۱۴ پاسخ

چیزی که الان یادم اومد
بالاخره ماهم مثل همه زوجها دعوا و بحث داریم،اما قانونهای دعوامون اینه که حرف از گذشته ممنوع ،یعنی نگیم فلان سال این کارو کردی
یا اینکه حرفای دیگران رو نیاریم توی دعوامون.یعنی مامانت اینو گفت،بابات اینو گفت ممنوع
قهر ممنوع ،ما میتونیم دو سه ساعتی بعداز دعوا رو باهم حرف نزنیم تا آرومتر بشیم ،ولی بعدش مثلا یکیمون یه چایی می‌ریزه میاره ،اون یکی هم عادی رفتار می‌کنه.انگار نه انگار

جلوی بچه فحش و یا حرف بد ممنوع
قانون گذاشتیم یه مبلغی تعیین کردیم من یا همسرم اگر سهوا حرف بد زد باید اون مبلغ رو بریزه به حساب دخترمون
حرف زدن تو دعواها راجب گذشته ممنوعه
جلو بچه با صدای بلند دعوا ممنوع
فعلا اینا یادمه😂

تاپیک منم ببین 🫩🫩🫩🫩

ماهیچ قانونی نذاشتیم ولی ناخودآگاه خیلی چیزا رو از اول ازدواج رعایت کردیم مثلا هرجا بریم به هم دیگه اطلاع میدیم
دعوا بکنیم به هیچ کس نمیگیم بین خودمون حلش میکنیم بخصوص با پیام دادن درموردش حرف میزنیم مشکلمون چیه
تو دعوا فوش و بی احترامی به همدیگ و خانواده هامون نمیکنیم
احترام خانوادمون رو داریم
زیاد بهم دیگ گیر نمیدیم

هیچ قوانینی نداریم 🤣🤣🤣

هیچ قوانینی نداریم 🤣🤣🤣

موقع گریه هیچوقت چیزی رو که میخواد نمیدیم بهش
منظورم چیزای خطرناک یا کارای خطرناکه
خودشم میفهمه نباید بخواد
بابت روابط خودمون هم
به هیچ عنوان توی ۶ سال زندگیمون اجازه نداشتیم کوچکترین حرف زشتی بهم بزنیم
دعوا کردیم بی نهایت ولی فحش و ناسزا هیچوقت نگفتیم
چون قبح رابطه میریزه
از زمان زایمان هم صبح هایی که تعطیله و میتونه وقتی دخترم بیدار میشه نگهش میداره سرگرمش میکنه که من بیشتر بخوابم و استراحت کنم
همیشه هم از اول شستن سرویس بهداشتی و حموم با همسرمه😅

وقتی یکی معذرت‌خواهی میکنه طرف مقابل نباید باد به غبغب بندازه، راجع به پسرک هم همینطور. بلد نیست معذرت بخپاد ولی بوس میکنه، ناز میکنه و میگه بغل و خوب شدی؟
سر سفره تلاش میکنیم که گوشی نیاریم.
فرقی نمیکنه کی زباله رو بذاره بیرون، کی ظرف بشورن کی جارو بزنه در صورت نیاز هر کدوم جایگزین میکنیم.
دروغ نمیگیم. هر خرابکاری کرده باشبم سریع بهم خبر میدیم.
قهر نمیمونیم فقط نهایتا دو ساعت بهم وقت میدیم بعدش میریم لی‌لی به لالای هم بذاریم.
هرکی هرچی میتونه تو خونه انحام میده و محول به طرف مقابل نمیکنه، مثلا من هیچ وقت دنبال لباس مثیفای همسرم نمیگردم همیشه خودش میذاره تو لباس شویی این باعث میشه کلافه نشم از انباشت، لباسهای پسرک هم خودش چک میکنه هرچی فک میکنه کثیفه میذاره تو لباسشویی.
تو مهمونی هم نگاه نمیکنه من چیکار کنم خودش خیلی از پذیرایی‌هاروانجام میده که خب اینو مدیون پرورش خانوادگیش هستم.

جلوی بچه ها اگه راجع به موضوعی هم نظر نیستیم مخصوصا مسائل تربیتی به هیچ وجه نظر مخالف ندیم و سعی کنیم دونفره دور از چشم بچه ها راجع بهش صحبت کنیم
هروسیله اسباب بازی ک برمیدان بعداز بازی از هر چقدر هم خسته باشن باید خودشون مرتب کنن و بزارن سرجاش
خواهرا باهم مهربون باشن و سلین هوای دنیز ک کوچولو تره رو داشته باشه🫂
با شوهرم راجع به اتفاقات روز حرف بزنیم
من باید اخر شب باهاش صحبت کنم و اونم شنوده ی منطقیه و بیشتر وقتا راهنماییم میکنه🤍

قهر نمیکنیم فوق چند ساعت سر سنگینی
شوهرم اوایل قهر میکرد غذا نمیخورد دوتا زدم پس کلش گفتم من مامانت نیستم نازتو بکشم این اخلاق مزخرفتم جمع کن من شوهر کردم بچه ۵ساله به سرپرستی نگرفتم ک!؟
عین اون سکانس زخم کاری البته ن ب اون شدت یکم تشَر مانند
دیگه تکرار نکرد کارشو

تو تربیت بچه دخالت نکنیم بعد هر بحث و دعوا وقتی آروم شدیم حتما صحبت کنیم خانواده ها رو دخالت تو هیچ موضوعی ندیم و خدا رو شکر تا الان موفق بودیم

صدای تلویزیون ازیه حدی نباید بیشتر بشه ،هرکدوم از بچه ها خونه رو به هم ریخته مثلا اسباب بازی وکتاب وقلم و...خودش باید مرتب وجمع کنه، همه باید صبحانه بخورند دیگه عادت شده براشون ،حرف زشت تو خونمون ممنوع هست بدون اجازه و هماهنگی جایی نمیرن بچه‌ها حتی خونه عزیزش که نزدیکه ،با همسرمم کلا خدا رو شکر رابطمون خوبه ودرمورد تربیت بچه‌ ها با هم هم نظریم

کتک زدن ممنوع البته این قانون برای بچه هام. چون باهم درگیر میشن این قانون گذاشتیم.در مورد همسر قانونی نداشتیم هر چی هست عشقیه.مثلا بدون اطلاع هم جایی نمی‌ریم.باید از هم اجازه بگیریم چه من چه اون.در مورد خرج کردن یا لباس خریدن باهم مشورت میکنیم که چی الان اهمیت داره.در کل خیلی باهم حرف می زنیم.

قانون ک داریم اما متاسفانه بچهها رعایت نمیکنن

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
از زمانیکه باردار بودم به خودم یه قولی دادم. بچه ام چه دختر باشه چه پسر کاری کنم که در دل طبیعت بزرگ بشه. وسواس های مادرانه رو بذارم کنار و اجازه بدم تا هرچقدر دلش میخواد تو طبیعت بازی کنه و بزرگ بشه.
از فضای امن خونه خارج بشم و اجازه بدم طبیعت رو با دستان خودش کشف کنه.
نگرانی از زمین خوردنها و آلوده شدن دست ها و لباسها و مریضی بخاطر سرمای زمستون و... بذارم کنار و تا میتونم بهش فرصت دویدن و شیطنت در طبیعت رو بدم.
اینروزها که با بچه های همسن و سالش در ایران در ارتباط بوده متوجه میشم که تا حد خیلی خوبی در این مورد موفق عمل کردم.
ایلیا از نظر حرکات فیزیکی؛ شناخت طبیعت؛ واکنشهای لازمش نسبت به اتفاقهای محیط خداروشکر جلوتر از سنش هست.
اینروزها هم سعی کردم شبها که هوا خنک هست حتما به پارک یا باغ های اطراف ببرمش تا بتونم به خودم ثابت کنم گرمای تهران و شهرنشینی نمیتونه جلودار یه مادر باشه برای راهی که انتخاب کرده.
بچه ها با خوردن دست آلوده ممکنه مریض بشن، با زمین خوردن تو طبیعت و پارک ممکنه صدمه های کوچیک ببینن و گریه کنن، با کثیف کردن لباسهاشون ممکنه کار ما صدبرابر بشه، با بازی بیرون از خونه ممکنه ویروس بگیرن و یه مدت خونه نشین بشیم ولی تمام اینها در برابر چیزهایی که به دست میارن هیچه.

عکس زیر در حال جستجوی حشرات و مورچه هاست.