مامانا ی مشورت من میخوام دخترم رو پیش ۱ ببرم .میخوام ببرمش ی جایی ک قبلا از ۲سال ۱۱ ماه تا ۳ سال و ۵ ماهگی بردم یا ۶ ماهگی بردم (تقریبا ۷ ماه قبلا بردمش و دیگه نبردم)
دخترم اونجارو دوس داشت و فراری نبود از اونجا و ب نظر خودمم خوب بود برنانه ها متنوعی داست و....
امروز دخترم رو ک بردم کلاس و پشت در نشستم کلاسش تموم بشه، خانمه ای بود ک دو تا دختر داشت بحث مهد شد گفت این مهدی ک من میگم خوب نیست دخترام رو میبردم بچه هایی ک بزرگترن و پوشک میشدن رو تحقیر میکردن و میبردن دستشویی.مدیر اونجا ی پسر بچه ۳.۴ .۵ ساله داره میگه بچه هارو میزنه و مدیرش خیلی داد میزده سر بچه ها و...
خلاصه خیلی بد گفت
ولی نمیدونم چرا من ندیدم
دخترمم ی شخصیتی داره بهش خوش نگذره جایی فراری میشه ولی اینجارو دوس داشت اصلا میگفت خودم میرم تو نیا بدو میرفت تو
حالا نمیدونم نکنه دختر منم اذیت بوده چیزی نمیگفته ؟نمیدونم ببرمش اینجا یا جای دیگه
شما بودین چ میکردین.تب پوشک

۴ پاسخ

مطمئن باش اگه بد بوده یا داد میزدن و ... دخترت دیگه نمی‌رفت و علاقه ای نشون نمی‌داد.
من بودم با مدیر صحبت می‌کردم و میگفتم اینارو شنیدم آیا حقیقت داره...

چی بگم.اما بچه هامون ماشاالله الان بزرگ شدن اگه برن و ببینن اینجوریه حتما بهت میگه یا دیگه علاقه نشون نمیده کوچیکتراگه بود اره حق داری بیشترنگران باشی.بازم یکم تحقیق کن ازمامانایی ک اونجا میبرن بچه هارو.بپرس.اگه دیدیشون همونجا.

میخوای دوباره یه مدت بزار دخترت بره خودتم بمون اونجا دورادور رفتار اونارو کنترل کن خودت با چشمای خودت ببینی اینجور بهتره تا حرف یه غریبه رو گوش بدی اکه واقعا اونجوری بود که نفرستش دیگه

من باشم به دیده‌های خودم و آرامش بچه‌م بیشتر اعتماد می‌کنم

سوال های مرتبط

مامان Lia&Dia مامان Lia&Dia ۵ سالگی
مامانا طبق شکی که تاپیک قبلی گفتم
شک کرده بودم به بیش فعال بودن دخترم گفتم ببرمش مهد ببینم اوضاع چطوره
رفتم اونجا با مربی حرف زدم که ثبت نام کنم اونم یه کم با دخترم صحبت کرد اسباب بازی بهش داد گفت بازی کن بعد گفت جمع کن موهایم بافت الاکلنگ آورد بازی داد و شعر خوند دخترم حرفاشو گوش میداد آروم بود اصلا یکی دیگه شده بود من فهمیدم بیش فعال نیست قبلانم مهمونی میرفتیم اونجا دخترم بکل عوض می‌شد و آروم ساکت حرف گوش کن چی بگم مودب و عاقل

ولی از مربی و محیط مهد خوشم نیومد ثبت نام نکردم اتاق مادرا جدا بود درب اتاق ها رو کلید می‌کرد میرفت و میاومد مدام کلید می‌کرد اخه دیگه اتاق مادرا رو چرا کلید میکنی مگه نباید شیشه ای باشه مادر ببینه داخل رو ؟بعد دخترمو جدا برد نیم ساعت داخل من پیشش نبودم میگم چیکار کردی اونجا میگه تنها بودم نشسته بودم
بعد اتاق های تو در تو و تاریک یه روز درمیون دو ساعت ۱۶۰۰
مهم هزینه ش نیستااااا میخواستم تو محیط باشه ولی تصمیم گرفتم خانه بازی ببرم با بچه ها بازی کنه خودم ببینمش تا اینکه نباشم اونجا یکی با حرص ببراش دستشویی یا با بچه ای دعواش بشه و گریه کنه چون مظلومه بالاخره بچه شیطون هم هست دیگه همه که مثل دختر من نیستن
دختر کوچیکمم اضطراب جدایی داره دلم به اونم میسوزه تنهاش بزارم پیش مامانم میمونه هاااا ولی 😞😔نمیدونم بخدا دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط
چقدر سخته بچه پشت هم😭
مامان آروین مامان آروین ۵ سالگی
شب بخیر بچه ها لطفاً راهنماییم کنید

پسرم دو سه روزی هست ک دوره ویروس اسهال استفراغ رو تموم کرده و خداروشکر خوب شده بعد داداش بزرگش ک از مدرسه اومد گلاب ب روتون اسهال بود من بهش دارو دادم خداروشکر رو ب راه شد ....حالا از اونور پسر برادر شوهرم هم زودتر از آروین مریض شده بود و بستری شد و تازه امروز مرخص شده بود اونم همین ویروس اسهال استفراغ رو گرفته بود حالا بچه اسهال استفراغش خوب شده فق الان بیحاله خوب غذا نمیخوره در واقع میل ب غذا ندارع بعد امشب برادر شوهرم زنگ زد کف ک نیومدی پیش بچه ک شاید بچه هارو دید اشتهاش یکم باز شه بخاطر بچه ها ی چیزی بگو بعد بهم گفت فردا حتما بیایی خونمون منم گفتم باشه نگفتم ک میترسم بیام بچه ها دوباره مریض شن الان بنظرتون چیکا کنم برم یا نه یا بپیچونم یا اگه برم امکانش هست دوباره بچه ها مریض شن الان من پسر بزرگم رو نمی‌دونم این ویروس رو گرفت یا نه اون اسهالش بابت چی بود البته دو هفته پیش پسرم از مدرسه اومد صداش گرفته بود گف سرم درد می‌کنه و تب شد و روز دوم یبار فق بالا آورد بع سرم زد دکتر خداروشکر خوب الان با این تفاسیر تکلیف من چیه