۴ پاسخ

اگر عصبی و پر خاشگره آهن بدنش کمه

پسرای منم دقیقا همینکارو میکنن

مطمعن باش دردش بیاد نمیکنه این کارو میبنه شما چهرت عوض میشه اینجوری میکنه حواسشو پرت کن با خوراگی یا بگو بریم آب بازی

بی توجهی کن چند وقت شاید اون وقت میخواد جلب توجه کنه

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔
مامان مَهدیار💙 مامان مَهدیار💙 ۱ سالگی
من از دست این بچه سکته میکنم از بس لجباز بداخلاق نق نقو شدهههه نه خاب درستی ن غذا خوردن درستی موقع غذاش جدیدا منو ب سکته میرسونه
خابش افتضاح حموم بردنش از اول تا اخر گریه جیغ لباس پوشیدنش با گریه پوشک عوض کردنش با گریه مولتی اهن دادنش با دردسر گاهی وقتام ک بس مقاومت گریه میکنه نمیتونم بدم
جدیدا هم ک یکسرررررر کلشوو میکوبه ب در دیوار سرامیک محکم محکم خیلی محکم کلا موقع دندوناش سرشو میکوبه بعد ک دندونش در میاد از سرش میفته تا میریم رو دندون بعدی این سر کوبوندنش داره منو دیونه میکنه ی چی بخاد بهش ندی میدوعه میره سرشو میکوبه بهش بکن نکن میره میکوبه چنان محکم میکوبه که میگم الان سرش میشکنه
امروز اینقدر حرصم داده حرصم داده عصبیم کرده از ظهری تپش قلب دارم و لرزش دست حالم خوب نشده هنوز فشار عصبی بهم وارد کرده بدنم سست شده شوهرم میبینه کاراشو میگ حق داری خداییش
میگم بخدا دیگ تحمل ندارم نفس تنگی گرفتم امروز بس اذیت کرده بخدا ن خاب دارم ن خوراک ن استراحت ن ارامش
ی دقیقع میام دراز میکشم میاد میزنتم موهام میکشه کلافم کرده بخدا میمیرم از دستش 😭😭🥲🥲تو اطرافیان بچه میبینم چ ارومن حالا مهدیار دمار از روزگار من در اورده واقعا کم اوردم روز ب روز لجباز تر بدتر میشه عوض بهترشدن🫠🫠