۵ پاسخ

همش روحی هس عزیزم و همون که تو مراسم عزا هم بودی بی تاثیر نبوده تو بوجود اومدن این حملات ...این روزارو گذزوندم و میدونم چقد بده ...فقط بهت میگم سعی کن تنها نباشی همین به مرور حالت خوب میشه

شاید پنیک میشی

وای منم همینم البته یه هفته ای میشه اینجوری شدم حتی الانم که دراز کشیدم دارم نفس نفس میزنم و تپش قلب گرفتم طوری که دارم کوه بالا میرم😩😮‍💨

منم همین بودم جسمی نیست
من خودن میدونستم ک روحی هستش
از۲۰هفته این حال بدی اومد سراغم تا۲۴ ۲۵هفته دیگه میمردم وزنده میشدم

نگران نباش عزیزم منم هفته های تو اونطوری میشدم درضمن خودممم همین الان از بیمارستان اومدم

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۱ ماهگی
خواهرشوهر من یه پسر ۱۲ ساله داره. این بچه خیلی تنهاست همبازی خیلی نداره همش قاطی بزرگترا بوده. ❌کلا با من خیلی خوبه هر جا تو مهمونی باشیم میاد پیش من.
از وقتی من باردار شدم و فهمید اولش عکس العمل بد داشت که چرا یه نوه دیگه اضافه میشه بعد اومد به من گفت زن دایی ببخشید من حسودی کردم اون روز.
حالا از وقتی باردار شدم خیلیی بیشتر به من میچسبه تو مهمونیا از کنار من تکون نمیخوره سر سفره و همه جا پیش منه هوامو داره ولی کلا به خاطر اینکه مامان و باباش برای بزرگ کردن این بچه وقت نذاشتن عصبی هم هست پرخاش میکنه گاهی به بقیه.

مادرشوهرم خیلی این نوه ش رو دوس داره یعنی خیلیااا. وقتی میبینه پدر و مادرش نمیبرن بچه رو بیرون بهش اهمیت نمیدن یا میبینه بچه بهم ریخته ست تا سر حد مرگ حرص میخوره از دستشون😕 به بقیه مخصوصا پدرشوهرم انتقال میده افراط گونه نوه ش رو دوس داره.

من نمیدونم وقتی این بچه میاد به من میچسبه چیکار کنم !؟ که ناراحت هم نشه ؟ چون سن حساس هم هست داره میره تو‌بلوغ

یه نوع adhd داره البته به گفته خواهرشوهرم ولی من این رو احساس نمیکنم.

فقط احساس میکنم اون طور که باید دل به دل این بچه نمیدن و گاهی جلوی جمع بهش میپرن که نتیجه شده این