تو اتاق کایا بودم کایا رو پام خوابیده بود منم تو گوشیم داشتم فیلم میدیدم یهو یه چی از کنار چشمم رد شد برگشتم دیدم یه سوسک گندههه بزرگ کایا رو با رخت خوابش بغل کردم با گریه و جیغ و هق هق فرار کردم راه پله نشستم راه پله گریهههههههه صدای مادرشوهرمو پایین شنیدم گفتم تورو خدا بیا بالا این سوسکه رو بکش خواهرشوهرمو فرستاد بالا تا بیاد بالا سوسکه اومد تو پزیرایی خواهرشوهرم سوسکه رو گرفت و رفت من یک ساعته نشستم دارم گریه میکنم
میگم از کجا اومده تو اتاق یعنی
اگه خواب بودم میومدم از روم رد میشد یا وقتی خواب بودم شاید رد شده از روم رفته تو اتاق شاید از حموم اومده شاید از کولر اونده شاید از تراس اومده یعنی از کجا اومده همه بدنم داره میخاره
زنگ زدم به شوهرم میگم من دیگه نمیتونم اینجا بمونم حالم خیلی بدهههه
جوری نشسته بودم گریه میکردم بیچاره بچم از خواب پریده بود شکه نشسته بود جلوم میزد تو صورتم که گریه نکنم
حالممممم خیلی بدههههههه😭😭😭😭😭😭😭


#پوشک #دارو شیرخشک مولتی

۱۳ پاسخ

ای بابا ی سوسکه دیگه با ی دمپایی بزن روش بنگ میمیره اگر بخوای برای ی سوسک اینجور گریه کنی چیزی ازت باقی نمی مونه ت باید همیشه مثل کوه پشت پسرت باشی پس سعی کن الکی نترسی بچه طفلک چقدر ناراحت و ترسیده شده

وای درکت میکنم منم خیلی میترسم 😭😭چند وقت پیش از تو حیاط اومده بود تو واحدمون یهو صدا ویز ویز اومد اومدم پرده را برنم کنار دیدمش جوری جیغ زدم و پریدم بالا پاچه شلوارما گرفته بودم میران هر هر میخندید به کارا من 🤣🤣🤣

چی بگم والا😅

من چندوقت پیش باشوهرم نشسته بودیم توحال یهو سوسگ حمله کردیه حوری من بال بال میکردم که نگوو
شوهرم ازسروصولی من ترسیده بودرفته بودرومبل
😅🤣🤣🤣فقط شاتس اوردم دخترم پیشم نبود

عجبببب

😂😂😂😂وای مگه چداندازه است ی سوسک همه ازش میترسن من هرجا ببینم ی جور میکشم تموم دق دلیم خالی شه ی زره جون داره بزنید بکشید دیگ

عجب .

ماخونمون ویلاییه هر دفه رفتم حیاط یدونه کشتم🤣

کامن بگیرکناردیوارااسپری کنم دیگه نمیاداگم بیامیمیره

وایییی، لابد در و پنجره باز بوده اومده، منم پیارسال از خواب بیدار شدم اومدم تو پذیرایی دیدم یه سوسک تیکه تیکه شده بزرگ بالدار وسط خونست، 😖😫 در بالکن باز بوده اومده تو گربم گرفته تیکه تیکش کرده فرار کردم رفتم سه ساعت تو دستشویی بودم زار میزدم، زنگ زدم دوستم اومد تیکه هاشو جمع کرد ، حالا اونم بقایای سوسک رو رویخته بود کف دستش هی میاورد میگفت ایناها ترس نداره که، دهن گربمم ده بار مسواک زدیم کثافته چندش

منم بیش از حد از سوسک میترسم به قول تو میشینم گریه میکنم سوسک میبینم و همه فک میکنن فیلممه ولی بخدا خیلی فوبیا دارم یعنی تمام بدنم شروع میکنه لرزیدن😢ولی چندسال پیش شوهرم یه اسپری زد دیگه چندساله سوسک ندیدم ولی اصلا یادم نمیاد چجوری بود بگیرم به مورچها هم بزنم

واویلااااا😂😂😂😂😂😂😂

دختر چرا ایتقد گریه اخه
منم دیشب یدفعه سوسک دیدم تو حمام از دیشب در حمامو باز نمیکنم از ترسم ک نیاد تو
حالا باز خوبه تو کسی رو داری بکشتش من شوهرمم از سوسک میترسه نمیکشه☹️🤣

سوال های مرتبط

مامان _جان🩵 مامان _جان🩵 ۱۵ ماهگی
پارسال امروز🥹
باورم نمیشه که واقعا یک سال گذشت با تموم سختیا و شیرینیاش…
وقتی پسرمو نگا میکنم باورم نمیشه هی با خودم میگم ینی من اینو بزرگ کردم؟
من کی بزرگ شدم که مامان بشم من تو خوابمم نمیدیدم که از یه موجود کوچولو بتونم مراقبت کنم و بزرگش کنم…
.
اینجا خیلی استرس داشتم اخه صبحش زایمانم بود اصلا به هیشکی ترسمو نشون ندادم
با خنده رفتم داخل ولی وقتی تو راه رو اتاق عمل نشسته بودم داشتم زار زار گریه میکردم…
هم از خوشحالی هم از ترس…
هم اینکه وقتی نشسته بودم با پروندم اومدن و اسممو شهلا نوشته بودن(اسم مامانمه)
اونجا یه غم بزرگی اومد رو دلم و خیلی دلم گرفت و گریه کردم..از اینکه مامانم نبود…
تو بهترین روزم مامانم نبود..از اینکه بقیه رو کیدیدم مامانشون پیششونن مراقبت بچه هاشونن ولی من نه…
حسرت این تا ابد رو دلم میمونه که بهترین روزام مامانم نبود کنارم..هرچند روحشو حس میکردم…
شما تعریف کنین چه حسی داشتین یک روز قبل عملتون؟؟؟




فرزندپرورق زایمان بارداری شیرخشک بچه پوش
ک
مامان آرهان🩵 مامان آرهان🩵 ۱۶ ماهگی
خیلی زود میگذره پارسال پونزده اسفند تو خونه بودم اخرین تیکه از وسایل اتاق ارهان اومده بود زنگ درو که زدن پستچی گفت خانوم بستتون اومده من چون کل بارداریم استراحت مطلق بودم نمیتونسم زیاد از پله استفاده کنم رفتم دم در بسته رو برداشتم با ذوق تندتند اومدم چیدم تو اتاق پسرم همینک رفتم از اتاق بیام بیرون حس کردم یهو کل شورت و شلوارم خیس شده 😭حسش اون لحظه وحشتناک بود من ۳۶هفته بودم سریع زنگ همسرم زدم رفتیم بیمارستان ماما معاینه کرد گفت کیسه اب سالمه توهم زدی فرستادنم خونه 🙂ولی من نشتی داشتم سه روز بعدش نوبت دکتر داشتم به دکترمم گفتم که اینطور شده معاینه کرد گفت چیزی معلوم نیست دراز بکش سونو شی تو سونو معلوم شد اب دور جنین انقد کمه و بایدسربع برم بیمارستان یادم میوفته دلم میخاد گریه کنم خداروشکر که پسرم الان سالمه واقعا موندنش معجزه بود عروسک قشنگ مامان چقدر خوشحالم دارمت تولدت مبارکم باشه تو این روزای سخت تنها دلیل بودنم تویی💖