دیگ منو عقد شوهرم کردن پسرع ب این پیام داده بود باهاش فرار کردم ب شوهرم گفتم دعا دادن وفلان این قبول کرد اینو میدونم اگ کس دیگ میبود میگف ن ولی بهم اطمینان کرد از روزی ک باهاش شدم حتی ی قدم کج برنداشتم ازبس ک خوبع اونم ک فرار کردم خدانجاتم داد وگرن من از اون زنش بدتربودم حالا واین توزندانه الان ومن باید بدبختی میکشیدم خالم خدا ازش، نگذره الهی بادخترش حالا جریان اینه ک اینارو گفتم من پریروز دخترداییم گفت توره بااوتوبوس فامیلا جمع شدن بیابزیم گفتم باشه شوهرم راضی شد بچرو نگه داره همون مادر معتاده هم بود خیلی بد نگا میکرد بعد یکی ازقومای ما کنازش بود ک ی بچه معلوم نیس از کیه اورده مال 40سال پیشه اونم بهم تیکه انداختن مادرمعتاده گفت این نه اون کناریش منظورش من بودم منم بلند شدم نشستم عقب یهو خیلی نگاهاش داشت میترکوند منو گفتم بزار پیاده شم دخترخالم و دخترداییم نزاشتن گفتن از سوختنشه ب خدا قسم ی خطا زدم رویی ک بیرجنذ شهرخودم برم ندترم نگاهای سنگین بقیه میترکونه منو حتی این بار بااینا رفتم شوهرم دلداری داد بزار خوش بگذره بهت ک رفتم ولی اشکم نگاش دراورد بعد رسیدیم زیارتگاه امام رضاتونیشابور رفتم گفتم سنگینی نگاهای بقیه داره دقم میده دارم میترکم این زنه روسیاه بشه ک نگا نکنه

۱ پاسخ

که بعد رسیدیم ابشار بوژان تونیشابور یهو نوش دختره رو زد دختره بیست سالش نوش 10دوباره اومد دختره رو زد دختره هم زدش گفت شماها میخندین بچتون ی ادم بزرگ وزده دیگ هیچی بغد برگشتیم گفتم گوبخورم بااین نگاها برم جایی

سوال های مرتبط

مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 مامان ߊ߬ܧߊ ܭߊ‌ܝ‌ܔ 💙 ۲ سالگی
خب سومین روز از پوشک گرفتن آقا کارن.
بهتره بگم بدترین روز بود.
امروز چون ساعت ۷ صب پاشد بعد نیم ساعت خوابید تو پوشکش جیش کرده بود معلوم بود کمه یکی دوبار بود.
بعد قبل بیدار شدن ساعت ۱۰ پوشک کندم‌ بعد ساعت ۱۲ جوری شلوارش رو خیس کرد ک پادریم خیس شو شستم🥲
بعد موقع ناهار هی گفت پی پی دارم رفتیم دسشویی نکرد چند بار بردم نکرد آخرش داشتم ناهار میاوردم یهو دیدم تو شلوارش پی پی کرد کارن قبل این ک از پوشک بگیرم اول یاد دادم پی پی رو بریم دسشویی این اولین بار بود مقاومت کرد بعدش رفتیم خونه مامانم اونجا حمومش کردم بعد بازم‌شلوارش رو خطا داد.‌خوابید جیش نکرد بعد بیداد شدن رفتیم دسشویی بعد شام هم با اینی ک تازه برده بودمش دسشویی ولی بازم‌خطا کرد‌
شد ۳ خطا تو جیش ی خطا ت‌ پی پی🤕
فقط از خدا میخوام زود یاد بگیره تموم شه این موضوع.
فقط آخرش این خوب بود ک دوبار ک ازش پرسیدم جیش داری گفت اره وقتی گفتم افرین مامان ک گفتی یهو گفت ن ندارم. اینش خوب بود اعترافش