۲۲ پاسخ

میزان درد هرکس باهم متفاوته

بدنا با هم فرق میکنه اون حتی یه معاینه اینقدر جیغ میکشیده
ولی برای شما راحت بوده وقابل تحمل

بعضی ها کلا استانه ی تحمل درد شون پایین عزیز

عزیزم هر کس بدنش فرق میکنه من ۴ سانت باز بودم ولی راه میرفتم و کارامو میکردم نمیدونستم بازم معاینه هم اصلا برام دردناک نبود

درخواستموقبول کن همشهری

بدن با بدن فرق داره من خودم درد قبل زایمانم زیاد بود اما درد موقع زایمان خیلی کم بود

من 3 سال پیش تو خونه یه سقط انجام دادم
با اینکه 6 هفته بود مردم و زنده شدم
صدای جیغ و دادم همه جارو ورداشته بود
همسایه ها میومدن درو میزدن میگفتن چیشده همه ترسیده بودن
بنظرم زایمان طبیعی خیلی ترسناکه ، هرکسی تواناییشو نداره

ببین کاری ب استانه تحمل درد افراد ندارم
بعضیا ذاتا لوسن واقعا
دیگه همه خانومیم و بین خودمون حرف میزنیم
واقعا از میزان لوس بودن و پیک می بودن بعضیا حالم ب هم میخوره
کسی میشناسم پنجاه سالشه توی خونه براش ی تزریق انجام دادن چنان جیغ میزد ک من تو کوچه صداشو شنیدم همه کوچه صداش پخش میشد
من نمیدونستم صدا از کجاس رفتم داخل دیدم ک اون شخصه ک تزریق انجام داده
بعضی امپولا واقعا دردناکن ولی این تزریق یک ناحیه کوچیک برای بوتاکس بود ینی سوزن دو میل وارد شده بود کلا

فرق داره، بعضی‌ها واژینیسموس هستند. خیلی درد میکشن و ترس دارن.

وایییی ک بعضیا چ جیغو دادی میزنن ادم میترسه منم یه بار رفتم زنه یه جیغای میکشید ک اصلن حالم خراب شد بعد ک زابمانش تموم شد میگه اصلن سخت نبود خیلی اسون بود اخه لعنتی وقتی اسون بود برات چرا خدتو جر دادی بچه دومشم بود تازه👩🏻‍🦯!

من فقط جین معاینه خجالت میکشم وگرنه درد خاصی نداره از نزدیکی که بهتره

منم یه خانم دیدم اومده بود مطب دکتر معاینش کنه جیغ میکشید البته خودشم درد داشت از قبل و اینکه بگم برا همه مثل هم نیست

من خیلی میترسم ازالان گریه م گرفته خدا کنه زایمان واسه هممون راحت باشه

من خودم یکبار طبیعی زایمان کردم من وقتی درد دارم اصلا جیغ نمی‌زنم و تحمل درد بالایی دارم رفته بودم ان اس تی بگیرم بیمارستان یه خانومه اومده بود ۴۱هفته ۳سانت بسختی بعد یک جوری داد میزد که من گفتم کله بچه زده بیرون دیگه انقد ترسیده بودم گفتم شاید من نزایدم به باد معده بوده زایمان واقعا درد داره با این که یک باز طبیعی زایده بودم داشتم بتدسزارین فکر میکردم 😂😂

عزیزم اینکه چقدر آمادگی برای زایمان داشته باشی خیلی مهمه
یکی هست ک اصلا هیچ ورزشی انجام نداده خب معلومه روز زایمان نمیتونه از پسش بربیاد
ولی کسی ک از قبل ورزش داشته آمادگی داره بدونه موقع درد ها چیکار کنه قطعا اینطوری نمیشه

منم یه بار معاینه شدم خیلی درد کشیدم انقد جیغ زدم همسرم اومد داخل زایشگاه فک کرد زایمان کردم .ولی اون روز تا شبش نمیتونستم درست بشینم

ن پشیمون نشو معاینه ک دردی نداره من با دوسانت بستری شدم و تا ۴و۵ سانت دردی نداشتم بعدم ک دردم زیاد شد در حد جیغ زدن نبود اما ب دکترم گفتم بهم آمپول بی دردی زد کلا بی حس شدم تاااا بعد زایمان هیچی حس نکردم خیلی خوب بود

عزیزم بدن و تحمل درد هرکسی یه جوره،من که سر زایمان اولم با اینکه خیلی اذیت شدم و طولانی بود اصلا سر و صدا نکردم یعنی کلا ادم جیغ و داد نیستم دردمو تو خودم میریزم

کدوم بیمارستان رفتی عزیزم بچه اولته

من رفتم ان سی تی بدم یک خانمه تو اتاق کنارم داشت میزایید اینقدر جیغ داد می‌کشید ک من تپش قلب گرفته بودم شوهرم هم بیرون بود ترسیده بود طفلک 😂

بچت چی شد حالش خوبه؟

هربار که بری زایشگاه به دور پشیمون میشی 😂🤦🏻‍♀️
هرکی سر زایمان من میومد مطمئنن دور طبیعیو خط میکشید

سوال های مرتبط

مامان پناه  🩷🐣✨️ مامان پناه 🩷🐣✨️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان من
#پارت چهار
شب ک میشد نینی کلی تکون میخورد اینقدر تکون میخورد ک نوار قلب درست درنمیومد ماماها میگفتن تو برگه بستریت زدن علت بستری کم تکون خوردن جنین الان اینکه خیلی فعاله ک کلا از دستش کلافع شده بودن😂 میگفتن ما ماه اخر ندیدیم ی بچه اینقد تکون بخوره شانسم هرشیفت ک ماما عوض میشد خوش اخلاق بودن اونجا ی ماما بود ک خیلی بداخلاق بود و من دعادعا میکردم شیفتش ب من نخوره خلاصه معاینه ها و قرصا ادامه داشت میومدن میپرسیدن درد نداری میگفتم ن و هربار ک معاینه میکردن کلی اذیت میشدم کلا شمارش معاینه از دستم در رفته بود ۴۱ هفته شدم و خبری نبود همش میپرسیدم بعداش چی میشه کی امپول فشار میزنین گف قرصا اثر نکنه امپولو میزنیم ظهری بود ک ماما اومد گف دکتر اومده و میخواد معاینه ات کنه ی سوند میخواد جا بده تو رحمت ک اون خیلی خوبه و باعث میشه دهانه رحمت باز بشه دکتر اومد و نگم چقدر بد اخلاق و وحشی بود ب طرز خیلی بدی معاینه ام کرد و من پاهامامو ک جمع میکردم کلی دعوام میکرد و سروصدا ی سوند بود اونو کرد تو رحمم خیلییی درد داشت ماما های دیگ منو دست گرفته بودن و من از درد گریه میکردم و دکترم با بداخلاقی میگف ساکتشو و مثل ی سرم آب بود ک میرف تو رحمم ماما ک شیفت بالاسر من بود ی گوشه با دلسوزی نگام میکرد وای نگم بعد اون سوند تو رحم بود و اونا میومدن همونجوری معاینه میکردن حتی جرئت نداشتی ی اخ بگی کلی دعوات میکردن شیاف و قرص میذاشتن تو رحمم اون سوند رو ک گذاشت دیدم دل و کمرم درد اومد مثل اینکه بخوایی پریود بشی گف پاشو راه برو راه میرفتم و ورزش هارو خودم انجام میدادم
مامان فندق🥹♥️ مامان فندق🥹♥️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان«پارت 2»
خلاصه رسیدیم بیمارستان ساعت شیش و هفت بود،رفتم زایشگاه و با کلی معطلی برا اولین بار معاینه شدم(برام خیلی دردناک بود)بعدم نوار قلب ک دو سانت فقط باز بود دهانه رحمم و نوارقلب نینی هم کلی شیطونی کرده بود نوسان داشت،گف برو خونه تا دردات بیشتر شه ورزش کن راه برو ولی ن بیشتر از بیس دیقه و گرمی نخور
ماهم ناامبد برگشتیم خونه و همین کارایی ک گفتو کردم ساعت دو و نیم س بود دوباره رفتیم و امیدوار بودیم ک با این همه درد حداقل بستری بشم،رفتیم زایشگاه شلوغغ و ی تخت خالی هم نبود میگفتی درد دارمم میپریدن بهت😐بعد از کلی وقت ی تخت خالی شد ی ماما اومد معاینه کرد (مردم) همچنان دو سانت🥲ی ماما دیگم اومد گفتم معاینه شدم بی توجه باز معاینه کرد یکیشون گف لگنت تنگه چرا طبیعی یکیشون گف دهانه رحمت نرمه لگنتم عالیه😐چرا ماما همران نگرفتیو کمکت میکنه و الان هیچ تجربه ای نداریو اینا ی شماره زد تو گوشیم تک زد گف بهش پیام بده برا ماما،اقا سرتونو درد نیارم بازم برگشتیم خونه😐 ناامید بودم یکم،بازم دردامو میشمردم تا جایی ک میتونسم راه میرفتم و اینم بگم هر چی می‌خوردم از صب گلاب بروتون بالا میاوردم از اون طرف هم بیخابی همین بود ک بیشتز ضعف کرده بودم
مامان آوین مامان آوین ۱۰ ماهگی
تجربه من از زایمان
من قبل اینکه زایمان کنم خیلی دوس داشتم طبیعی زایمان کنم سونو ۳۲ هفته رفتم گفت بچه سفالیکه دیگه سونو نرفتم مامای خصوصی گرفتم بهم ورزش داد و گفت پیاده روی کنم و اینکه دیگه لازم نیست برم پیش دکتر خودش منو معاینه کرد یه بار گفت لگنت خوبه بار دوم گفت بد نیس که کاش میرفتم دکتر هم معاینه می‌کرد سونو هم کاش ۳۷ هفته میرفتم من ورزش ها رو بعضی روزا انجام می‌دادم دیگه وقتی همه کارام رو انجام دادم روز بعد با ورزش و پله نوردی کیسه آبم باز شد رفتم زایشگاه اونجا معاینه کردن گفتن ۱ سانت بازه که مامای خودم آخرین بار گفته بود ۳ سانت بازه زنگ زدم بهش گفتم اونم با پرستارا صحبت کرد قرار شد ۴سانت که باز شد بیاد خلاصه منو بردن لیبر یه ماما اومد منو معاینه کرد هنوز درد نداشتم گفت اگه تا ساعت۱۲ دردات شروع نشن آمپول فشار میزنن دیگه ورزش بهم داد انجام دادم ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود آمپول فشار زدن ساعت ۱۲ بود معاینه کردن ۴ سانت باز شده بودم زنگ زدن ماما اومد منم چون آمپول فشار زده بودن دردام شروع شده بود خیلی شدید بودن جوری که نم میتونستم بشینم نه ورزش کنم خلاصه ماما اومد معاینه کرد که من تازه اونجا فهمیدم معاینه چیه😑با هر سختی بود معاینه شدم چند بار ورزش هم خیلی سخت بود انجام دادنش که اونجا پشیمون شدم از انتخاب طبیعی کاش رفته بودم سزارین خیلی بهم گفته بودن نرو طبیعی پشیمون میشی گوش نکردم خلاصه بعد کلی درد کشیدن و معاینه شدن فول شدم که آخر معاینه کردن من چون بچه بجای سرش صورتش تو کانال بود دکتر کشیک اومد منو اورژانسی سزارین کرد اینطور من هم درد طبیعی کشیدم هم سزارین شدم ولی اگه برمیگشتم عقب اصلا زیر بار زایمان طبیعی نمی‌رفتم خیلی سخته