۲ پاسخ

چقد پیشرفتت کم بوده عزیزم مشخصه خیلی اذیت شدی
شما در طول بارداری از شیاف پروژسترون استفاده میکردین؟؟چند وقت

وااای خدا بهت صبر داد واقعا خیلی سخته
چند هفته بودی ؟

سوال های مرتبط

مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۰ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان پناه🎀👶🏼 مامان پناه🎀👶🏼 ۳ ماهگی
پارت 2
و من رفتم کل این یه ساعت و فقط پیاده روی کردم و راه رفتم پله زدم
و ساعت 6 رفتم ان اس تی گرفت و هیچی نگفت
گفت برو ساعت 7 و نیم بیا دوباره نوار قلب بگیرم
ساعت 6 رفتم و همچنان راه میرفتم. شوهرمم بود تو محوطه باهام راه میرفت
میرفتم. تو دسشوی اسکات میزدم هی. پله میزدم راه میرفتم
ساعت7 و نیم رفتم ان اس تی گرفت و معاینه کرد گفت یه سانتی
میگفتم. بستریم کنید اصلا. گردن نمیگرفتن
بعدش خود دکتر و مامانم گفت بستریش کنید وقتش گذشته
دکتر گفت باشه بستری میکنم صدام زد دوباره معاینم کرد گفت یه سانتی
برو دوساعت راه برو و بعد بیا دوباره معاینت کنم دردم داشتم هی دردای پریودی کوچولوی میگرفت و ول میکرد
ساعت 8 رفتم تا ساعت 10 رفتیم بیرون یه شامی خوردیم و من فقط راه میرفتم پله میزدم میرفتم هر جا سرویس میدیدم میرفتم اسکات میزدم
رفتم دوباره معاینم کرد گفت همون یه سانتی
و از بس معاینه شده بودم سوزش گرفته بودم
دوباره گفت برو و دو ساعت دیگه بیا معاینت کنم
رفتم تا 12 و نیم و فقط پله زدم
12 و نیم رفتم و همون یه سانت بودم
اخرش از بس راه رفته بودم زدم زیر گریه گفتم دیگه توان ندارم
توروخدا بستریم کنید مامانمم گفت بستریش کنید من اینو ببرم خونه خدای نکرده واسه بچش اتفاقی بیفته شما جواب میدید...
مامان علیراد🐣🩵 مامان علیراد🐣🩵 ۲ ماهگی
#پارت دوم تجربه زایمان
یه نوار گذاشتم و و شوهرمو بیدار کردم کارمو کردم به مامانم زنگ زدم تو خونه هی راه رفتم دیگه دردام داشت بیشتر میشد دیگه نزدیک هفت صبح بود راه افتادیم . تا بیمارستان هم یک ساعت نیم راه بود بیمارستان فاطمیه همدان
دیگه تو راه همش دردام بیشتر شده بود بلاخره رسیدیم
رفتیم تریاژ اونجا فشار گرف و سونو اینا رو ثبت کرد گفت گفت برو هزینه نوار قلب بده برو نوار قلب بگیرن رفتم اول معاینه کرد گفت ۲ سانتی اون همه درد داشتم کلا ۲ سانت شده بودم 😶گف برو ان اس هم بده ببینم دردات چطورن من صبحونه هیچی نتونستم بخورم تو راه هم همش حالت تهوع شدم یبار ان اس تی گرفت ولی هیچ انقباضی نشون نداد گفت ابمیوه اینا بخور باز بیا بگیرم ببینم چطوره
آبمیوه خوردم دوباره گرفت کلی درد و انقباض نشون دادم گفت ببر به دکتر نشون بده رفتم نشون دادم ساعت ۱۰ بود گفت خوبه برو پیاده روی و پله نوردی کن ۱۲ بیا اینجا ببینم چیکار میکنی بستریت کنم من رفتم بیرون از بیمارستان ولی اومدن دنبالم گفتن باید داخل باشی هر نیم ساعت نوار قلب بگیری دیگه تو سالن همش راه میرم دیگه دردام خیلی زیاد میشد میشستم زمین باز پا میشدم راه میرفتمم میپیچیدم به خودم جوری که پرستار گفت تو حالت خیلی بده بیا لباساتو بدم بپوش تو بستری میشی دیگه لباسامو دادن با کمک مامانم پوشیدم دستبند اینا زدن به دستم دیگه دردام خیلی زیاد شده بودن نزدیک ۱۲ بود دوباره رفتم برا معاینه گفت خوب پیشرفت. کردی ۴ سانت شدی برو بستری شو
ادامه پارت بعدی