۶ پاسخ

من هر روز دخترمو میبرم بیرون یا خرید یا پاساژ گردی یا پارک و الکی گشتن توخیابون خونه مامانم یا مادرشوهرمم میرم با کالسکه یا پیاده میریم چون دوسداره راه بره ولی خیلی گرم هست سخته برام چون باباش خیلی تایم نمیذاره درگیره مجبورم خودم همه جوره خوشحالش کنم خانه بازی و شهربازی هم تاحالا نبردمش از این به بعد می‌خوام ببرمش

به نظرم اگر بلدید ماشین سوار شید خودتون برید بیرون دور بزنید که شب وقتی شوهرت میاد و خستس شما بیرون رفته باشید

من هر روز بعد خوابش سیرش میکنم یا میریم پاساژ گردی یا پارک یا با ماشین میریم دور دور ماهم ادمیم مغزمون نمیکشه

من هر روز عصر خودم با کالسکه میبرمش بیرون

منم دست تنهام چون مامانم اینا تهرانن خودم بین کیش و مشهد در رفت و آمدم، من واقعا انقدررر خسته میشم گاهی دلم میخواد خونه بمونم استراحت کنم اما پسر من باید هرشب بیرون بره برای همین همسرم که میاد میریم بیرون تا نزدیکی های تایم خواب پسرم برمیگردیم که شام بخوره و بخوابه

خب همسرت هم خسته کار بیرونه تو این گرما واقعا ادم بدنش کوفته و خسته میشه،اگر کالسکه داری خودت برو عصر ک خنکه بیرون با بچه ی دوری بزن اونم تونست باهات میاد نتونست خودت برو ی خریدی بکن ی پارک نزدیک خونتون بچرخ اگر هست،ب خاطر این چیزا تلخ نکن زندگی تو،ما که اخر هفته ۳ تایی میریم پارک در طول هفته اگر هر کدوم تونستیم میبریم بچه اگر ن دیگه واقعا نشده خب

سوال های مرتبط

مامان دلی ❤️ مامان دلی ❤️ ۱ سالگی
از صبح که از خواب بیدار میشم تنها کاری که فرصت میکنم برای خودم انجام بدم اینه که قرص تیروییدم رو‌بخورم بعدش بلافاصله باید بایستم پای گاز شروع کنم به پختن ناهار و آماده کردن صبحانه برای پسرم و دخترم و بعدش رسیدگی به درسا و امتحانای پسرم و تا آماده کردن ناهار و کشیدن غذا و رسیدن به دخترم و …ساعت سه میشه بعضا حتی فرصت نمی کنم صبحانه بخورم و روز به روز دارم لاغر تر میشم شوهرم ساعت چهار از سر کار میاد کار خاصی نمیکنه فقط برای خودش چای دم میکنه چون من اونموقع دارم دخترمو میخوابونم دخترم فقط با سینه و‌شیر خوردن میخوابه تو سکوت مطلق …و پنج شنبه ها هم قبل اینکه بریم خونه نه نه ش از بس خوشحاله یه جارو به خونه میزنه همین
من از شب تا خود صبح به دخترم شیر میدم اصلا حاضر نیست کمک کنه از شیر شب بگیرمش التماسش میکنم میگم یه شب ببر تو بخوابون میره تو‌گوشیش و تا ساعتها آخر شب اینستاگردی میکنه بعدم میاد میخوابه
تو طول روز هم هر بیست دیقه یه بار به بهونه سیگار کشیدن از خونه میزنه بیرون چون نمیخواد جلو پسرم سیگار بکشه

وقتی بهش میگم پاشو ظرفا رو کمک من بشور بچه تب داره من دیشب تا صبح نخوابیدم میگه تو چرا تا چشمت به من میافته میخوای ازم کار بکشی و…

من‌به این نفهم چطوری بفهمونم که آدم باشه حالم ازش بهم میخوره