آخیششش بالاخره خوابید
نمیدونم آخه این بچه چش شده من خیلی وقته تقریباً از شیر شب گرفته بودمش فقط یک وعده میخورد که اونم قطع میکردم تموم میشد دیگه عادت کرده بود و حتی بیقراری هم نمیکرد ولی بعد واکسنش کلا انگار یک آدم دیگه شده همش بداخلاقه و جیغ میزنع شب‌ها حاضره دو یا سه ساعت تمام جیغ بزنه که شاید من بهش شیر بدم از یک طرف دلم به حالش میسوزه ولی اگه بدم بهش شرایط از شیر گرفتنش سخت تر میشه راستی لطفاً گارد نگیرین که کوچیکه و فلان و گرمه دارم تدریجی میگیرم خیلی آروم و کم‌کم احتمالاً دو یا سه ماه طول بکشه. چون پسرم بیش از حد وابسته بوده الآن خیلی بهتر شده بود ولی نمیدونم این بداخلاقی هاش واسه چیه فقط جیغ میزنه نه میزاره بغلش کنم اگه هم ولش کنم بدتر میکنه موندم بخدا کلا هم چسبیده به خودم هر بچه ای سمتش بیاد میزنش و چنگ میندازه تو صورتش خیلی بی اعصاب شده به نظر شما چیکار. کنم بغلش کنم یا منم بداخلاقی کنم یا بی‌تفاوت باشم به گریع هاش
خودم بیشتر توجه میکنم ببینم جواب نمیده بیتفاوت میشم

۱ پاسخ

میدونم بداخلاقی نباید بکنی
جیغ زدن هم اقتضای سنه
دختر منم جدیدا ففط جیغ روانم خط خطیه

سوال های مرتبط

مامان روشنا مامان روشنا ۱ سالگی
مامانا من شروع کردم به روش تدریجی دخترمو از شیر بگیرم اگر توصیه ای دارید ممنون میشم بهم بگید و تجربتون رو باهام به اشتراک بذارید
دختر من هم شیر مادر میخورد هم روزی یک بار شیر خشک بهش میدادم تا ۱۵ ماهگی، وقتی ۱۵ ماهه شد شیر خشک دیگه بهش ندادم و خب چون فقط یک وعده بود اصلا اذیت نشد حتی بنظرم اصلا حس نکرد چیزی تغییر کرده
موند شیر خودم
که خب یه تایمی واقعا دم به دقیقه بود ، هروقت چشمش به من میوفتاد هر وقت من زمین یا روی مبل میشستم یادش میوفتاد روزی صد دفه شیر میخورد
ولی دو سه روزه که اون وعده های اضافی رو حذف کردیم الان فقط صبح ها که از خواب بیدار میشه شیر میخوره بعدش ظهر قبل خواب( با شیر نمیخوابه ) یکبار عصر و یکبار هم شب قبل خواب ، یکبار هم نصف شب حدود ساعت ۳ بیدار میشه یعنی کلا ۵ بار
تصمیمم اینه تا واکسنش این ۵ وعده رو بدم بعدش کم‌کم یکی یکی حذف کنم تا شهریور کامل حذف بشه
امیدوارم خودش هم همکاری کنه حس میکنم خیلی پروسه سختیه هم برای روشنا هم برای خودم چون به شدت عاشق شیردادنم و به این فکر میکنم که دیگه اونطوری بقلم نخوابه و شیر نخوره اون مدلی نگاهم نکنه بغضی میشم