۱۴ پاسخ

اونا ندادن
ولی شوهرت وظیفه اش به مادرش احترام بزاره
مادری که ۹ ماه تو شکمش بود ۲ سال خون دل خورده برار دندون کولیک نفخ و....
یعنی حق یه کیک نداره

اونا در قبال بچه شما وظیفه ای نداشت اگر هدیه میدادن دستشون درد نکنه

ولی پسرشون در قبال پدر مادرش وظیفه داره

نه عزیزم اصلااااا نرو حتی اگه کارتون به دعوا بکشه مگه اون عزیزتر از پسر شماست؟ عین خودش شب زنگ بزن تبریک بگو حساب کار دستش میاد

نه من باشم نمیرم همون شب زنگمیزنم تبریک میگم هرکسی رو مثل خودشون رفتار کن منم خانواده ی شوهرم همینجوری هستن منم حساب نمیکنمشون اصلن

وا خب پسرشه دوس داره یکاری برا مامانش کنه بنطرم شما زیادی انتظار داری شاید بنده خدا نمیتونسته

ن برو ن کیک بگیر.

حتما برو شاید شرایطش نداشته همین که تبریک گفتن بفکر بودن

نمیدونم که والا الان نری دعوا میشه مادرشه اگه میخواد بره برین بزار اونا خجالت بکشن برای بعد حرفی نمونه

مادرم بایدوظیفشوبدونه کاری کنه بچههاش دورهم جمع شن نه که بابیمهری بی محلی اوناروازخودش خونش دورکنه

من بودم نمیرفتم

عزیزم پدر شوهر مادر شوهر منم همینه دخترم به دنیا اومد نیومدن تو هم نرو بنظرم ولی باز باخودته

بچه ها رفتم کیک گرفتیم بردیم
آخه همسرم خیلی آدم خوبیه
من هرکاری برا خانوادم میکنم حرف نمیزنه
اونم میکنه منم حرفی نمیرنم میگم وظیفه اش ولی سرتولدپسرم درگیر بودم و هسم اما بخاطر شوهرم نادیده گرفتم و گفتم بذا برم ی موقع تو دلش نمونه

بذار شوهرت بره اما چون برا بچت نیومدن تو نرو وگرنه بذار شوهرت بره الان مادر شوهرت هم میگه ک حالا تو نذاشتی برع

به هیچ وجه

ن احترام احترام میاره تازه پسرت بچه بوده تولد براش مهم بوده و ذوق میکرده ن مادرشوهرت

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۲ سالگی
سلام مامانا دلم میخواست یکم درد و دل کنم باهاتون ببینم شما هم نظرتون چیه😕
از وقتی پسرم دنیا اومده تا یکسالگی که هرشب مادرشوهر اینا خونمون بود بعدش شد یک شب در میون تا سه ماه پیش که گفتم بهشون این کار شما درست نیست و بچه عادت کرده و منو اذیت میکنه تو خونه خیلی ددری شده بود
و تو این دوسال براش هیچی نخریدن هیشوقت حتی یدونه بستنی
دیشب تولدش بود خودمون برنامه داشتیم که سه تایی جشن بگیریم اومدن گفتن نه و چه کاریه
خلاصه من تدارک دیدم و اومدن براش دوتا کتاب کادو اوردن😐😐😐
وضع مالیشون هم خیلی خوبه
من فکر میکنم عمدا اینکارو میکنن که لج من در بیاد
فقط برا سرگرمی و حوصله شون سر نره بچه رو میخوان تازه یدونه نوه هم هست
هیشوقت دعوت نمیکنن مارو بریم خونشون فقط میخوان بیان
همیشه دست خالی
الانم تولد دوسالگی کتاب خریدن


مثلا تولد پسراشون میشه میرن بیرون کادو وکیک و شام
تولد من شد فقط پیام تبریک
خیلی وقته دارم اذیت میشم نمیدونم چیکار کنم متاسفانه شوهرمم اصلا هیچی نمیگه درکم نمیکنه😢