مامانا شما باشین چیکار میکنین من شوهرم جلو خواهرش و جلو خودم برداشته گفته که من اون عابربانک میدونم و فقط ازش پول میگیرم و فقط برا پول میخوام.من از اول زندگی خیلی کم قانع بودم چیزی میخواستم سختم بود بگم بعد فقط اگه خیلی کم تو پیام میگفتم.شوهرم بخدا برا خودش میرفت دو سه جفت کفش میخرید من هیچی نمیگفتم حتی بهم نمیگفت نمیخوای.هر عیدی هروقت که میرفت خرید لباس چنددست میگرفت سرتا پا.بعد الان که قسطش یکم بیشتر شده کم میخره من فقط عروسی اقوام نزدیک و عید بشه و بین سال خیلی کم.هرچی هم بخرم خیلی واقعا کمبود دارم اهل ولخرجی نیستم.فقط پارچه داشتم بعد زایمانم پارچه داشتم فقط بردم دادم خیاطی سه چهارتا مانتو دوخته اونم پارسال بعد بقیه لباس مجلسی میدادم بهش میدوخته برا دخترمم.بعد دوسال گفته ۱۴میلیون میشه حسابتون الان همش سرکوفت میزنه این همه پول خیاطی شده کدوم پوشیدی.بااینکه اینا همشون دیگه خیلی تکراری شده.
الان شما باشین چیکار میکنین خودش که پولی بهم نمیده مگه خودم بگم اونم سالی دو سه بار که واقعا جایی باشم لازمم باشه اونم برا بچه پوشک چیزی.دیگه زورم میاد گدایی کنم الان شما باشین چیکار میکنین؟
واقعا خیلی چیزا لازم دارم دلمم خیلی چیزا میخواد همه چی هم خیلی گرونن
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی دندان اسهال پوشک تب سرماخوردگی دندان دوسالگی شیر خشک پوشک واکسن

۷ پاسخ

منم اینجوریم کم توقع ولی اشتباه کردیم
باید خشتک مردو پاره کنی که قدر بدونه
بعد این ماهی یدونه حداقل وسیله بگیر براخودت
منم بعد چند سال فهمیدم ولی زنی که خرج داره ارج داره

یه مثالی هست همیشه میگنا
زنی که خرج نداره ارج نداره
اگه نداشت آره ولی وقتی داره و این مدلیه و اینطوری رفتار میکنه توهم واقعا اهمیت نده
خرج کن زندگی کن

عزیزم چون نظر پرسیدی میگم لطفا به جای اینکه دستت جلوش دراز باشه کاری کن دستت تو جیب خودت بره

همه اینیم منم مثل توواقعاقناعت میکردم دیگه عادت کردوقتی میگم چیزی میخام بحرم کونش دردمیگیره😂😂😂

عزیزم از قدیم گفتن زنی که خرج نداره ارج نداره
چرا نگرفتی؟
وقتی داره برا خودش بخره باید برا شمام بخره
شمام از الان خرج کن که حداقل دروغ نگفته باشه😁

من متوجه نشدم
وقتی گفته که شما رو عابر بانک می‌دونه یعنی شما خودتون پول دارین ازتون میگیره؟

همون دیگه اشتباه ما اینه از اول کم خرج بودیم

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سوال:مامانا توی یه چیزی گیر کردم خستم از این زندگی نمیدونم چیکار کنم.طبق تاپیک قبل گفتم تلاش میکنم و گفتم هردومون من همیشه پیش قدم شدم تلاش کردم من فقط دنبالش دویدم دیگه گفتم ولش یه مدت پیگیر نشم زندگیمو ادامه بدم با دخترم چون خسته شدم همش یه طرفه همش حس اویزون بودن بهم میده.همش من زنگ و پیام ولی اون یه دفعه پیام نمیده چطوری یا بخاطر بچش زنگ نمیزنه حال بچه بپرسه چه وقتایی که نیس یا خونه مامانش باشه.نمیتونم من فقط برم بگم بیا حرف بزنیم بیا از نو شروع کنیم تلاش کنیم.بعد همه اینا اون مدت که من عصبی شدم اون شب که اونکارو کرد به داداشم گفتم و بعدش همش تا یه اشتباه کوچولو تا یه ایراد یا یه بهونه کوچولو گیر میاره سرکوفت میزنه بعد زود زنگ زده ابجیش همه چی میگه که سارا بی عرضه تو بچه داری و خونه داری و مهمون داری و... اینجا خونه کثیف داره بچه مریض میکنه و غذای درست نمیپزه و تا لنگ ظهر خوابه و خیلی چیزا دیگه که همش جلو خواهرش گفته خب من بدترینم بودم میومدی به خودم میگفتی.چون من به داداشم گفته بودم روانیه اینم پیام دیده بود..
#فرزندپروری
کودک مادر دخترم دوسالگی پوشک دندان درد اسهال تب واکسن پوشک