۸ پاسخ

همین الان که دارین چای میخورین باهاش درد دل کن و بگو که نیاز داری به عنوان داداش بزرگه بیشتر باهات همکاری کنه

استرس بچه هارو دارین یا استرس جنگو؟ والا حق داره نگه نداره بچه هارو، من دلم میخواد خودمم ازدست دوقلوها فرار کنم، هیچکس گردنشون نمیگیره😄، خیلی آدمو اذیت میکنن، دقیقا پریروز ازدستشون گریه کردم ، ازدست این دنیا و شرایط، شبا اینقد استرس دارم حد نداره، حتی الانم ازاسترس بیدارم، دقیقا استرس همین دوتارو دارم

بچه ها به بلوغ که میرسم خیلی اخلاقشون عوض میشه.اصلا نمیدونی چه رفتاری باهاشون بکنی

سلام عزیزم کاملا درکت میکنم چون دقیقا هرچی گفتی اوضاع ماهم همینه
پسربزرگه من 16سالشه تایکی دوسالگی پسرکوچیکم فقط قربون صدقه اش میرفت نمیزاشت کسی بغل بگیرش ولی الان ای خدا جنگ اعصاب داریم فقط بهش گیرمیده میزنش دعواش میکنه میگه میرم باشکاه وسرکارفقط بخاطراینکه خونه نباشم حوصله محمدرضا رو ندارم، صداشم که کاملا کلفت مردونه شده میخواد صدام بزنه گاهی اوقات ازصداش میترسم😍 ولی خوب فعلا باید تحمل کنیم به خاطر سن وبلوغشونه مشاور مدرسه شون هم میگفت باید مداراکنید تا جوون خودشو پیداکنه
منم البته هرروز قربون صدقه اش میرم وماشالله لذت میبرم ازاینکه پسرم داره بزرگ میشه ومرد میشه،همسرم همیشه بهم میگه خانم زیاد بهش گیر نده الان داره به بلوغ میرسه وجوون کلا اخلاق عوض میشه عادیه، ایشالله به سلامتی ازاین دوران عبورکنیم وایشالله زود بزرگ وعاقل بشن

عزززززززیزم
منکه دیگه کوروش میره سرکار از دوسه روز آخر خرداد و نمیجنگن و یه جمعه خونه اس دوتایی بازم درگیر میشن
بزرگا بدترن

یقش بدون پشت یقس؟

چب میدوزی

پشمام 😳😳😳همین الان یادت افتادم یهو

سوال های مرتبط