۱۴ پاسخ

خواهر شوهر من شب ۲۱ماه رمضون وسط دعا تو حرم شاه عبدالعظیم دردش میگیره تا بلند میشه کیسه ابش پاره میشه تا بخواد خودشو برسونه به در خروجی یهو دعا تموم میشه ملت دارن هجوم میارن بیان بیرون اون بنده خدا از درد شدید خودشو سینه خیز میکشونه بیرون.از شانس بدش خیابون انقدر شلوغ خودش مجبور میشه پیاده با اون همه درد خودشو برسون بیمارستان دولیتی که نزدیک حرم بود فیروز ابادی تا میرسه اتاق عمل زایمان نرفته زایمان میکنه.شب خیلی بدی بود منم باهاش بودم بنده خدا سه هفته مونده بود به زایمانش ولی یهو شد

درد یهو اتفاق میوفته.شب قبلش حالت خوب یهو صبح میبینی بین دوتا پاهات بدجور درد میکنه .بد میخوای راه بری میبینی یه قدم نمیتونی برداری ترس برت میداره میدویی بری حمام ترو تمیز باشی میبینی ای بابا حتی از درد نمیتونی نه بشینی نه وایسی نه راه بری چه برسه به حموم خلاصه با هزاران بدبختی میری تو حموم یهو میبینی هی دردت داره بیشتر میشه خلاصه وار تمیز میکنی خودتو میای بیرون تا لباس بپوشی راهی بیمارستان بشی خدا نکنه راه بیمارستان هم دور باشه ثانیه ثانیه هاش برات سخت میگذره آخ آخ آخ همه اینا به کنار خدا کنه ادم سر وقتش زایمان کنه با امادگی قبلی

من فانتزیم اینه بیرون دردم بگیره زنگ بزنم شوهرم استرس بگیره بیاد😂😂

از هیچ دردش نمی ترسم فقط منتظرم زود تموم بشه

من فقط به فکر دردشم
کاش قبلش بدونیم قراره چند ساعت درد بکشیم
عین سزارین که میدونی قراره چی به سرت بیاد

اینکه نمیدونی چی در انتظارتع خیلی بده

سربچه اولم انقباض بود وبعدکیسه آبم پاره شد میگم سربچه دوم خدابخیرکنه برام خیلی استرسشودارم

من اخر هفته باید اسباب کشی کنم دارم به این فکر میکنم قراره چقدر اذیت بشم اونم تو ماه هفت

هر چقدر استرس بگیرید راجبش زیاد فکر کنید باعث میشه دردتون به وقتش شروع نمیشه مجبور میشن آمپول فشار استفاده کنن سعی کنید حالتون رو خیلی خوب نگهدارید که هورمون اکسی توسین (هورمون عشق) تون بالا باشه که زایمان تون به خوبی پیش بره

اره منم بهش فکر میکنم ولی کامنتارو خوندم به ترسایی که نداشتم اضافه شد😂

من فوبیای کیسه آب دارم ، اینکه تو خیابون یا حرم یا خونه کسی یهو بترکه🥴
زمان دخترم خدا رو شکر تو خونه بودم اینطوری شد

وایی من فوبیام شده این ک یهو خونه یکی کیسه ابم پاره بشه

یا با ابن همه ورزش ک دارم خودمو پاره میکنم آخر برم. با آمپول فشار بزام

چه بدبختیه 😂😂😂

من درد همین فکرم

من میگم خدا نکنه یه وقت بیرونی جای بگیره مثلاً وسط بازار 😅

ترس نداره (اره ارواح عمم)

سوال های مرتبط

مامان مهرسا سادات مامان مهرسا سادات روزهای ابتدایی تولد