مهسا یکم تحمل کن تا تموم شه بفکز برگشت نباش
خییییییلی سخته میفهمم ولی تحمل کن بخاطر آینده خودت بخاطر پسرت
تحمل کن تا بگذره خیلی جدی دنبال کارای طلاق ومهریه ونفقه باش
نمی گم بی احترامی کنی ولی خیلی محکم و مودبانه از حقت دفاع کن
یه کلمه بگو فقط طلاق وتمام
برای بعد طلاق هم ازالان فکر نکن که چیکارباید کنی
ازهمین امشب خیلی جدی بفکر کار باش از کارهای ساده شروع کن
منشی مطب
کارتوبیمه
کارتومغازه و .......
باید حتی اگه کم هم باشه خودت درآمد داشته باشی اینکارباعث میشه هم روحیت بهتر شه هم اعتمادبه نفست زیادشه وهم احساس سرافکندگی درمقابل هیچ بنی بشری نداشته باشی
اگه خونه پدرت موندی نهایت اخم پدر و مادر رو میبینی ولی اگه برگشتی باید هرشب با خودت بگی شوهرم الان پیش کی خابیده
ببین مهسا من نمیگم راحته میدونم سخته من خودم یه روز میرم خونه پدرم چون پسرم اذیت میکنه و...راحت نیستم شب برمیگدرم ولی حاضری برگردی تو خونه ای که هرشب شوهرت با یکی دیگه بخابه؟
چون اگه تو و پسرت براش مهم بودین این سه ماه یکاری میکرد
خدا میدونه این سه ماه راحت با چن نفر بوده
تمومش کن خودتو راحت کن
پسرت تازه به نبود بابای خودش عادت کرده بری باز بیای دوباره باید بگذرونی سخت تر میشه براش بعدشم قرار نیست که هروقت تو کوچه هرکی هرچی خورد همشو بچه هامون بخورن شاید طی روز صد تا بچه رد شن هر کدومم یچی بخورن براش در حد توانت خوراکی بخر تو دلش نمونه همینه دیگه طلاق اولش سخته بعدا که عادت کنی و مسقل بشی میگی چرا زودتر اینکارو نکردم
کاش لاقل به دست پات میوفتاد ک ببخشیش.... تازه طلب کارم هست مرتیکه بیشعور
الهی بمیرم برای بچه انشالله دوزای خوبی در پیشته تحمل کن
شوهرت نیامد دنبالت
الهی خدا برات بسازه عزیزم
شوهرت خیانت کرده؟
ببین میدونم سخته به فکر برگشت نباشی فکر کن اکه برگردی چیا میشه چقدر دیگه بیشتر از این عذاب میکشی
شوهرت اومده دنبالت ؟؟؟؟ابراز دلتنگی و پشیمونی میکنه
خیلی ناراحت شدم، کاش لاقل خونه ی بابات یه فضای خصوصی داشتی اتاقی جایی، اینطوری خیلی برات بهتر میشد ، نمیتونید یه جایی بسازید برا تو تو حیاط اینا؟ جا نیس؟
عزیزم
چقدر بچه ها مظلوم هستن و گناه دارن بین دعوای زن و شوهر
واای درک میکنم این روزا رو گذروندم 😥😥خدا کمکت کنه گلم
امیدوارم شوهرت سرش به سنگ بخوره و برگرده بیاد دنبالت ،برگردیم خونه تون و همه ی این حس های خوب رو دوباره تجربه کنید
منم دلم برای خونم حتی شوهرم ولی الانش ن قبلا هاش تنگ شده دلم میخواد بمیرم ولی راهی نیست بچمو هر هفته میاد میبینه میترسم بچمم مثل زندگیم ازم بگیره مثل خونم مثل آرامشم مثل همه چیزم..
هیچی دخترجان برای خودت کار پیدا کن
زندگیت رو درست کن
منم دارم کارای طلاقم میکنم که جدا بشم
چون همسر من اصلا سرکار نمیره و اینکه نمیزاره من برم با اینکه ماساژ و حجامت کارم هست
این وسط حق زندگی کردن از من گرفته شده
اون پولی هم ک در میارم خرج خونه است
کار میکنم مخفیانه
الانم تا حالا موندم فقط بخاطر اینه که خونم رو دوست دارم که بچم راحته
ولی شوهرم قدرنشناسه و ارزوش مرگ منه دیوانه است در کل
بمیرم براش چقد ناراحت شدم با بند اخرت 🖤🖤🖤
خانوادت پشتته؟ یا نه
ببین دختر اگه همسرت اومد دنبالت برگرد سرزندگیت بنظرم الان حالت خوب نیست وحیرانی فردا روزی هم جدا بشی بدتر میشی بهش فرصت بده و زندگی کن اینجوری داغون میشی از نظر روحی خیلی خودتو باختی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.