۱۲ پاسخ

من بودم پا میشدم بچمو میگرفتم میگفتم خب اصرار نکنین دوس داشتن که زوری نمیشه بچه منم محتاج محبت همه نیس

ای وای انگار خواهرشوهر عقده ای منه
بدبختی من اینه شوهرم خودشو زده ب بی عرضگی و باز اینو ادم حساب میکنه
میگم عوضی زنتو ادم حساب نمیکنن بست نیس؟ الانم نوبت پسرته بی غیرت

چقدر این خواهر شوهرا رو مخن

رک می گفتی چقدر هم عمه مهربونه می گفتی مادرجون مگه دختر گلتون برادرزاده شو دوست داره

خب نمیزاشتی بره پیشش...میگفتی مامان بچه اذیت میشه..هر کی بخواد میتونه خودش بیادبغلش کنه

می‌رفتی بچتو از بغلش می‌گرفتی بزا خر فهم میشد زنیکه ای گوه

خاهرشوهرای من تا الان بچمو ی نگاه نکردن کلا عقده ای ان حسودن من گذاشتم پای ذات بدشون ک ی بچرو حتی نمیبینن

عمه بچه منم همینه...

شاید مادرشوهرت خودش از رفتار دخترش خجالت کشیده
و یا همسرت پیش تو
برای همین میخواستن وانمود کنن
همسرت دخالتی نداره با اون بحث نکن فقط بهش بگو با مادرش صحبت کنه هروقت خواهرش بود شما نرید و بگع که تو ناراحت شدی از رفتارش

وای مثل خواهر شوهر های من ۷ هستن پر از عقده و کمبود هرکاری هم میکنم بخاطره همسرم رابطه اش با خانواده اش گرم باشه بازم چشم داشت ندارن ،کادو تولد ،هدیه به صورت های مختلف ۷ تا هستن اما بازم تو چشمشون نیس منم یدونه عروس ،میگن پیش همه فامیل ما از عروس شانس نیوردیم ،بدجنسه عروسمون ،بااینکه من حبوبات ،گردو ،گاهی برنج به صورت یه کیلو یه کیلو گاهی میدادم بازم تعریف بدیم رو میکنن چون حسودن منم دیگه سالی یه بار برم خونشون دیگه هیچی هم بهشون نمیدم عقده ای ها

خاک برسرش چجوری میتونن اینجوری کنن من اگه داداشم بچه داشته باشه قربونش میرم بخدا چون داداشمو خیلی دوس دارم بچشو مطمئنم بیشتر از خودش دوس داشته میشم

وا چرا خب همچین کازی کرده

سوال های مرتبط