تجربه زایمان ( پارت ۳ )
خیلی اذیت شدم هم روحی و هم جسمی . فکر نمی‌کردم این همه تلاشم آخر بی نتیجه بشه . سزارین هم خیلی اذیت شدم . وسط عمل به شدت پهلو درد شدم و قفسه سینم درد میکرد که بهم خواب آور زدن و گیج شدم یکم . بعد عمل تا دو هفته بعدش پهلو درد شدید بودن و به شدت درد داشتم . خلاصه خیلی ناراحتم ازین وضعیت و با اینکه به شدت درد طبیعی کشیدم اما خیلی دوست داشتم طبیعی بشه تا اون وضعیت و درد شدید بعد عمل .
از بیمارستان هم اصلا راضی نبودم . البته تو بخش همه چی خوب بود . رسیدگی واقعا خوب بود . اما بخش زایمان اصلا خوب نبود . چون کلاس زایمان راحت رفته بودم ، هرکاری میخواستم بکنم میگفتن این روش ها به درد نمیخوره بخواب رو تخت و ان اس تی . ماما همراه هم خودشون به زور گرفتن یعنی برگشو دادن امضا کردم اما فهمیدم که اصلا منظور از ماما همراه تو این بیمارستان ماساژ و ورزش و زایمان فیزیولوژیک نیست ، بلکه انجام دادن کارهای معمولی از جمله ان اس تی هست که اصلا وظیفه یک بیمارستان دولتی هم همینه . خلاصه اصلا بیمارستان عرفان سعادت آباد رو برای زایمان طبیعی پیشنهاد نمیکنم اصلا روش های زایمان فیزیولوژیک رو قبول نداشتن و اجازه نمیدن . الکی هم پول ماما گرفتن ولی ماما فقط می‌آمد و معاینه میکرد و ان اس تی می‌گرفت .

تصویر
۵ پاسخ

من بیمارستان ثامن مشهد زایمان طبیعی داشتم و اونجا خودشون هم ان اس تی هم معاینه می کردن چون زایمانم یهویی شد و یهو بستری شدم گفتن ماما همراه نداری گفتم نه گفت ماما همراه نمی خوای گفتم نه ولی یک ماما بالا سرم بود همون هم زایمانم کرد دکترم آمد بخیه زد خدا خیرش بده دستش سبک بود بیمارستان من نیمه خصوصی بود چه زایمان چه رسیدگی تو بخش عالی بود ، اگه همون اول دکترت نامه سزارین میداد آنقدر عذیت و خاطره بدی از زایمانت نداشتی خیلی عذیت شدی

عجب ماما همراهی
ضرب نخوره
چه پولا میخورن مردم‌‌‌‌....

عزیزم خداروشکر نی نی سالمه
نامدار باشه و بسلامتی
ولی دکترتم کم کاری کرده کی بوده؟

منم با ۱۳ ساعت تحمل درد طبیعی آخرش سزارین شدم

چه حس بدیه که زایمان بدی رو تجربه کردی
اون از دکترت که دیر اومد
اینم از بيمارستان
خداروشکر نینیت سالمه
تبریک میگم بهت

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین من
من قصدم زایمان طبیعی بود ولی ذهنم رو برای هر اتفاقی باز گذاشته بودم که اگه طبیعی نشد و سزارین شدم تو ذوقم نخوره و هول نکنم و همین طور هم شد ۳۹ هفته و ۵ روز رفتم بیمارستان تا به خواست دکترم ی سونو فقط بدم ببینیم وضعیت بچه چطوره اصلا به قصد زایمان نرفتم بیمارستان 😅 بعد سونو هم قرار بود معاینه تحریکی بشم تا کم کم دردام شروع بشه حتی از ماما همراهم پرسیدم تو معاینه ممکنه کیسه آبم پاره بشه که گفت نه اصلا برا همین با تصور اینکه میرم و برمیگردم خونه صبح از خونه زدیم بیرون 😅 ای دل غافل ... سونو رو که دادم دکترم دقیقا همون ساعت زایمان داشت و تو بیمارستان بود بهش نشون دادن جواب رو گفت بستریش کنین. بچم ظاهرا رشتش دیگه خیلی خوب نبوده برا همین بیشتر موندنش ریسک داشت. خلاصه بستری شدم و قرص زیر زبونی بهم دادن ان اس تی هم وصل کردن ۱۱ بستری شدم کم کم دردام شروع شد ، پهلو چپم و پشت کمرم سمت چپ خیلی درد می‌گرفت کم کم زیاد شد دردا ولی ان اس تیم اصلا خوب نبود ضربان قلب بچه با انقباض های من افت پیدا می‌کرد برا همین سریع گفتن سزارین بشم . کمتر از یک ساعت درد طبیعی کشیدم ولی همون هم واقعا زیاد بود، ادامه
....
مامان رادین💙🐥 مامان رادین💙🐥 ۱۴ ماهگی
من اومدم با تجربه زایمان سزارین ؛در بیمارستان عرفان نیایش✨🤍
بهترین بیمارستان؛بهترین امکانات بهترین کادر درمان 🫶🏼
(پارت اول)
روز دوشنبه ساعت ۶:۳۰صبح که از خواب بیدار شدم
به همراه مادرم و همسرم و دختر عموم راهی بیمارستان شدیم!
ساعت۸:۳۰ رسیدم بیمارستان که هم خیلی دیر رسیده بودم هم واقعا ترافیک بود !
خلاصه تا رسیدم مادر و دختر عموم رو نگه داشتن نداشتن بیان بالا
منو همسرم رو فرستادن بلوک زایمان برای انجام دادن کار هام و رضایت های همسری ✨🤍
کارام خیلی سریع پیش رفت و منو خوابوندن اول ان اس تی گرفتن ازم بعد آنژیوکت وصل کردن و بعد سوند !!
اصلا از سوند نترسید هیچی نییییییییست
از من ترسو تر فکر نکنم وجود داشته باشه اما اصلا ترس نداشت و درد نداشت 🙂فقط کمی سوزش!!
اما آنژیو کت وصل کردن برام خیلیییی درد داشت
بنظرم از اون بیشتر برسید حتی خانم پرستار هم می‌گفت آنژیو کت درد و سوزشش بیشتر از سونده😂اما خب اونم بعد از ۵ دقیقه عادی شد و دیگه درد نداشت!
ان اس تی هم همه چی خوب بود
کارام تموم شده بود و منتظر بودم بیان ببرنم اتاق عمل!!🥲
مامان حسنا مامان حسنا ۸ ماهگی
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۷ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن