۳ پاسخ

یه همسایه مثل همین مورد داشتیم خدارو شکر رفتن بی حجاب داریم تا بی حجاب یه همسایه داشتم مثلاً با یه آقایی صیغه بود ولی رفتارش و اینا کاملا سرش تو کارخودشو بود ولی اون اولی که گفتم سنش از شوهرم و خودم بیشتر بود با دوتا بچه کرم داشت خیلی

شوهرت و اون زنه مشخصه کرم دارن زیرزیرکی

مجرده؟

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...
مامان مهیار مامان مهیار ۴ سالگی
مامان محیا مامان محیا ۴ سالگی
سلام مامانها ،میخواستم آخر شبی از درد ودلهای ما همه مامانها بگم،همش دلواپس ونگران دلبندهامون ،کافیه یکی به ما بگه چرا انگشت کوچیکه پای بچت کجه ،چرا لاغره،چرا خوب حرف نمیزنه و...با هر بار دکتر رفتن ویا آزمایش دادن اونها هزار بار میمیریم وزنده میشیم ،ماهایی که روز وشب تمام دغدغه‌ ما خورد وخوراک بچه هاست ،به کوچکترین تغییرات بچه ها بی تفاوت نیستیم، حتی وقتی هم درگیر کارهای خونه هستیم ،کاملا زیر نظر داریم ببینیم امروز سرحال هستن ،خوب بازی میکنن و....ماهایی که داریم از داخل داریم میپوکیم ،ولی جون ما وصله به بچه هامون، اون هفته خواهرم بهم گفت چرا یکطرف پیشونی خودم ورم دارمه ،یک مدت درگیر بودم همش ببینم سالمه یانه،اللن آزمایش دادم آنزیمهای کبدش بالا رفته ،با اینکه به دکتر نشون دادم ودکتر گفت بخاطر اینکه یه مدت غذای گرم وپرچرب بهش دادی،و باید رعایت کنی تا بیاد پایین ،ولی الان چند روزه کارم شده بالا پایین کردن گوگل ،انگار استرس واضطراب شده یه چیز جدا نشدنی از من ،از داخل خرابم کرده