سلام عزیزم اصلا جای ترس نداره وقتی بیاد بچه همه چی یادت میره اونقدر درگیرش میشی که نمیتونی به ترس فکر کنی 😁
وای منم همچین حسی دارم از زایمان نمیترسم از اینکه مسئولیت یه بچه با منه هیچ تجربه ای ندارم و کلا حس زندانی بودن بهم میده ...چقدر گریه کردم و گاهی حس میکنم نکنه دوسش ندارم نکنه حس مادری نداشته باشم اصلا یه موقعیت خیلی پیچیده ای هست از لحاظ روحی حس میکنم اماده نیستم
عزیزم تا الان تو یه مرحله جدا از بچه داشتی زندگی میکردی انشالله نی نیت بدنیا بیاد بغلش بگیری خودت باورت نمیشه اینقدددر ک عاشقش میشی .واقعا بچه وقتی بدنیا میاد و جلو روت بزرگ میشه انگار قلبته ولی خارج از بدنت. من اولین بار ک مادر شدم ۱۷ سالم بود خیلی میترسیدم از همه چی ولی خدا یه قدرت و توانایی به من داد ک خودم تونستم بچم و نگه دارم و بزرگش کنم البته اوایل کمکهای مامانمم بود چون کلا بچه اول تجربه نداری براهمین هم میترسی.
اصلا باورت نمیشه وقتی بدنیا بیاد و بگیریش بغلت و بوش کنی هم درداتو یادت میره هم هزاران مرتبه خداروشکر میکنی و حتی پشیمون میشی ک چرا زودتر از الان نزاشتی بچه دارشی...
من که 19 ساله اولین بچم دنیا امد همش ترس داشتم از همچی اما همین که امد انگار چندین بچه بزرگ کردم الانم دومی اوردم
اولش خیلی سخت و گنگه برا ادم چون همه زندگی آدم تغییر میکنه
ولی در کنار سختی شیرینی خودش رو داره
واقعا مادر شدن خیلی سخته چون بعدش دیگه فقط به فکر بچه هستی و گاهی خودتو فراموش میکنی
انگار قلبت بیرون بدنت داره میتپه
اینجوری نگو خداروشکر کن ک یه نی نی بهت داده همین الان بعضیا ک باردار بچه دار نمیشن خودشونو ب آب آتیش میکشن هرکار میکنن با چشا خودم دیدم ک چقد سختی تلاش سعی میکنن تا خدا بهشون یه بچه بده
تا چند وقت حس میکنی زندانی شدی محدود شدی ولی وقتی بخیه هات خوب میشه از همه لحاظ خوب میشی من اصلا خودمو محدود نکردم با دخترم همه جا رفتم و مادر شدن خیلی خووووبه
انقدر شیرینه که به این فکرات میخندی عزیزم
منم همینطورم☹️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.