اخی خودتم خوشکلی ماشالا
من چند روز گفتم بچه ها بزرگشن شیر مامان تلخ میشه
بعد ی شربت تلخ زدم ی زبون زد دید تلخه دیگه نخورد
الان تو اوج گرما خیلی اذیت میشه همشچیزا خنک مثل تخم شربتی و خاکشیر این چیزا بهش بده
باید زودتر میگرفتیش
دیگه گلم گریه نداره زحمت کشیدی بیشتر از ۲ سالم دادیش
ولی تدریجی بهتر بود برا هر دوتون
مثلا اول برا روزشو قطع میکردی بعد شبشو
میشه درخواست بدی گلم من پرم
نتیجه کارتو میخوام ببیننم
منم دخترم دوسالشه باید دیگه بگیرمش
ب شدت وابسته است
الهی دورتون بگردم🥺🥺ایشالا واسه هردوتون راحت بگذره،ولی بازم اگرجواب نداد تلخک بزن
باکیفیت شد😅
منم یهویی گرفتم با چسب زخم ولی خیلی سخت گذشت
به نظرم از فردا صبح شروع میکردی بهتر بود،چون شبا بچه بیشتر بیقراری میکنه،به هر حال موفق باشی،ان شاء الله دخترت هم راحت کنار بیاد
آقا چرا زیر همه کامنتا دو تا دیس لایک خورده 🤣🤣🤣
منم نتونستم پستونکو تدریجی بگیرم و پستونک سوراخ شد دیگه نخریدم گفتم خرابه بندازیم بره
هردقت خواست حواسشو پرت کردم و خیلی بازی دادم
موقع خواب گفتم بدون پستونک بخوابی فرشته ها فردا زیر بالشت جایزه میزارن
تا چند روز یه اسباب بازی کوچیک و جدید براش گذاشتم تا بیدار میشد ذوق میکرد یادش میرفت .الانم یه هفته ۱۰ روزه پاکه بچه ام
نگران نباش،مقاومت کن ،خیلی سخته واسه ما مامانا اگه تسلیم بشی و دلت برام بیاد دوباره بهش شیر بدی بچه اتو وحشی میکنی دیگه قطعش کردی ادامه نده ،قوی باش
اوخی موچی نازم .منم از الان غصم گرفت
چهرتون به شدت شبیه دخترخالمه😍
عزیزممممم برای من اصلا سخت نبود بخصوص دخترم خودش نخورد دیگه تازه 1سال 7ماهگی باز پسرم یکم وابسته تر بود سرشو بند میکردم نمیدادم بهش فقط شبا بعد خواب تا یک هفته بعدشم تمام دیگه سراغمو نمیگرفت البت با لباس اگه لباسمو درمیاوردم حمله میکرد بهم😁
نگران نباش خدا کمک میکنه
از صبح زود اینکارو کن که تا شب کنار بیاد
منم امروز از شیر گرفتمش 😓😓 خدا خودش ب دخترم صبر بده الان موقع خواب خیلی بی قراری کرد تو ی روز خیلی چشاش ی جوری شده دستش گذاشت رو سینم خوابید اینقدر گریه کردم دلم سیاه شد از دنیا مادر بودن واقعا سخته
کاش فقط طعمشو فقط بد میکردی
من آب نمک میزدم🚶♀️
خط چشمت دائم؟اگه نه با چی میکشی انقدر منظم و قشنگ
فقط راهش تدریجیه اینجوری جفتتون عذاب میشین من پسرمو دوماه طول کشید تا کم کردم و در نهایت قطع کردم
حالت نش
عزیزممم گریه نکن
دوسه شب اول خیلی بی قراری میکنه ولی فراموشش میشه
من واقعا برای از شیر گرفتن دخترم گریه نکردم برعکس خوشحال بودم
یک سال و ۶ ماهگی گرفتمش
من حاملگی دومم پشت سر هم بود و پسرم تا ۲سالگی شیر خورد و بعد ۳ماه دخترم بدنیا اومد!!!!! اونم تا یک سال و ۶ ماهگی شیر خورد، یجورایی ۳سال و ۶ ماه در حال شیر دادن بودم واقعا دیگه بدنم نمیکشید حالم بد میشد بچه شیر میخورد ....
دختر من خیلی خوب بود. بهش گفتم مه مه رفته خونه اش. قبول کرد و دنبالش نگشت!!
تدریجی اصلا کار درستی نیست بیشتر عذاب میکشه بوه
چقدر یه چیز برای خودت سختش میکنی
قبل اینکه بخابه بهش شیر دادین؟
انقد راحت میشی ولی ميدونم سخته هیچکسم اندازه من زجر نکشید سر از. شیر گرفتن دخترم دوماه من تا صبح توکوچه ها را میرفتم ولی راحت شدم خداروشكر غذا خوردن دخترم خوب شده
برامن خودش دیگه نخورد ۳ماهه
وای منم نگرفتم هنوز
باید بترسه یا بدش بیاد منم رژ قرمز،زدم گفتم خونی شده ترسید
عزیزم🥹 درکت میکنم کاملا
ولی باور کن راحتتر از چیزی که فکرشو بکنی فراموشش میکنه
غصه نخور 🫂
من فقط چسب زدم گفتم باید برم دکتر
ای خدا عزیزم
میدونم سخته ولی خوب باید بگذره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.