۷ پاسخ

منم21تیر تست زدم

منم بچه ام از هوا اومد.اویل اردیبهشت پارسال بود یکی از دوستای شوهرم زنگش زده بود داشتن صحبت می‌کردند که گفت بچه دومش تو راهه بچه اولش ۳ماه از بچه اول خودم بزرگتره آره خلاصه گفت دومیش تو راهه و حواسشون نبوده ونفهمیدن که چیشده....من وشوهری فقط بهشون خندیدیم وگفتیم بیچاره شدن دوتا پشته همی خیلی سخته وفقط بهشون خندیدیم همین دوهفته بعدش دیدم عقب انداختم به شوهرم گفتم یه بی بی چک بخر بزنم گفت بابا صبر کن میشی گفتم نه بخر دوروز طولش داد تا بلاخره خرید وقتی زدم ومثبت شد شوهرم تا صبح هی میرفت داروخونه مارکایمختلف میخرید می‌ومد میگفت تو بزن ا وونا خراب بوده.من که کاری نکردم آخه از هوا اومده....
این شد که ماهم به روش گیاهان یه روش گرده افشانی یچه دار شدیم.البته یاد گرفتیم دیگه به کسی نخندیم...

منم تو خرداد بود به شوهرم میگفتم تو رو خدا تو ماه محرم ازم رابطه نخا یوقت باردار میشم بچم میشه شمر🥴🤣دور از جون بچم حالا همون ماه محرم باردار شدم مادر بزرگش نامه نوشته بود داده بود ببرن کربلا که من بچه دار بشم الانم بچه رو رو چشاش میزاره که من از این ناراحتم🫥🫥🫥

منم ۵تیر وقت پریدوم گذشت نشدم نگران شدم کلی دمنوش خوردم که بشم نشدم یهو دیدم یکی از سینه هام بزرگتر از اون یکی شد یاد بارداری قبلیم افتادم دیگه رفت تست گرفتم زدم دیدم بله دوتا خط افتاد ومن باردارم کلی فکرهای بد اومد سراغم گه خداروشکر انجامشون ندادم آخه قصد بارداری نداشتم ولی خب الان که نینمو میبینم خجالت میکشم وخداروشکر میکنم😍

مبارکه♥️😍

خدا برات حفظش کنه
منم دقیقا ۲۲ تیر بود تست زدم
چقد زود گذشت
چقد دلم واسه اون روزا تنگ شده😭

اینم از نخود پارسال شاهان امسال
خدایا شکرت❤️❤️

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آروین مامان آروین ۷ ماهگی
می‌خوام خاطره که بی بی چکم دوتا شد بهتون بگم
ما همون شب مهمون داشتیم آخر شب که مهمونامون رفتن مغزم همش درگیر این بود که الان تست بزنم یا فردا صبح ساعت نزدیک ۲شب بود رفتیم سرویس بهداشتی و همون گفتم بزنم یا شانس و اقبال یا خودم گفتم تا موقع خط های معلوم بشه برم دستامو بشورم بیام موقعی که دیدم دوتا خطه همون جا اومدم شوهرم از خواب بیدار کردم گفت نگاه کن داری بابا میشی اول باور نکرد بعد بلند شد رفتی دستشویی اومد بی بی چک که دیدم چشاش در اشک اون شب تا صبح شکم منو بغل کرد و خوابید صبح که از خواب بیدار شدم دیدم ی مینی کیک و با گل رز قرمز با ی نامه نامه که باز کردم نوشته سلام مامان کوچولوی خودم .حواست به فرشته کوچولو باشه
قشنگ یادمه همون شب تولدم همش حال تهوع داشتم واقعا خدا رو شکر میکنم که شب تولدم بهترین کادو بهم داد یکی از فرشته هاشو بهم داد منم اول باور نمیشد که باردارم چشام باور میکردا ولی دلم اصلا

بماند به ماندگار👶🏻۱۴۰۳٫۰۱٫۲۶🩵
کولیک بارداری قطره آد مولتی ویتامین
مامان دلا🦢 مامان دلا🦢 ۷ ماهگی
دقیقا پارسال همین روز و همین ساعت ها بود که خونه تنها بودم و حوصلم سر رفته بود....یهو چشمم خورد به بیبی چک و گفتم پاشم الکی یه بیبی بزنم
حتی میخواستم جوابو ندیده بندازم دور چون میدونستم منفیه ولی در کمال ناباوری دوتا خط پررنگ قرمز دیدم،میگفتم قطعا اشتباه شده امکان نداره من باردار باشم(من همیشه پریود هام منظم بود فروردین باید پریود میشدم ،نشدم رفتم بتا دادم منفی بود ،اوایل اردیبهشت سونو دادم چیزی نبود،اقدام هم نبودم...برای همین احتمال نمیدادم باردار باشم ولی خب ماه قبل چون پریود نشده بودم گفتم تخمک گذاری هم شاید نشده پیشگیری نکردم ولی سختتت در اشتباه بودممم)
خلاصه فرداش رفتم ازمایش دادم بتا۱۰۰۰۰ با کلی استرس رفتم سونو برای این بتا بالااا ،،،بله جوجه کوچولو من ۷هفته و ۲روزش بود و دل کوچولوش رو دیدم که داشت میتپبد
الان دل کوچولو من جلو خوابیده و داره نق میزنههه😅😅😅
قربونششش برممم
انشاالله قسمت همه چشم انتظاراااا
دارم از ثانیه به ثانیه اش لذت میبرم چون میدونم خیلی زود قرار دلتنگ شممم برای وقتی که انقدری بود
مامان نورا خانوم❤️🧿 مامان نورا خانوم❤️🧿 ۶ ماهگی