یعنی اگه یه رووووزی میدونستم قراره دوقلو باردار بشم هیچ وقت اقدام نمیکردم برا بارداری
کم آوردم دیگه اخه بگو خدایا چی دیدی تو من که بهم دوقلو دادی من اعصاب هم یکی رو هم نداشتم شرایط مالی همون یکی رو هم نداشتم چرا اخه دو تاااااا
کم آوردم کم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
وقتی توانایشو تو من نمیبینی چرا میدی خب (نگین حتما توانایشو داشتی چون ندارم واقعا نه اعصابشو نه مالیشو)
به اونای بده که میخوان
دخترم از همون رووووز اول بد قلق بود (اونای که بچه بد قلق دارن منو درک میکنن)

هرچی هم که میگزره بدتر میشه

تاااا چند روز میام خودمو جمع و جور میکنم امیدوار میکنم که من میتونم من توانایشو دارم دوباره میرینن تو اعصابم همش نق نق بد قلقی و....

هعیییییی مشکل من اینکه هنووووز نتونستم بپذیرم اینکه من یه دفعه وارد دنیای مادر شدن شدم اونم دو تا بچه
دختری که همش در حال گردش و تفریح و...بوده یه دفعه .....

اینقد اذیت میکنن که هیج لذتی از کوچیک بودنشون نمیبرم و....

۳۱ پاسخ

عزیزم منم کاملا درکت میکنم با این تفاوت که ما خودمون خواستیم دوقلو داشته باشیم چون سالها انتظار کشیدیم اقدام های بی فایده ای وی اف های منفی ، الان این دوتا بچه جون منن اما منم بعضی وقتا واقعا کم میارم الان که خیییلی بهتر شدم قوی تر شدم اما قبلا روزهایی بوده که از تنهایی و درماندگی گریه کردم من هیچ کس رو ندارم برای کمک حتی اون دوتا دوستی که ازشون انتظار داشتم یبار همینجوری در خونه مونو نزدن ببینن در چه حالم
منم شوهرم خیلی کمک میکنه کمک که نه وظیفه ش هست باید انجام بده فقط اینکه شبا که خسته میشیم کم میاریم به جون هم میپریم جروبحث هامون بشدت زیاد شده متاسفانه این مورد بیشتر اعصاب و روان جفت مون رو بهم میریزه

پارادوکس مادرانگی (مادر همزمان عشق و خشم رو نسبت به فرزندش یکجا درک میکنه)
هرچقدر مقابله کنی با این شرایط جدید و بخوای حسرت روز های گذشته رو بکشی بیشتر عذاب میکشی اصلی ترین کاری که میتونی بکنی پذیرشه اینکه بگی من قبل دیگه وجود نداره باهاش خداحافظی کن براش اشک بریز و مثل یه عزیز از دست رفته دفنش کن و شرایط جدید رو بپذیر.
ایشالا بچه ها زودتر از آب و گل درمیان خودشون همدیگه رو سرگرم میکنن و تو میتونی وقت برای خودت داشته باشی
زندگیت از دست رفته نیست فقط تغییر کرده اینکه شرایط جدید رو یاد بگیری یکم زمان میخواد

عزیزیم ناشکری نکن همیشه خداروشکرکن

فقط میتونم بگم خیلی سخته دقلو منم دوتا دختر دارم دارم ۸ماهه شدن خیلی روزا همش خستم وقت نمیکنم به خودم برسم خونه زندگی شلوغ بعضی موقع ها ضرفای دو روز جمع میشه ولی میدونی با چی به خودم روحیه میدم اینکه من از پسش بر میام چون دوبار سقط داشتم انگار یه چیز با ارزشی نصیبم شده باشه حس میکنم خیلی باید مراقبشون باشم فقط بیشتر وقتا رو با بچه هام میگذرونم اصلا برام مهم نیست خونم له هم ریخته باشه وقت نکنم برسم به خودم از وجودشون بودنشون لذت میبرم منم بعد زایمان خیلی سختی کشیدم تا مرز افسردگی هم رفتم ولی خودم به خودم امیدواری میدم میگم من میتونم یه مامان قوی واسه بچه هم باشم خیلی ها فکرشم نمیکردن من از پس یه بچه بر بیام چون سنم کم بود الان باور نمیکنن من بدون کمک کسی از پس دوتا بچه برام فقط خواستم بهت بگم خیلی درکت میکنم ولی سعی کن خودت آرامش بدی به زندگیت

کاملا درکت میکنم

شاید ناراحت شی از حرفم ولی ناشکر نباش هیچ بچه ی آروم نیست من ۷ ماه خواب درست ندارم فقط دعا میکنم رو سر بچه بد خلقی نکنم

کامل درکت میکنم
من دختر اولم خیلییییی غرغرو نق نقو بهونه گیروحشناک بود همه جااشکمو درمیاورد
دست تنها بدون کمکی حتی ۵دقیقه
شوهرمم سرکارهمیشه توشهر غریب بابچه مریض دیونه شدم کم آوردم
ولی گذشت مجبوربودم بگذرونم
افسردگی گرفتم و داغون و کسی درکم نکرد
این یکی بهتره ولی بازجور دیگه افسردگی گرفتم

انشالله همونجور ک خدا این نعمتو بهت داده تواناییشو بهت بده عزیزم واقعا بچه بدقلق سرسام آوره چ برسه ب دوتا 🙆‍♀️

حق داری توی این سن واقعا سخت هستن بچه ها، من خودم بچه ام واقعا بد قلق و اذیت کن بوده و هست... کاملا سلامت روانم رو از دست دادم، برای تو که شرایط خیلی خیلی خیلی سخت تره... اما خب هر چی بزرگتر بشن بهتر میشن

سلام کمکی نداری؟؟؟

نده خودتو غصه میگذره بخدا من با اوین خیلییی شبا گریه کردم ک نمیخوابه ولی ناشکری نکن
وقتی ک بی بی ها رو میزدی و منفی بود چقدررر دلت میگرفت نمیگفتی خدا همرو میدی منم بده 🥲با تماااامممن وجود درکت میکنم 🥲

وای بخدا منم همینم
تو یکیشون نق میزنه من هردوتاشون😭😭😭😭
بخدا بریدم
تا بیدارن که همش نق نق و بغل و گریه
بقول تو حتی موقع بازی هم نق میزنن
میخوان بخوابن هم انگار دور از جون داری شکنجشون میدی انقد خودشونو چنگ میندازن گریه میکنن نق نق میکنن
همین الان بزور بعد 2ساعت یکیشون خوابید انقد عصبی شدم کلی داد زدم و خودمو لعنت کردم
دیگه نمیدونم چکار کنم نفسم بالا نمیاد انقد حالم بده😭😭😭😭😑

میفهممت عزیزم واقعا سخته من با وجودی ک فعلا دخترم تنهاست کم آوردم بارداریم هم اضافه شده امشب ازبس دنبال دخترم رفتم مثل جنازه افتادم

واقن حق داری با تموم وجود درکت میکنم ...منم دخترم خیلی اذیتم می‌کنه 😫😫

من بیرجند عروس شدم اهل کرجم‌

۲ تا بچه کوچیک دارم
اسباب کشی دارم یکی ۴ سال یکی ۱۰ ماه

هر دو دختر

دهن من و ک اولی سرویس کرده

یک روز بهش گفتم بمیری ایشالا از بس اذیتم کرده بود دیگه

ولی بازم میبینم مشکل از منه کم صبرم بچه ها گناه دارن

فضای آزاد ندارن انرژی تخلیه بشه

مامانا همش تو گوشی و کار مشغول هستند

بچها حق دارند

شرایط شما هم سخته
خدا کمک کنه بهتون

من دختر دومی م راه افتاده موندم چکار کنم تو اسباب کشی کمکی هم ندارم
شوهرمم اخلاق ندارع دلم ب اون خوش کنم


هیییی
هر کی دردی داره

عزیزم دختر منم همینجوریه با تمام وجود درکت میکنم ❤️‍🩹🫂

درکت میکنم

میفهممت درکت میکنم حق داری
مگه ما مامانا آدم نیستیم نمیتونیم خسته باشیم
منم گاهی انقد خسته میشم بخدا تا ۳ بعد ظهر یهو نگا میکنم هنو ناشتام یه آب هم‌نخوردم ولی میگذره بخدا میدونم سخته ولی لذت ببر ب خودت سخت نگیر ب شوهرت بگو درکت کنه مالی اگه کم داره ب تو نگه از کسی کمک بگیر کارای خونه بکنه

عزیزم شدیداً به کمکی نیاز داری

خودم با تمام وجودم درکت میکنم
ناشکری نکن فقط بسپار به خودش 🥲😭

الهی...حق داری ولی صبور باش عزیزم
🥹ترخدا نی نی هارو اینطوری نگو
شاید بدقلقیش ی وقت دردی چیزی داره
مهدیسای منم بدقلق بود شیر نمیخورد میپیچید ب خودش
بعد دیدم بخاطر پروتین شیره
شیرشو دکتر عوض کرد اروم شد بچه

گلم از خانواده کمک بگیر یه چند ساعتی مادر یا مادر شوهر خواهری کسی بیاد پیش بچه ها تو هم یکم‌استراحت کنی یا بگذاری پیششون

ناشکری نکن عزیزم خیلیا ارزوشونه یدونه از بچه هاتو داشته باشن از مامانت مادرشوهرت دوستی کسی کمک بگیر این روزام میگذره و بچه ها بزرگ میشن اتفاقا اینجوری بهتره بچه هات همراه و همبازی دارن باهم بزرگ میشن همدم همدیگه میشن واسه همیشه

من درکت میکنم عزیزم چون دست تنهام و دوقلو هام به شدت نا آروم و همش درحال گریه کردنن خیلی وقتا کم آوردم به خودم میگفتم که کاش میشود برمیگشتم به زندگی قبل بارداریم چون دست تنهام فشار زیاد میاد بهم اما وقتی نگاشون میکنم براشون میمیرم واز خدا بابت داشتنشو شکر میکنم به خودم امیدواری میدم که بزرگ میشن ومیگذره این سختیا

آره واقعا سخته بچه داری شوهرت کمکت نیست من که فقط دارم روزا رو میشمرم تا زود تر بگذره پسرمنم حساسیت به پروتئین گاو داره و توی رژیمم م هیچی جز مرغ و برنج و سیب نمیتونم بخورم ولی بازم صورتش چوش میزنه و اسهاله

چقدر میفهممت...
باید بگم درست میشه صبور باش منم مسیر تورو رفتم

کاملا حق داری عزیزم ما با یدونش کم آوردیم چه برسه ب شما
انشالله خدا بهتون توانایی بده که این روزهای سخت براتون راحت تر بگذره
خودتو زیاد اذیت نکن به اعصاب خودت مسلط باش هیچ بچه ای با ی ذره نق و غر چیزیش نشده آرامش داشته باش

قربونت درکت میکنم من دیگه تازه آنقدر زدم تو سر خودم که سر گیجه گرفتم

سلام عزیزم درک میکنم یکی سخته چه برسه به دوتا انشالله خدا کمکت میکنه ناراحت نباش کمکی ندارین ؟

عزیزم ایشالا که خدا بهت توانشو بده واقعا سخته دوتا بچه کوچیک.ایشالا بعد این همه سختی لذتشم‌میبری به وقتش

کسی کمک حالت نیست عزیزم ؟مادری خواهری

سوال های مرتبط