سلام عشقا
میتونم باهاتون درد دل کنم
دیروز دلاور بزرگه خونمون افتاد رو سینه پسرم چند ثانیه نفس رفت با جیغ های منو و آب زیاد برگشت
حالا میگین چی شد بخدا خودمم نفهمیدم چی شد یدفعه من رفتم پوشک بیارم عوضش کنم
پدرشم خونه بود ولی پارسا رفته بود تو اتاق خودمون
خونه پدر و مادر همسرم نزدیکه رفتیم پیش اونا از ترس آنقدر پدر شوهرم با دعوا و دهنی تفی حرف زد که چرا مواظبش نبودی منم اونجا فقط به فکر بچه‌ام بودم هیچی نگفتم
رفتیم همگی با هم بیمارستان اکباتان کودکان همدان نزدیک هست اونجا معاینه از قفسه سینه که خداروشکر هیچی نبود
منم فقط یه اینه کوچیک سفالی که خورده بود سر پسرم کمی خراش داشت.
شوهرمم نامردی کرد گفت باید مواظب بودی پیش دکتر
دکترم بهم گفت خدای نکرده قفسه سینه میکشت نمیشه چیزی کنی
بچه ها من خیلی عذاب وجدان دارم بخدا همیشه مواظب بچه هامم ولی این یدفعه بود حواسم رفت
مگه میشه مادر دلش بخواد به بچه چیزی بشه 🥺🥺

تصویر
۲۱ پاسخ

عزیزم کار درستی کردی حرفی نزدی. تو اون شرایط اولویت سلامت بچه ست. آدمایی که عرضه حل‌ مسئله و پیشنهاد راه حل ندارن دنبال مقصر میگردن. دامن زدن به پیداکردن مقصر فقط تمرکزتو از بچه کم میکرد.
یه عده میکن باید زبون داشتی از خودت دفاع میکردی, درست میگن ولی به جاش. اون موقع اولویت رسیدگی به بچه بود.
مردا معمولا وقتی هیجانزده میشن قدرت کنترل ندارن و چرت و پرت میگن. وقتی بدونی این اخلاق همه مرداست راحت تر تحمل میکنی. معمولا بعدا که از هیجان میفتن راحت تر موضوعو درک میکنن.
نذار این اتفاق ارتباطت با شوهرت و پدرشوهرتو تحت الشعاع قرار بده. جوری رفتار کن انگار همچین حرفی نزدن. یه بار که شرایط مساعد بود و حال خودت و شوهرت خوب بود بهش بگو اون دفعه فلان اتفاق افتاد انتظار داشتم کمکم کنی به جای اینکه دنبال مقصر بگردی. و تصریح کنی اون دفعه بابات فلان حرفو زد انتظار داشتم طرف منو بگیری. و ادامه بدی که دوست دارم امروز که میریم خونه شون جلوی همه به پدرت بگی رفتارش با من درست نبوده.
مردا وقتی آروم میشن خوب باج میدن. اگه تو عصبانیتشون خودتو کنترل کنی میتونی تو آرامششون ازشون باج بگیری.
این حرفایی که میگم درس یه تجربه تلخه، ولی مسیریه که در پیش گرفتم و ازش راضیم‌.

عزیزم شما حتی اگه اونجا هم بودی که نمیتونستی دراور رو نگه داری
زبون داشته باش از خودت دفاع کن
عه
مگه پدرش اونجا نبوده?
من بودم جرش میدادم همون موقع
میگفتی مگه کوری چرا یه کاری نکرددی
بگو من هرروز از صبح تا شب با بچه هستم یه خراش برنداشته این همه مدت
یه لحظه نمیشه روی تو حساب کرد واسه مراقب از بچه

اینجور مواقع همه مقصر مادر رو میدونن مخصوصا که طرف شوهر باشه به دل نگیر منم یبار خونه مادر شوهرم داشتم سفره رو میچیدم مادر شوهرم قابلمه داغو آورد گذاشت زمین دخترم دست زد بهش جیغش رفت رو هوا خدارو شکر دستش نسوخت ولی مادربزرگش احمقش سر من داد زد درحالیکه احمق بودم از خودشه که قابلمه داغو آورده گذاشته زمین من هر چقدرم حواسم باشه یه آن دخترم رفت سمتش دیگه اتفاقه میفته دیگه واسش صدقه بذار کنار تو یه فرصت مناسب هم بشین با شوهرت حرف بزن مسالمت آمیز و آروم بگو که ازش دلخور شدی

زبون نداشتی مگه نامردیشی مگه
توهم جلودکتر صدات میبردی بالا میگفتی تو کجا بودی من زن باید دلاور بلند میکردم تو چرا نرفتی دونبالش صبح تا شب ‌ک من خونه ام خستم کردن هستی ام نمیتونی دوساعت مسئولیت بچت قبول کنی

من بودم همونچا ... میدادم ک یه دوخت دوزی دکتر بزاش انچام بده
مسئولیت بچه دوطرفه است
تنها لطفی ک میتونن بکنن هستن خونه اون دوسه ساعت کارا بچه گردن بگیرن

میفهمم عزیزم اما خب کاریه ک شده مگه تو میدونستی ک قراره چی بشه متاسفانه ببخشید ببخشید ک اینجوری میگم ادمای نادون و بیشعور اطرافمون هستن ک بازم حس ناکافی بودن و مادر بد بودن بهمون بدن اما غصه نخور تو تنها نیستی شوهر نادون منم وقتی بچه پیششه چیزیش میشه ریلکسه اما اگه پیش من باشه ابم روش بریزه وایمیسه سروصدا ک چرا اب ریخته رو بچه…چی بگم فقط خدا صبر بده بهمون💔

مردا وقتی توشرایط بد قرارمیگیرن ازاین چرتو پرتازیاد میگن کار خوبی کردی اعتنا نکردی عزیزم
مهم سلامتی گل پسرت بوده اگه تواین شرایط میخواستی با شوهرت کلکل کنی که پسرت خدایی نکرده بدتر میشد حالش
ان شالله بعدازاین بلادورباشه ازگل پسرت و همیشه تنش سلامت باشه

عذاب وجدان چرا میگیری حالا ، خدا رو شکر تموم شد ، ولش کن ، تو همین که هستی برای بچت کافیه

سلام عزیزم خدا را شکر که بخیر گذشت ناراحت نباش حرف زیاده خانواده شوهر هم که قربونشون برم در هر صورت حرف میزنن به خاطر حرف پدر شوهرت هم ناراحت نباش
عذاب وجدان هم نداشته باش اتفاقی که میوفته منم پسرم چند روز پیش رفت تو اتاق خواهرش پا تختی انداخت پایین شانس آوردیم نیوفتاد روش

برا بچه هرچی اتفاق بیفته مامانش میره زیر سوال ن باباش🥲

خداروشکر که به خیر گذشته. صدقه بده.
تو از کجا می دونستی که این اتفاق میوفته ‌
اینکه نتونستی جواب شوهر و پدرشوهرتم بدی طبیعیه. اون لحظه هم استرس بچتو داشتی هم جدی جدی خودت رو مقصر می دونستی. دیگه به خودت سخت نگیر. ان شاالله که همیشه سلامت باشه

من چارچشمی مواظبشم از کنارش تکون نمیخورم از ترس اینک چیزیش بشه باباش رحمتارو بریزه رو سرمن ولی اتفاق اتفاقه میفته

ناراحت نشیا چون خودمم خیلی این اتفاقا افتاده ولی جوابشونو بده چونکه تو تقصیری نداری نذار با حرفا و حرکاتشون بهت عذاب وجدان بدن خودت عمیق فکرکنی متوجه میشی بی تقصیرترین تو هستی و بیشتراز همه حتی خودبچه تو اذیت میشه

بلا به دوره ان شاءالله ولی مگا نسپرده بودی به شوهرت چرا اون حواسش نبوده

منم بچه بودم رفتم روی کشو دراور برگشت روم خانوادم خیلی ترسیده بودن
هرکسی تقصیر یکی می نداخت
ولی تقصیر خودم بود که فضول بودم

خدا بگم چیکارت نکنه مژده دراور ،نه دلاور هی میگم منظورم از دلاور شوهرشه چیه 🤣🤣🤣
ان شاءالله اتفاقی نمیفته و صدقه بده

عزیزم
عیب نداره بخیر گذشته
فراموش کن صدقه بده

آخ بمیرم بخیه ای؟

متنفرم از آدمایی که حس مادر بده بودن رو به آدم میدن

ای جان عزیزم میفهمم خیلی سخته
پسرم یبار پله هارو افتاده
نگران نباش چهار قل بخون بهشون شبا صبا از چشم زخم نگه میداره واسشون حرز امام جواد بگیر خیلی خوبه
خودتو سرزنش نکن خداروشکر اتفاقی نیفتاده ..

وای عزیزم بلا ب دور
بزار بگن منم دیروز لاوین پیش میز تلویزیون بود منم داشتم لباساشو جمع میکردم یع دفعه افتاد زیر چشمش عمش کبود شد خانواده شوهرمم میگفتن تقصیر توعه حواست نبوده ولی شوهرم جوابشونو میده اخه من از کجا بدونم اون دقیقع میخاد بیفته که مراقبش باشم

میشه درخاست دوستی بدید

سوال های مرتبط

مامان فندوق🩷 مامان فندوق🩷 ۱ سالگی
سلام عزیزان 🥺
من امروز رفتم دکتر به قدری شلوغ بود که نگو البته من نفر اول رفتم ولی خیلی بالا و پایین رفتم برای سونوگرافی شکم و لگن و ...
والا اونجا دوبار حال دخترم بد شد نفر ۳ بودم گفتن اولین نفر برو معاینه کرد دکتر و سوال پرسید منم جواب دادم گفت احتمال رفلاکس هست ولی یه سونو شکم و لگن بگیر ببینم در چه حد و سر مری یا معده یا همچین چیزی بازه که گاز میده بالا ماهم اومدیم سونو دادیم همون جا خانم دکتر گفت که رفلاکس شدید داره دهانه باز و اسید معده من میبینم برگشته به معده باز 😭💔
دیگه با توجه با دارو و اینایی که میخوره گفت اسپاسم شیرخوارگی داره دارو تشنج قطع نکن سرخود ولی با خوردن این داروها هم خیلی بهتر میشه یه قرص داد یه پودر و یه ویتامین بعد یکماه باز ببرم پیشش
تست آلرژی گفت بده ولی من ندادم
از فردا هم دارو ها می‌خوام شروع کنم
پر کل راضی بودم وقت زیادی گذاشت دکتر خیلی مهربان و با ادبی بود 🥰

وقتی پرونده دخترم میدید گفت باریکه الله به شما که از هیچ تلاشی برای دخترتون کم نداشتین اونجا یه ذره خیال من و شوهرم راحت شد 🌱چون همش عذاب وجدان دارم بابت بچم 🥺




فرزند پروری کولیک نوزاد مادر بچه کودک
مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
سر شب آروین و مادر شوهرم داشتن رو تخت باهم بازی میکردن منم پذیرایی بودم یهو به صدای وحشتناکی اومد ،آروین از رو تخت افتاده بود زمین پشت سرش خوردخ بود به پارکت ،داشت گریه میکرد هون لحظه که گرفتمش بغلم استفراغ کرد
زنگ زدم اورژانس گفتن هوشیارع گفتم بله گفت بباشه بازم ببرش بیمارستان
تو راه اقا خوابش مبومد هی چشاش رو میبست منم داشتم رانندگی میکرد از ترس داشتم سکته میکردم
رسیدیم بیمارستان تا پرستار رو دید شدیدا گریه کرد انفدر گریه کرد که اکسیژنش رو ۷۹ نشون میداد
گفتن ببر عکس بگیرن از سرش رفتم پیش دکتر ،گفت نه لازم میست عکس یک ساعت بیرپن منتظر باش اگه دوباره استفراغ کرد عکس مینویم ،ولی خداروشکر حالش خوب بود و چیزی نشد اینطپر شد که برگشتیم خونه
ولی خیلی خیلی ترسیدم دستام میلرزید داشتم سکته میکردم،این اقا هم با اداهاش ترسمو بیشتر میکرد ولی خداروشکر اخرش خوب تموم شد 🤦🏻‍♀️❤️🥲😩
بعدشم تو خیاط بیمارستان دست میزد و نانای میکرد🤣