۱۵ پاسخ

معمولا تو این شرایط کارهایی که دوست داری خیلی کمک کننده اس
یه مسافرت خیلییی تاثیر داره
یا حتی فیلم دیدن یا کتاب خوندن یا هر کاری که تو رو به زندگی برگردونه
طبیعتم معجره میکنه حتی اگه در حد پارک رفتن و نشستن و نفس کشیدن باشه

اما اصلی ترین توصیه ام قرآن خوندنه
اونم با معنی و تدبر ❤

الهی که به بهترین و شادابترین ورژن خودت برگردی 🤲🏻💚

سپید دلتنگتیم🥲
مطمئنم این روزا خیلی زود تموم میشه

عزیزم الهی حال دلت خوب بشه.تواین شرایط مهمونی خوب نیست .امادورهمی دوستانه حالت وبهترمیکنه

سپیدههه🥹🫂

اجی جون الهی که خدا به هممون ارامش بده
منم دقیقا به قدری داغونم که سعی میکنم همش سرمو گرم کنم😣
خدا به هممون کمک کنه🥺

الهی بگردمت

ببین خون دماغ
چند قطره اب لیمو بریز تو بی نی
من هرروز خدا خون دماغ میشدن از وقتی این کارو کردم چند ساله ک نشدم دیگه

وای من عاشق شیرینای قنادی مادرم نون خامه ای مزه جون میده لعنتی

عزیزممممم... خدا همیشه بوده و هست... نگاه خدا به زندگیت
چرا اینجوری؟

پاشو سپید برو یه دوش بگیر،یدونه از اون پلوشرت خوشگلاتو تنت کن،یه چای پارچی بریز با ۲ تا شیرینی نوش جان کن...دختر چرا تو همش دپرسی؟،

برا اون قسمت آخرم که میگی اینجوری شدی
خودت و خودت و خودت تأکید میکنم فقط خودت میتونی این حس و حالو ازبین ببری یکم ب خودت بیا خدا نکرده افسردگی میگیری برو بیرون پارک سینما ...تنهایی بدترت میکنه با دوستات اینور اونور برو نزار این حال بد زورش از تو بیشتر بشه

خسته نباشی جیگررم
ببین من عاشق مدل نوشتن و قلمت شدم ♥️
انگار صاف نشستی روبروم حرف میزنیم 💋😅

منم الان در همین وضعیتم

من بعدفوت بابام اینجورشدم کلا خواب..زندگیموول کردم چندروزه تلاش میکنم به زندگی برگردم

نوش جان عزیزم انشالله حال دلت بهتر بشه

عزیییییزم🥺🥺🫂
خدا به دلت و ذهنت آرامش بده
نمیدونم خودمم حالم خوش نیس🥺💔

سوال های مرتبط

نازنین (🌱نهال🕊️) نازنین (🌱نهال🕊️) قصد بارداری
میگم یه موضوعی خیلی برام عجیبه و اذیتم میکنه؛ من فکر نمیکردم الان بعد این اتفاق و اون سختی ها حتی فکر کنم به بچه و باردار شدن مجدد؛ منظورم همین الان نیست یعنی انگار منتظرم هروقت دکتر بگه منم باید تصمیم بگیرم؛ اصلا نمیدونم این احساسات چرا انقدر برام پررنگه و همش بهش فکر میکنم و در عین حال فکر میکنم اشتباهه و غیرمنطقیه؛ چون میگم نکنه بخاطر اون خلاء که ایجاد شده من همش میخوام که اون و پر کنم سریع و حس واقعی نباشه ؛حس بیتابی و بی قراری؛ نمیدونم شاید خیلی ها مثل من باشن ولی اصلا نمبدونم چرا میترسم حتی از این خواسته ام؛
شاید چون تمام برنامه ریزی که داشتم نشده و شاید اطرافیانم که بچه دارن خیلی باعث میشه؛ ولی من بازم میخوتم اینسری خدا خودش برام زمانش تعیین کنه من واقعا دیگه حس عذاب وجدان دارم نسبت به خواسته هام و میترسم چیزی بخوام همش میکم نکنه باز خواسته زیادی باشه و تصمیم اشتباه
شماها بعد چند وقت مجددا به افدام دوم فکر کردید و باردار شدید؟
نمیدونم چرا نکنه نسبت به این مسئله حریص شده باشم و احساساتم درست نباشه ؛ واقعا نمیخوام ناخودآگاه این حس تو من ابجاد بشه