۱۷ پاسخ

عزیز مردا همشون پسر دوس دارن ،بعدی رژیم دخترایی بگیر

ناشکری نگن
من یه دختر داشتم
بعدش سه قلو باردارشدم بازم دخمل.
خب خدا خودش بهتر میدونه

وا این حرفا چیه درک نمیکنم واقعا.دختر پسر چ فرقی دارع

من برام فرقی نداشت چون به سختی به دستش آوردم هرلحظه شکر میکنمش

به نظرم من فرق ندارد خداروشکر کن تن بچه ات سالمه موقعی که من باردار بودم
خواهر شوهرم ناخواسته باردار شود همش ناشکری میکرد گریه من نمی خوام اینا حتی ما باهاش شوخیم میکردیم ناراحت بود بعد از زایمان افسردگی گرفت متاسفانه بچه سندروم دان داشت الآنم خیلی دوستش داره ولی صلاح خدا بود انشالله بچه بعدی دختر باشه خدا به هر کسی که میده سالم باشه مریضی بچه ادمو آب میکنه

حقیقتا درکت نمیکنم
چون این ناشکری بزرگی که میکنی
من هم پسر دوس دارم هم دختر
ولی واقعا اینکه بچه چی بشه بزنم زیر گریه درک نمیکنم
هرچی در زندگی ما اتفاق میفته فقط و فقط لطف خداست
هزاران هزاران نفر در آرزوی بچن
اینکه حسرت بخوری واقعا عجیبه
فارغ از جنسیت
بچه صالح و سالمش خوبه
والله هزاران پسر دیدم هزاران برابر بهتر از دختر برا مادر پدر و برعکسش

منم همیشه میگفتث فرق نداره ته دلم دختر دوست داشتم
از وقتی پسر دار شدمممم
عاشق پسرا شدم
اینجوریم که اگه دومیم پسرشه هم خوشحال میشممممم.
قبلا فک نمیکردم پسر بچه انقدر شیرین میتونه باشه
فک میکردم دخترا شیرینن
الان برعکس شده
ولی در کل جنسیت اهمیت نداره. به نظرمممم خدام خودش بهتر میدونه چی به کی بده

شوهر من عاشق پسره ولی دوتا دختر داریم نشد دیگه شاید به صلاحم نیوده شاید نمیتونستم خوب ادبش کنم حتما ی حکمتی داره

نگران نباش بعدیش دختر میشه ،حالا من دوست داشتم بچه اولم پسر باشه ولی الان که دختره واقعا مونسم شده میگم خدایا دوست دارم یه دختر دیگه هم داشته باشم خیلی دوست دارم بچه بعدیمم دختر باشه😍میگم خدایا میشه دوقلو بشه یکیش پسر یکیش دختر😂واقعا از دختر نمیتونم بگذرم ولی خب ادم هم پسر میخواد هم دختر هردو برا ادم لازمه ایشالا که هرکی هر ارزویی داره بهش بره و بهترینا برا همون پیش بیاد شماهم بچه بعدیت دختر شه،من تجربه پسر داشتنو ندارم ولی دختر داشتن واقعاخیلی خوبه امیدوارم تجربش کنی😍

انشالله بعدیت دختر میشع

منم همین بودم ولی حالم خراب نمیشه یکی دختر داشته باشه برعکس شد جفت بچه هام پسرن🤪😄😄ولی الان خداروشکر میکنم دختر ندارم تو جامعه الان

خب انشالله بعدیت دختر میشه ناراحتی نداره ک
حالا اگ 3 4 تا پسر داشتی آره ناراحت میشیدی
هنوز یکی داره
اینم بدون آدم هرچی نداره میخواد
انشالله صلاح خدا باشه از هردوتا هدیه اش بهمون بده و سالم و صالح باشن

ماهم دیوانه وار عاشق دختر بودیم هم من هم شوهرم ولی خدا نخواست دقیقا من تو سنو زدم زیر گریه شوهرمم کلی بغض کرد ولی خودشو قوی نشون داد ارومم کرد رقتیم اسباب بازی خریدیم پسرونه دلداریم داد بعدش اوکی شدم همش شوهرم میگه بعدیم پسر بشه سومیم بایذ بیاریم به امید دختر ولی هم نسل شوهرم هم طرف ما پسرا زیادن دخترا کم همش میترسم بچهام پسر بشن از طرفیم دوس ندارم ای وی اف برم چون پرسه دکتر رفتن طولانی دوس ندارم میگم تسلیمم خدا بشم هرچی اون میخاد بشه ولی ته دلم میگه بازم بچه بیارم پسره

عزیزم ان شالله بعدی دختره

شاید خداصلاح نمیدونست شاید یه حکمتی درش بود انشاالله بچه بعدیتون دختره عزیزم همسرمنم عاشق پسربود وقتی رفتیم سونوگفت احتمال زیاد دختره این حالش یه جوری شد بعدکم کم عاشق دخترمون شد الانم میمیره براش ودیگه نگفت پسرمیخوام میگه دخترم یه پا شاه پسره

انشالله بعدی دختر باشه

انشالله بعدی دختر میشه اینگه ناراحتی نداره

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
مامانا یچیزی می‌خوام براتون تعریف کنم اگر ناراحت میشین نخونین
داستان زندگی خودمه
من و همسرم سال ۹۹ ازدواج کردیم دوسال بعد چون خیلی عاشق دختر بچه بودیم اقدام کردیم ومن تو همون ماه اول باردار شدم ما از دوران دوستیمون عاشق دختر بودیم و دوست داشتیم بچمون دختر بشه گذشت و زمان تعیین جنسیتش شد رفتم سونو گفت جنسیتش دختره داشتیم بال در می‌آوردیم از
خوشحالی به همه خبر دادیم و شروع کردیم کلی وسایل ناز و گوگولی خریدن تمام غربالگری و سونو و آزمایش هارو انجام دادم همه ش سالم بود رسید موعد دنیا اومدن فرشته من که صبح اول وقت دردام شروع شد رفتیم بیمارستان چون تجربه ای از زایمان نداشتم به شدت میترسیدم و دردای بدی داشتم ولی توی دو ساعت زایمان کردم یه زایمان طبیعی بدون برش و بخیه کوچولومو بهش شیر دادم و بردن که کارای واکسنشو انجام بدن وقتی آوردنش دوباره بغلش کردم که بهش شیر بدم ولی دچار خونریزی ریوی شدید شده بود من فکر کردم که زود خوب میشه ولی بردنش دیگه نیاوردنش اون شب بدترین و تلخ ترین شب زندگیم بود تا صبح خواب به چشمام نیومد مثل مرده متحرک بودم همش دخترم ۵ ساعت بعد تولدش فوت کرد بدون هیچ علتی ....
با حالی افسرده و سینه ی پر شیر و تخت خالی بچم گوشه ی خونه ۶ ماه گذشت دوباره با هزاران ترس و لرز اقدام کردیم همون ماه اول باردار شدم فقط دلم میخواست اون ۹ ماه بگذره خدا یه بچه سالم بده بهم دیگه فرقی نداشت برام دختر و پسر بودنش ته دلم دختر میخواستم چون از دستش داده بودم ولی دیگه راضی بودم به رضای خودش....