۴ پاسخ

عیب نداره عزیزم خودتو سرزنش نکن دیگه شده دیگه توام الان غصه بخوری چیزی درست نمیشه که
الان بجت از پدر محروم شده براش مادری شاد باش که همه چیزو جبران کنی ولش کن آدم بی عاطفه واسه چیته همون بهتر نیاد ببینتش تو واسش بسی

عزیزم خدا حتماً حواسش بهت هست،تو فقط مادر خوبی باش،خاله ی من از شما خیلی اوضاعش بدتر بود،واقعا بچه هاشون به دندون کشیدو بزرگ کرد،الان یکی از یکی موفق ترن،و از همه مهمتر اینکه مادرشون مثل پروانه دورش میگردن و محل به باباعه نمیزارن اون الان محتاج بچه هاشه ولی هیچی حسابش نمیکنن و جواب خوبیای مادرشون دادن و میدن،به آینده فکر کن و قوی باش

تو مقصر نیستی عزیزم
ب این فک کن ک ازش خلاص شدی و هنوز سنی نداری میتونی آیندتو بسازی
تو باید قوی و محکم باشی تا بتونی بچتو قوی بزرگ کنی

این دنیا خیلی بی‌عدالته😓

سوال های مرتبط

مامان 💗وروجک💗 مامان 💗وروجک💗 ۳ سالگی
یهو حواست پرت میشه داری راحت زندگیتو میکنی برای چند لحظه شرایطو یادت میرع
که ی دفعه صدای یه چنگنده ک داره از بالای سرت رد میشه عین پُتک میخورع تو سرت و با بی رحمیِ هر۰ی بیشنپتر یادت میاره ک نه هنوز همه چی عادی نشده آروم نباش من هنوز هستم🙃
و تو از ته دلت دلی ک از ترس کم‌مونده بترکه و از استرس کم مونده خفه کنت لعنت میفرستی بهش ک لعنتی زودتر رد شو دیگه
در حالیکه از استرس چشاتو میبندی ک نکنه یهو هدفش جایی باشه ک تو هستی و صدای انفچار باز در و پنجره. های خونتو ب لرزه دربیاره و تمام بدنت از عمق وجود بلرزع😔

میبینی نه رد شد‌..نفس عمیق میکشی میگی خداروشکر
اما نه..خداروشکر واسه ی تو ولی تو خبرگذاریا یهو میزنن فلان انفچار در فلان جای شهر اینجاست شکر گذاری ک کردی یهو زهرت میشه 🙃 درسته هدف تو نبودی اما خیلی دیگه از هموطنات بودن🙃 بنی آدم اعضای یک پیکرند 🙃مگه میشه دلت نسوزه و از جاش در نیاد واسه هموطنت ک حتی یکبارم ندیدیش😔

این حالی بود ک توی این چند دقیقه ای ک صدای اون لعنتی اومد بهم دست داد 🙂
و بچه بچه بچه اون پاره ای از وجودت ک ۱۰۰۰درصد نگرانیت بخاطر اونه ک نترسه استرس نگیره اون چشم امیدش ب منه وقتی با دوتا چشای کوچولو و پر از سوالش ک این چ صدایی بود داره ب من نگاه میکنه🥲


فرزندپروری
بچه های معصومِ بیخبر از همه جا😊
تب..دلدرد..اسهال...بچه دلدردش خوب شده😊خداروشکر

لعنتی باز داره میاد....من و بچه تنها تو خونه....🥲

ترک پوشک
ترک پستونک
شیرخشک
شیر مادر
مامان محمدحسام مامان محمدحسام ۴ سالگی
سلام بچه ها همین الان از یه چیزی یادم اومد چقد دلم گرفت و غصه دار شدم
من تغاری بودم و بچه ی پنجم خونواده
هروقت خواهر و برادرام میخواستن رختخوابا رو جمع کنن من میرفتم وی همون تشک و پتو دراز میکشیدم و اونا با شوخی و خنده جریانو برگزار میکردن و منم کلی میخندیدم الان بچم همون کارو میکنه بار سوم حوصله م سر میره و یا داد میزنم یا اون کارو ول میکنم تا بره اونور...میخوام بگم از این دست امور خیلی زیاد بود و من با خواهر برادرام کلللی اینجوری حال کردم و الان میبینم ک توی دهه ی ۳۰ سالگی ام و زیاد حوصله ی حال کردن با بچمو ندارم شایدم دارم اما کاری که ۴تا خواهر و برادری که مث من بچه بودن و عاشق بازی بودن رو من ۳۰ ساله اگه بخوامم نمیتونم انجام بدم!
چند وقته ک توی اقدامم و باردار نمیشم و مشکلات رحمی هم دارم خیلی دلم بچه میخواد و واااقعا دلم از تنهایی و بی همزبونی بچم به درد میاد
خواستم بگم اگه امکانشو دارین حتما بچه بیارین تک بچه خیییییلی گناه دارخ حتی اگه مهربون ترین پدرومادر دنیا باشین بچه هم بازی و همزبون میخواد اونم کسی ک باهاش توی یه خونه باشه نه همسایه خواهر و برادر میشه نه فامیل!به بچه هامون ظلم نکنیم فکر نکنیم همه چی اسباب بازی و دوچرخه و مسافرته...ب حرفام فکر کنین