشورم ک دخترم نفهمه وگرنه انقدراون مرغ بدبخت و ورز میده دلم واسش میسوزه .

دخترمنم همینه
کوجیک تر بود خیلی بیشتر دوست داشت
الان حساس شده
شایدم خودمو میبینه و دیگه میفهمه اینجور رفتار میکنه مثل بزرگا

دقیقا دختر منم کوچیک بود باهاش همه بازی میکردم خیلی دوس داشت ولی بزرگ‌تر که شد چندشش میشه حتی غذا هم میریزه سریع میگه جمعش کن

کثیف کاری*

سوال های مرتبط