۵ پاسخ

من انقدر یہ دستہ کار کردم دستم رگش گرفتہ درست نمیشہ

پسرمن هم خیلییی غر میزنه و حتی گریه میکنه ک بغلش کنم اما من واقعا کمردرد شدید بعد زایمان گرفتم نمیتونم خیلی بغلش کنم

احتمالا مثل دختر من جمع رو دوست داره و از تنهایی خسته میشه
حالا دخترای من دوقلوان یکیشون عاشق اینه تو خلوتش بازی کنه اون یکی گریه میکنه تو خونه و چسبیده بهم تا بریم تو جمعی ک بچه باشه خوشحاااال سمتم نمیاد
دوتا اسباب بازی هس ک من خیلی راضی بودم هردو بچم با وجود شخصیت متفاوتشون سرگرمش میشن

تصویر

یجور سرگرمش کن و به کارات برس..نهایت یکی دوبار غر میطنه

من از وقتی زایمان کردم پشت گردنم خیلی درد میکنه واس همین خیلی بغلش نکردم...الانم اصلا موقع کارام بغلش نمیکنم خودشم نمیاد مشغول کارای خودشه

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون
مامان دو تا فرشته مامان دو تا فرشته ۷ ماهگی
بچه های شما هم بدون دلیل گریه میکنن الکی غرغر می‌کنن لج میکنن؟
پسر من الکی غرمیزنه یکسره یعنی حوصله اش سر میرع؟
یک نوزاد پنج ماهه دارم که خیلی به اون حسادت می‌کنه یعنی من حق ندارم یک دقیقه به نوزادم توجه کنم یک دقیقه رو شکم بزارم بازی کنم باهاش از این توپ های رنگی کوچولو یک عالمه داره که اصلا باهاشون بازی نمیکنه اسباب بازی هم همینطور که اصلا بهشون نگاه نمیکنه همینکه میارم جلو نوزادم میزارم میاد زود بر میدارم همش میخواد بیاد بغلم ولی اگه باباش رو ببینه دیگه بغل من نمیاد منو میزنه ولی شوهرم یکم باهاش بازی می‌کنه دیگه حوصله نداره ولی گریه می‌کنه که همش میخواد بره بغل شوهرم شوهرم دعوام می‌کنه که چرا همش دنبالش هست و میخواد بره بغلش بهم میگه چرا وابسته خودت نمیکنی حتما کتک میزنمش که نمیاد بعلت چکارکنم وابسته خودم بشه بغل باباش نره نمیشه که نوزادم بغل نکنم گناه داره گریه می‌کنه پسرم وقتی باباش رو میبینم بیشتر نق نق می‌کنه طوری که شوهرم فکر می‌کنه که مریضه جایش درد می‌کنه خیلی به پسر یکساله ام توجه میکنیم طوری که وقتی میاد نوزادم بزنه شوهذچرم میگه بزار بزنه اشکالی نداره من گفتم گناه داره دردش میگیره عدا شو هم درباره حالا به شوهرم میگم اگه عدا دربیاره اشکالی ندارد نمیشه که بزنه دردش میگیره من به هردوتوجه میکنم هردویک اندازه دوست دارم