عزیزم واسه ما هم هیشکی غذا نمیاره. هر وقت حالت خوب بود غذا بپز تو یخچال بذار که هر وقت اشتها داشتی گرم کنی بخوری
من خیلی صبح ها سرگیجه و ضعف دارم برا غذا پختن دیر میشه
من که واقعا دلم پره
الانم که دیگه ۱۰ روزی یبار مادرشوهرم یه ناهار دعوت میکنه اونم زیاد به غذا اهمیت نمیده شوهرمم میگه فقط دسپخت خودت
فقط بلدن بگن پسر پسر
منم انتی بهم احتمال پسر داد نگفتم بهشون
واسه من ک فرق نداره تازه شوهرمم دختر دوست داره ولی اگه خدا بهم پسر داد اصلا زیاد نمیبرمش خونشون بخاطر اینکه خیلی پسر پسر میکنن انگار دختر چشه
عزیزم درکت میکنم خیلی سخته
من تازه تهوعم داشتم ۷ کیلوهم کم کردم تازه چند روزه یذره بهترشدم
ولی مادرشوهرم نهایت اولاش که ذوق داشت چند بار پخت واسم مامانمم همون اوایل الان خیلی کم پیش میاد مثلا هفته ای یه بار
دیگه مجبورم خودم بپزم با اینکه از بوی غذا میمیرم
رو مادرشوهر که اصلا حساب نکن
خودتو اذیت نکن من هم مادر دارم هم مادر شوهر هم ۴تا خواهر .همشون هم نزدیکم هستن.
مادر و خواهرام که اصلا انگاری وجود خارجی ندارن. بیچاره مادر سوهرم هم که غذا میپزه نمیتونم غذاهاشو بخورم . بالا میارم. برای همین دیگه از هیچ کس توقع ندارم . فقط به خدا میگم خدایا خودت کمکم کن بهم قوت قلب بده بتونم مواظب خودمو بچم باشم. حاملگی اولم هست مامانم هم حتی یه سراغی ازم نمیگره در چه حالی میگه حالت بهتر شد خودت میای یه سر میزنی .
من فقط خدامو دارم
ویتامین نمیخوری
من تو هر وعده برنج دارم چون بدون برنج نمیتونم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.