۱۲ پاسخ

بچه‌ها تو حالت عادی هم توانایی خودتنظیمی و عبور از احساسات سنگین رو ندارن، چه برسه وقتی خوابشون هم بیاد و بیش از اندازه خسته بوده باشن، یا گرسنه باشن
در واقع انباشت چندین نیاز بی‌خوابی، خستگی، ناامنی و... همه باهم باعث این واکنشش شده
وقتی پشت سر هم کودک مجبور میشه نیازهاش رو سرکوب کنه و پاسخ درستی براشون پیدا نمیکنه بلاخره یجا کم میاره و به قشقرق ختم میشه و کوچک‌ترین محرکی می‌تونه کل سیستم بچه رو بهم بریزه
مخصوصاً که تو این شرایط از سمت اطرافیان فشار رو هم احساس کرده
تحمل نگاه‌های اطرافیان، تحمل حرفاشون و برچسبهاشون
فشار مادر و پدر به نادیده گرفتن نیازهای
همه این‌ها برای خود ما سنگینه چه برسه به بچه

یه نکته خیلی مهم اینه که این تجربه سنگین برای کودک تو یاد و خاطره‌ش ثبت میشه و دفعه بعدی حتی اگه گرسنه و خسته و بی‌خواب هم نباشه اون موقعیت رو دوباره براش تداعی میکنه و دوباره احساس ناامنی رو تجربه میکنه و رفته رفته بجای اینکه براش عادی‌تر بشه، هر دفعه واکنشش شدیدتر میشه و بیشتر طول می‌کشه
واسه همین خیلی مهمه هر وقت احساس ناامنی رو تجربه کرد از اون محیط بلافاصله دورش کنید تا دوباره احساس امنیت کنه، مجبور کردنش به تحمل اون محیط و نادیده گرفتن احساساتش رفتارش رو به مرور بدتر می‌کنه

فکر میکنم چون پاسخ درستی در قبال احساس ناامنیش نگرفته بود اینجوری شد
وقتی بچه داره احساس ترس و ناامنی رو تجربه می‌کنه نیازش امنیت هست تا احساس امنیت رو تجربه کنه
اما با بزور بردنش نیازش به امنیت ارضا نشد و اون هم تو همون احساس ناامنیش موند
بچه‌ها بلد نیستن خودشون از احساسات سنگسنشون بیرون بیان، نیاز به ما دارن
خیلی مهمه ما به عنوان مراقبین کودک بتونیم درست احساس پشت رفتارشون رو ببینیم و پاسخ درستی به نیازشون بدیم و فقط رفتار رو نبینیم
احساس پشت رفتار و نیاز ارضا نشده پشت احساس رو هم ببینیم
اگه باز هم تکرار شد توصیه میکنم از مشاور کمک بگیری تا بت آموزش بده واکنش درست اینجور مواقع چیه

دلیل احساس ناامنیش و رفتارش هم تو خوشبینانه تریم حالت می‌تونه همین باشه که کودک باور کرده نیازهاش تو محیط دیده نمیشه

بچه های منم همین بودن وهستن

بچهای من از همون اول به همه عادت دادم خداروشکر الان پیش همه وایمیسته ولی خونه خودمون اگر خونه کسی باشه خودم نباشه نمیمونن ولی خونه خودمون چندروزم من نباشم میمونن

وای چ بد خداروشکر بچه های من میمونن شده چند ساعت میدم خواهرشوهرام نگه میدارن

بچه منم همین بود از ۳ ماهگی شروع شد یعنی میرفتم اونجا جای اینکه استراحت کنم بیشتر له و داغون برمیگشتم خونه
حتی تو خیابونم یکی نگاش میکرد میزد زیر گریه ولی حس میکنم الان داره کم کم بهتر میشه 😅
خوشحال باش چون نشونه سلامت بچه هست که میتونه تشخیص بده غریبه هارو

ای جانم ❤

چرا بچهای من با همه خوبن 😂😂😂

نگران نباش چون بچه ها تو این سن همینن تو جای دیگه برن فقط مادرشونو میخوان ی مدت دیگه کم کم فامیلای نزدیکو میشناسن و میرن پیش اوناهم

مال منم بغل کسی واینمیسته ولی خب یکیه اسونه نسبت ب دوتا

اخخخخ بگردممم چ سخت🥲

دقیقا بچه عای منم‌خونه مادر شوهرم اینجورین غریبی میکنن

سوال های مرتبط