مامان بچه داری شما هم سخته من واقعا بریدم نمدونم چرا اینقدر چالش دارم از روز زایمانم تا همین امروز همش با یه مشکل روبرو شدم زایمانم بدم بی حس نشد درد تیغ رو متوجه شدم بعد از اون چهار ماه کولیک شدید و رفلاکسی که هنوزم درگیرشه و خوب نمیشه همین باعث میشه بارها شب از خواب بیدار بشه با گریه بد غذایی کمبود وزن و قد همینطور مقاومت در خواب و حرف نمیزنه هنوز و میریم بیرون با ماشین همش بد قلقی میکنه و گریه میریم مسافرت تو هتل همش میخواد بره بیرون و بی قراری میکنه من رسما خیلی از لحاظ بدنی تحلیل رفتم تو این تایم موهام به شدت سفید شده صورتم چروک شده افسرده شدم کمکی هم نداشتم این روزها خیلی به خودکشی فکر میکنم من میدونستم بچه داری سخته ولی هیچوقت فکر این حجم از اذیت رو نکردم تمام اطرافیانمم که بچه دارن اینقدر اذیت نشدن خیلی دلم گرفتم شبها یک ساعت و نیم تا دو ساعت تو اتاق تاریک مشغول خوابوندنشم هر شب گریه میکنم

۲ پاسخ

رسما سخته
خودت باید به خودت آرامش بدی سخت نگیری حوصله کنی به بچه ات برسی .
هیچ کس نمیاد کمکی کنه .

وااایی چقدر سخت نمیتونی کمکی بگیری لاااقل چند ساعت استراحت کنی

سوال های مرتبط

مامان درسا جوجه🐣 مامان درسا جوجه🐣 ۲ سالگی
میخام باهاتون دردل کنم نمدونم چرا از وقتی بابام فوت کرده هیچ جا بهم خوش نمیگذره با این که میدونم بابام که رفت هم خودش راحت شد از این دنیا هم مادرجانم چون مادرجانمو خیلی اذیت میکرد بخاطر اعتیادش خودشم گیر بودو همش میگفت من نمتونم ترک کنم دعا کنین من بمیرم الان همش چهرش جلومه میسوزم از این که روزای خوبیو باهم نداشتیم مثل بقیه پدر دخترا هرجا میرم همش گریم میگیره دوستام سعی میکنن بیرون ببرنم که حالم خوب بشه یا ظهر میبرنم بیرون باز شب شوهرم با دوستامون میبرمی بیرون که حالم خوب بشه اما همه جا برام سنگینه همش گریه میکنم قلبم خیلی درد میکنه نفس کشیدن برام سخت شده از نظر جسمی معدم داغون شده اصلا نمتونم درست غذا بخورم خیلی وزن کم کردم همش ترشم میکنه یا حالت تهوع دارم بی حال و کسلم خسته شدم از این وضعیت همش عصبیم بچمو میزنم دعواش میکنم هرکی چیزی میگه سریع جواب میدم میپرم به همه هی چیزی ارومم نمیکنه نه گریه نه سیگار هیچی دلم میخاد دوهفته کامل بخابم بیاین باهام حرف بزنین شاید یکم اروم بشم 🥺🖤