۴ پاسخ

عزیزم نگران نباش خداکمکت میکنه بچه ت کوچیکه چیزیش نمیشه نترس بعدعملت فک نکنم سخت باشه دکترنگفته ازطریق واژن درش میاره یانه؟

جراحیت کی هست؟؟ تو این مدت نمیتونی ب شیشه عادتش بدی؟؟ حتی اگه شده شیر خودت رو بدوشی بزاری شیشه..

این سن کلا وابستگی شدید تر میشه دختر منم حتی نمیذاشت دستشویی برم الان چند روزه یکم بهتر شده و ازم جدا میشه بازی کنه

جراحی چی.واینکه یا ازاسترس خیلی بهش داری وابستگی نشون میدی بیشتر توجه میکنی اونم داره وابسته تر میشه و انرژیتو انتقال میدی .یااینکه مثلا میخوای عادت کنه فاصله گرفتی نسبت ب قبل و اون حس کرده و اظطراب گرفته .باید عادی باشی مثل قبلا .

سوال های مرتبط

مامان پسملی مامان پسملی ۲ سالگی
آخیششش بالاخره خوابید
نمیدونم آخه این بچه چش شده من خیلی وقته تقریباً از شیر شب گرفته بودمش فقط یک وعده میخورد که اونم قطع میکردم تموم میشد دیگه عادت کرده بود و حتی بیقراری هم نمیکرد ولی بعد واکسنش کلا انگار یک آدم دیگه شده همش بداخلاقه و جیغ میزنع شب‌ها حاضره دو یا سه ساعت تمام جیغ بزنه که شاید من بهش شیر بدم از یک طرف دلم به حالش میسوزه ولی اگه بدم بهش شرایط از شیر گرفتنش سخت تر میشه راستی لطفاً گارد نگیرین که کوچیکه و فلان و گرمه دارم تدریجی میگیرم خیلی آروم و کم‌کم احتمالاً دو یا سه ماه طول بکشه. چون پسرم بیش از حد وابسته بوده الآن خیلی بهتر شده بود ولی نمیدونم این بداخلاقی هاش واسه چیه فقط جیغ میزنه نه میزاره بغلش کنم اگه هم ولش کنم بدتر میکنه موندم بخدا کلا هم چسبیده به خودم هر بچه ای سمتش بیاد میزنش و چنگ میندازه تو صورتش خیلی بی اعصاب شده به نظر شما چیکار. کنم بغلش کنم یا منم بداخلاقی کنم یا بی‌تفاوت باشم به گریع هاش
خودم بیشتر توجه میکنم ببینم جواب نمیده بیتفاوت میشم
مامان ♥آیهان❤ مامان ♥آیهان❤ ۲ سالگی
دوستان بازم همون سوال برام پیش اومده چند بارم دکتر بردم.. پسرم از اول تولدش کولیک بعد تا هفت ماهگی رفلاکس شدید داشت.. بعدشم بیخوابیاش که من شاید روزی سه ساعت جمعا نمیخابیدم.. یکماهی بهتر شد باز شروع شد تا الان که دیگه تقریبا نزدیک یکسال و نیم هست همش تو خواب ناله میده یهو پا میشه میشینه همش غلت میزنه تو خواب پاهاش میکوبه به تخت خودم که دیگه نابودم از بیخوابی پوشاکش دیگه نصف شب جیش زیاد میکنه اکثرا عوض میکنم جیغ و دادی راه میندازه که نگو همینجوریش گریه و نق میزنه دیگه پوشاکش عوض میکنم بدتر باید گریه کنه و بهانه بگیره تا آروم شه میگه شیر میخام میدمش باز میگه پتو اونم میدمش باز شیر نمیخوره نمیدونم بخدا امشب با خودم فکر میکردم یعنی بچه ای هست دقیقا مثل پسر من باشه تا این حد باز گفتم امکان نداره پسر من فقط اینجوره بعد اونم مدت طولانی شاید بگم از تولدش فقط دو سه ماهش کمی شب میخابید بعدش دیگه تا الان اینجور شده گهگاهی یک ساعتی یکیار گهگاهی نیم ساعت یا کمتر گهگاهی دو ساعتی یکبار پا میشه میشینه و نق و گریه تو خوابم میناله عصبی شدم خودمم روزا مغزم هنگه توان ندارم بتونم نگهش دارم کارام کنم مجبورم کارام کنم ولی با بی حوصلگی چون دیگه جون برام نمیمونه الانم سرش داد زدم گفتم نمیکشم دیگه بچه بخاب چرا اینجوری روزا دیگه حوصله ندارم که وقت بزارم عصبی میشم روش واقعا داغون شدم دکترم بردم میگن دندون هست مگه میشه همش دندون توان و حوصله دکتر دیگه ندارم جونی ندارم بخدا دیگه ببرم دکتر معده درد دارم شدید هنگه راهکاری ندارید بخدا چند بارم مریض شد دیگه بدتر بیخوابی و گریه امشب گفتم اینطور پیش برم از پا در میام😔