۵ پاسخ

خیلی سخته میفهممت منم بابام تا لنگ ظهر میخوابید خیلی بد بود اون دوران خدا بهت صبر بده

چرانمیره سرکار

خسته نباشی مادر مهربون بازم ماشالا بهت انشاالله خدا خودش همه مشکلات رو حل می‌کنه

الهی بانو حضرت فاطمه
لحظه لحظه کنار خودت و فرزند گلت باشه
و. شفاعتتون رو به درگاه. حق کنه💚

شرایط سختی داری و تا الانم عالی بودی عزیزم
منم وقتی در معرض خانواده قرار میگیرم اصولم متزلزل میشه
و کم طاقت میشم
از دخترت عذرخواهی کن و با یه برنامه دونفره جبرانش کن و فکر نکن که تنهایی🫂

سوال های مرتبط

مامان باقلوا ️ مامان باقلوا ️ ۳ سالگی
یعنی من اخر سر از دست اینا دیوونه میشم
خونه مادرشوهرم بودیم دخترم یه رژ برداشته بود اصرااار که بزنه و با خودش بیاره خونه، منم اجازه ندادم شروع کرد به داد و فریاد و گریه کردن همه دورش کردن هرکی یه نظری میداد 😕عیب نداره بذار ببره
عیب نداره بچست
کاریت نباشه بذا بزنه
💩 شده به تربیت بچه نمیذارن حرفمو به کرسی بنشونم از حرص کم بوده بود قلبم وایسه
پدر شوهرم سرم داد زد که کاریت نباشه (بذا هر کاری دوس داره بکنه گریه نکنه)
به زور خودمو نگه داشتم بی احترامی نکنم
همسرمم عوض اینکه طرف منو بگیره پیش بچه منو نصیحت میکنه که تو خیلی حساسی ولش کن منم با صدای بلند گفتم با این حرفا تربیت بچه به باد میره یکم پشت حرف من باش بچه هم یاد بگیره دیگه همه سکوت کردن
مادرشوهرم شروع کرده بود به نصیحت که ادم به حرف مامانش گوش میده ،خب زن حسابی از اول دخالت نکنید ببینم خودم چه 💩میخورم دیگه😑😑😑😑



اومدیم خونه از حرصم یه دعوای حسابی هم کردیم 😑💔

فرزندپروری پوشک جیش اسهال استفراغ
مامان مهراد👶🏻❤️ مامان مهراد👶🏻❤️ ۲ سالگی
پسرم حرف نمیزنه .چند وقت پیش بردمش یه مرکزی برای کارگاه مادرو کودک بعد اونجا یه مامانی بهم گفت ببرش پیش دکتری که مرکز مال اونه.وقت گرفتم پسرمو بردم دکتر اولش دیدش گفت مشکل اوتیسم نداره ولی ببریش مرکز اوتیسم میگن اوتیسمه.و خیلی منو ترسوند طوری که گریم گرفت بعدم براش بازی درمانی و گفتار درمانی و کار درمانی نوشت و واسه خودمم دو سه تا از کارگاه های والدین نوشت.بعد اولین جلسه کاردرمانی که بردم کار درمان گفت ببرش پیش دکتر فلانی(فوق تخصص روانشناس کودک و نوجوان)اگه اون گفت اوتیسم یا بیش فعال نیست که چه بهتر اکه گفت هست جلسه بعد اومدی کاردرمانی رو در کنار داروهایی که دکتر داده شروع میکنیم.و بردمش پیش اون دکتر و براش قرص نوشت و از وقتی مهراد قرص ها رو میخوره اروم تر شده و خوابش بیشتر شده ولی احساس میکنم تمرکزش بیشتر شده.بعد من زنگ زدم بازی درمانی رو کلا کنسل کردم که فقط کار درمانی و گفتار درمانی ببرمش..بعد الان دکتر مرکزی که مهرادو برا کارگاه مادرکودک میبردم زنگ زده به من که چرا بازی درمانی رو کنسل کردی هرجور شده بازی درمانی رو بیار مهراد مشکل اوتیسم نداره(در صورتی که روز اول خیلی منو ترسوند)و قرص رو دیگه بهش نده و من میخوام مهراد با بازی درمانی و بروز هیجانتش به حرف بیاد.و به من گفت چرا به حرف کاردرمان گوش دادی و بردیش اون دکتر و من بهش گفتم خب کار درمان زیر نظر خودتون هست که من به حرفش گوش دادم و بردمش.الان به من گف دیگه کار درمان نبر و بازی درمانی و گفتار درمانی بیارش فقط.فکر میکنم با کار درمانش به مشکل خورده.و اخرش گفت تروخدا بیارش من میخوام مهراد به حرف بیاد.خیلی ناراحتم با خودم میگم اگه پسر من حرف میزد من چه نیازی به اینا داشتم دکترای پولکی که فقط فکر پول و منفعت خودشونن .خستم