۲۰ پاسخ

خب عزیزم بچست. اصلا دوست ندارم سرزنشت کنم ولی خب وقتی میری سرکار فکر اینچیزارو هم باید بکنی. خستگی داره هم کار بیرون هم خونه. توی این سن بچه ها با خودشون بازی نمیکنن همش چسبیدن به مادر و پدر. شمارو نمیدونم ولی خواهر خودمم سرکار می‌ره درصورتی که نیاز مالی نداره و میاد خونه نیفته اصلا وقت برای بچش ندارع.

دختر من همونم میگه بیا باهم نگاه کنیم

بچه ها دوره های خانم دکتر یاوری آکادمی تربیت بنظرم تو خیلیییی موارد میتونه کمکتون کنه.منم یه مامان شاغلم ولی این مشکلات که گفتی خیلیییی کمتر دارم.یه نکته هم بگم وقتی میای از سرکار شده فقط نیم ساعت یک ساعت هیچ کاری جز موندن و بازی کردن کنار دخترت نکن.

الهی بگردم
خداقوت

عزیزم فقط راهش اینه که نزاری خونه مادرت بخوابه .حسابی اونجا خسته میشه بیاریش خونه .دیگه بزاری تو بغلت میخوابه.

کاش زهرا جان با مشاوره چک کنی
اینطوری همه چیز اصولی تره
چون هرکی برحسب تجربه خودش میگه.

وای چقد سخت خدا بهت قوت بده ولی کاریش نمیشه کرد فقط وقتی اومدی خونه یه نسکافه ای قهوه ای چیزی بخور که هم انرژی داشته باشی هم حوصله بچه رو

خداقوت عزیزم میفهممت🥺🥺💓

براش از این ظرفشویی ها بگیر که توش اب میشه باز کرد و....

پسر منم جدیدا خواب ظهر رو داره حذف میکنه کم کم
دو روز نمیخوابه
یه روز میخوابه.
دائما هم چسبیدست ب خودم و سرگرم نمیشه با خودش،
هیچ توصیه ای ندارم برات😐💔

میوه بزار جلوش خودش بخوره مثل انار یا انگور هم بازی کنه هم بخوره

میتومی موقعی که از سرکار برمیگردی اول بیای خونه رو جمع کنی بعدش بری دنبالش

نمیشه یه مدت نری سرکار الان اون بتو احتیاج داره ترس از جدایی از تو داره تو سن شلوغشه

دختر منم چسبه
چسب به معنای واقعی
منم از این چسب بودن عصبانی میشم و پر از عذاب وجدانم 😢

منم هم شرایط شما دارم
فقط اینکه طنین به زور می‌ره پیش مامانم
پارسال بهتر بود هر چه بزرگتر میشه سخت تر و وابسته تر میشه
بعد اینکه من شیفت ظهر هستم میام خونه تا شام بزارم بخوریم و جمع کنیم شب تموم شده
به هیچییی نمیرسم

یه لوپ کار بگیر براش پسر من صب تا شب با اون مشغوله

من دیروز رفتم مهمونی تنها بچه ای ک نمی‌رفت تو اتاق با بچه ها بازی کنه و با اسباب بازی هم بازی نکرد و تا آخر سفره ب من چسبیده بود بچه من بود طبق معمول همیشه

خب سرکار نرو بچسب به زندگی و بچه ات.

دختر من همون تی وی هم نمیبینه

کاشکی خونه ی مامانت نخوابه اون طوری از سر کار که میای بخوابانیش بعد خودت استراحت کنی و به کارهات برسی

چون در طول روز نمیبینتت این کارو میکنه

سوال های مرتبط

مامان دو تا فرشته مامان دو تا فرشته ۸ ماهگی
بچه های شما هم بدون دلیل گریه میکنن الکی غرغر می‌کنن لج میکنن؟
پسر من الکی غرمیزنه یکسره یعنی حوصله اش سر میرع؟
یک نوزاد پنج ماهه دارم که خیلی به اون حسادت می‌کنه یعنی من حق ندارم یک دقیقه به نوزادم توجه کنم یک دقیقه رو شکم بزارم بازی کنم باهاش از این توپ های رنگی کوچولو یک عالمه داره که اصلا باهاشون بازی نمیکنه اسباب بازی هم همینطور که اصلا بهشون نگاه نمیکنه همینکه میارم جلو نوزادم میزارم میاد زود بر میدارم همش میخواد بیاد بغلم ولی اگه باباش رو ببینه دیگه بغل من نمیاد منو میزنه ولی شوهرم یکم باهاش بازی می‌کنه دیگه حوصله نداره ولی گریه می‌کنه که همش میخواد بره بغل شوهرم شوهرم دعوام می‌کنه که چرا همش دنبالش هست و میخواد بره بغلش بهم میگه چرا وابسته خودت نمیکنی حتما کتک میزنمش که نمیاد بعلت چکارکنم وابسته خودم بشه بغل باباش نره نمیشه که نوزادم بغل نکنم گناه داره گریه می‌کنه پسرم وقتی باباش رو میبینم بیشتر نق نق می‌کنه طوری که شوهرم فکر می‌کنه که مریضه جایش درد می‌کنه خیلی به پسر یکساله ام توجه میکنیم طوری که وقتی میاد نوزادم بزنه شوهذچرم میگه بزار بزنه اشکالی نداره من گفتم گناه داره دردش میگیره عدا شو هم درباره حالا به شوهرم میگم اگه عدا دربیاره اشکالی ندارد نمیشه که بزنه دردش میگیره من به هردوتوجه میکنم هردویک اندازه دوست دارم
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
مادرشوهرمو دوروزه بردن بخاطر قلبش آنژیوگرافی فردا مرخصش میکنن دخترشم امروز میاد چون راه دوره میاد ۱ هفته بمونه و بره خونش منم چون با مادرشوهرم زندگی میکنم همه میگن وظیفه توعه که بهشرسیدگی بکنی منم دوتا بچه دوقلو دارم واقعا سختمه به جز من عروس بزرگشم هست که بیکاره والا همش با گوشی با ایل و طایفش حرف میزنه منم از کار کردن حتی نمیتونم سرمم بالا بگیرم از صبح هیوی نخوردم از بس کار داشتم همین الان نشستم یکم دیگه بچه هام خوابیدن گفتم یکم استراحت کنم از پا افتادم دخترشم که وقتی میاد اینجا هیچ کاری نمیکنه بخدا همش میشینه من باید چایی بیارم نهار درست کنم شام درست کنم بیارم بخورن جمع کنم به بچه هام برسم میگه من اومدم اینحا استراحت نیومدم که کار کنم والا ماهم میریم خونه مادرم حداقل اون طرفی که توش غذا خوردیم رو از سفره برمیداریم یا نه اون طرف مقابل هم گناه داره بخدا نمیکن با دوتا بچه سخته براش
یه شوهر با درک هم میخواد که ادمو درک کنه خونشو از خانپادش جدا کنه که منم مثل اون یکی ها بیام دوروز رسیدگی منم بهش دوباره برگردم خونه خودم خدایا واقعا میبینی منو یا نه چبدر التماس کنم بهت چقدر به پات بیوفتم یه فرجی به حال منو بچه هام کنی ماهم گناه داریم به قران از پا افتادم دیگه خونه مادرمم که نمیتونم برم اینارو چیکار کنم میگن باید تو نگه داری کنی ازش چند روز دیگم عمل باز میکنن قلبشو 😩😩😩😔😔😔😔کلافم بخدا