از زمانیکه باردار بودم به خودم یه قولی دادم. بچه ام چه دختر باشه چه پسر کاری کنم که در دل طبیعت بزرگ بشه. وسواس های مادرانه رو بذارم کنار و اجازه بدم تا هرچقدر دلش میخواد تو طبیعت بازی کنه و بزرگ بشه.
از فضای امن خونه خارج بشم و اجازه بدم طبیعت رو با دستان خودش کشف کنه.
نگرانی از زمین خوردنها و آلوده شدن دست ها و لباسها و مریضی بخاطر سرمای زمستون و... بذارم کنار و تا میتونم بهش فرصت دویدن و شیطنت در طبیعت رو بدم.
اینروزها که با بچه های همسن و سالش در ایران در ارتباط بوده متوجه میشم که تا حد خیلی خوبی در این مورد موفق عمل کردم.
ایلیا از نظر حرکات فیزیکی؛ شناخت طبیعت؛ واکنشهای لازمش نسبت به اتفاقهای محیط خداروشکر جلوتر از سنش هست.
اینروزها هم سعی کردم شبها که هوا خنک هست حتما به پارک یا باغ های اطراف ببرمش تا بتونم به خودم ثابت کنم گرمای تهران و شهرنشینی نمیتونه جلودار یه مادر باشه برای راهی که انتخاب کرده.
بچه ها با خوردن دست آلوده ممکنه مریض بشن، با زمین خوردن تو طبیعت و پارک ممکنه صدمه های کوچیک ببینن و گریه کنن، با کثیف کردن لباسهاشون ممکنه کار ما صدبرابر بشه، با بازی بیرون از خونه ممکنه ویروس بگیرن و یه مدت خونه نشین بشیم ولی تمام اینها در برابر چیزهایی که به دست میارن هیچه.

عکس زیر در حال جستجوی حشرات و مورچه هاست.

تصویر
۱۳ پاسخ

منم اصلا وسواسی نیستم سر بچم یه بار با دوست شوهرم و زن و بچش رفتیم بیرون من و پسرم کثیف کاری میکردیم می‌خورد زمین بلند میشد گل بازی کرد خاک بازی آب بازی کرد اون خانمه همش مراقب بود دس به خاک نزنه دست به آب نزنه لباساش کثیف نشه موقع غذا خوردن هم همش مراقب بود کثیف نشه تمیز بخوره نه خودش فهمید چی خورد نه بچش من و پسرم راحت می‌خوردیم پسرم با دست می‌خورد آخرشم شوهرش دعواش کرد گفت هم به خودت زهر کردی هم بچع

منم سر این چیزا به پسرم اصلا گیر نمیدم

سلام صدف جان
منم خیلی دوست دارم پسرم آزاد باشه و همه چی رو تجربه کنه و توی خونه و حیاط خودمون به همه چی میتونه دست بزنه ولی توی پارک هنوز توی چمن نذاشتمش..اینکه توی چمنا کلی آشغال و فیلتر سیگار داره مشکل نداره؟یا حتی خیلی دیدم آقایون آب دهنشون میریزن روی زمین
خیلی دلم میخواد توی چمن راه بره ولی به نظرم زیادی کثیفه

گلم اسم پسرتون چیه؟

منم با شما موافقم ولی همسرم اصلا
یعنی حتی موقع غذا خوردن هم خودم بهش غذا میدم که مبادا لباسش کثیف بشه همسرم عصبانی بشه.بیرون که دیگه هیچ ،به هیچی نباید دست بزنه

من میگم بچه نیاز داره آلودگی و میکروب هم به بدنش برسه و واقعیت میذارم کارش رو بکنه فقط میگم نذار دهنت دستت رو آزاد بعد که تموم میشه لباسش رو عوض میکنم و حموم میبرم همین راااحت .واقعا دیدم کسی که هی گفته بچه نکن و...الان از هر لحاظی بچه از هم سن هاش عقبه

جون دلم نفس خاله

مامان صدف آفرین بهت منم خیلی دوست داشتم اینجوری باشم دلم همینو میخواد ولی وسواسی ک دارم نسبت به مریض شدنش نمیذاره البته قبلش اینجوری نبودم وقتی اولین بار رزوئلا گرفت و سه هفته تب ۳۹ درجه داشت من مردم قشنگ دست تنها حتی نمیتونستم چشم رو هم بذارم از ترس تب دیگه یجوری ترسونده شدم ک اصلا نمیتونم بشم ی مادرعادی شدم ی مادروسواسی ترسو

من اصلا مشکلی ندارم اما وقتی مریض میشه خودم اذیت میشم مثلا الان یک هفته اس نه شب خوابیدم نه روز تب اسهال داره خودم داغون میشم

اقرین مامان با ذوق و حوصله

من میذارم کشف کنه ولی ملت یه جوری نگام میکنن

کاش منم بتونم خودمو آدم کنم😭😭😭😭
متاسفانه من کلی وسواس سر مریضی بچم داره
و هرکاری میکنم حالم خوب نمیشه و نمیتونم این حرکاتو کنار بزارم
بمیرم برا بچم که من مادرشم
مدام در حال شستنشم
ن میبرمش مهد ن خانه بازی
پارک وقتایی که خلوته
حتی از ابکه کنار یکی باشه استرس منو میگیرع که نکنه مریض باشه
کاش منم ی روزی درمان بشم😭😭😭😭😭
شبو روز عذاب وجدانشو دارم

چقدر خوبه که اینجوری من خیلی تو این مسائل حساسم کثیفی والودگی

سوال های مرتبط

مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
به خودم قول دادم امروز بشینم کارایی که کرده رو لیست کنم یادم نره بعدها:
گزارش کار امروز:
خوردن جو پرک خام مشت مشت و ریختن دهن عروسکها و سه چرخه و پخش آن در جای جای خونه
پا انداختن تو سوراخ روفرشی و پاره کردن و ذوق از جر خوردنآن تا فیها خالدون
خوردن سوپ ابتدا با دست و سپس با پا و با سر و راه رفتن تو بشقاب سوپ ( فرار با پای سوپی پس از مشاهده انفجار مادر)
دست بردن تو بستنی سه بعدی و مالیدن بستنی به فرش نازنین اتاقش و تکان دادن دست ها و پرتاب بستنیپس از انفجار مجدد مادر
پیپی کردن و اجازه تعویض ندادن ۲ بار( هر بار نیم ساعت)
انواع و اقسام لگدها در حین تعویض
خوردن نون قندی با سس گوجه
خوردن نون و پنیر و زرشک
رفتن داخل اتاق ها و بستن در از پشت و سکته دهی مادر
رفتن روی لبه مبل و پریدن در استخر توپ( سه بار)
زدن توپ به لوستر و ذوق از تکون خوردنش در حالی که مادر از سقوط لوستر وحشت دارد
انجام هر کاری از پاک کردن بلدرچین تا کار با اینباکس ایمیل شرکت با گفتن جمله میشه منم امتحان کنم؟
مامان سواری( خر سواری)
جیغ و فغان هنگام خروج پدر (سه بار و هر بار بدتر)
رفتن به دسشویی و گرفتن شلنگ آب روی خود( ۲ بار)
نفهمیدن معنی نه و نمیشه ( ۱۰۴۵ بار)
نخوابیدن در عصر و دق دادن تا الان
و در نهایت کشاندن بابای خسته به کوچه قبل از بازی فوتسال
نامبرده بیرونه الان !
مامان کلوچـه🍪 مامان کلوچـه🍪 ۳ سالگی
امروز یه کتاب راجع به تربیت فرزند میخوندم درمورد مهدکودک (سن۴ سالگی حدودا ) چیزای جالبی نوشته بود : میگفت اول از همه اگ بتونید توی خونه به بچتون یه سری چیزا آموزش بدین و فضا رو طوری مهیا کنید ک بچه سرگرم و مشغول بشه و با علاقه یه سری کارا رو انجام بده( بسته ب کارای مورد علاقه کودک میتونین شرایط مهسای کنید) خعلی بهتر از مهد هست . نوشته بود در انتخاب مهد خیلی باید دقت کنید ک کلاس های پی در پی نذارن برای بچه ها ، خسته نشن. توی اون سن بچه بیشتر نیاز داره کشف کنه ، تست کنه، خودش امتحان کنه یه سری چیزا رو، نه اینکه در قالب چارچوبِ خشک قرار بگیره و مدام امر و نهی بشه.. و یا مربی باهاش بد رفتاری کنه.. مثلا : بچه سرگرم بازی با فلان وسیله هست و زوم‌شده روش و با حواس کامل داره بازی میکنه، بعد یکی میاد و اون وسیله رو میخا‌د، از اونجایی ک توی مهد همه وسایلا متعلق ب همس، مربی از بچتون میخاد ک اون وسیله رو به دوستش هم بده و این باعث میشه حواس بچتون و تمرکزش از بین بره.. و اختلال حواس ب وجود میاره.. دلیل اینکه اختلال حواس بچه ها در کلاس اول مشخص میشه، یکیش همینه ک مهدِ مناسبی بچه نرفته و یا پدر و مادر اجازه تمرکز و کشف ب بچه ندادن
مامان آوا💜 مامان آوا💜 ۲ سالگی
🌸 سلام مامان‌های عزیز و مهربون 🌸
امروز با یک بازی ساده، جذاب و آموزشی در خدمتتون هستیم که به کودک کمک می‌کنه دنیای احساساتش رو بهتر بشناسه. 💛😊
🎭 بازی «حس من چیه؟» یک بازی سرگرم‌کننده برای کودکان ۲ تا ۵ ساله است که در اون، کودک با احساساتی مثل خوشحالی، ناراحتی، عصبانیت، تعجب، ترس و خستگی آشنا می‌شه و یاد می‌گیره احساسات خودش و دیگران رو تشخیص بده و درباره اون‌ها صحبت کنه.
✨ این بازی رو می‌تونید خیلی راحت با تصویر، نقاشی، آینه، عروسک یا حتی با حالت‌های چهره خودتون در خانه اجرا کنید. در کنار بازی و خنده، مهارت‌های گفتاری، همدلی، اعتمادبه‌نفس و هوش هیجانی کودک هم تقویت می‌شه.
💐 امیدواریم از اجرای این بازی در کنار کوچولوی عزیزتون لذت ببرید و لحظات شیرین و خاطره‌انگیزی رو با هم بسازید.
📚🌈 اگر به بازی‌های آموزشی، حرکتی، خلاقانه و سرگرم‌کننده برای کودکان علاقه‌مند هستید، خوشحال می‌شیم به کانال ما در ایتا بپیوندید تا ایده‌ها و بازی‌های جدید رو با هم دنبال کنیم. 💕