۱۲ پاسخ

وضعیت این یه هفته ای که گذروندم همین بود🫩🫩🫩🫩دیگه پژمرده شدم از این ور مادرشوهر هم سرمه دیگه خسته ی دو عالممممممممم
بقیه هر روزو با کلی زوق پا میشن خونه تکونی غذای مورد علاقه ارایش به خود رسی
ولی من فقط دعا میکنم چشمام ببندم برم برای ۵ سال دیگه ببینم چی میشه اووووف

من روانی میشم بخدا از گریه بچه،دلم میخواد خودم و بزنم نمیتونم کاری کنم آروم بشه

این بی قراری ها بخاطر دندونه عزیزم صبوری کن همه ماها این دوره هارو گذروندیم باید صبر کنی بچه هست از درد پاره کردن لثه داره خودمون دندون درد بگیریم چقدر درد داره دیگه یه بچه داره گوشت پاره میکنه دندون در بیاره میگذره این روزا چیزا خنک یخ زده بیده یا قطره پاراکید دوبرابر وزن

شاید دندونشه عزیزم
دخترمنم بیقراری میکنه بخاطر دندونش

به خاطر دندون میبینی خیلی بی قراری می‌کنه استا بده یکم آروم میشه

چه اسم باحالی معنیش چیه؟ریشه کجایی داره؟

عزیزم همه ماها این روزا گذروندیم درکت میکنم باور کن بعد دوسالگی از شیر بگیری خیلی بهتر میشه وابستگیش کمتر میشه من از شیر دادن داغون شده بودم سر سینه هام زخم میشد با گریه شیر میدادم شب تا صبح خواب نداشتم تفریح و مهمونی از دماغم در میومد دوسالگی از شیر گرفتم از همون حالا ماشالله دیگه کاری بهم نداره کارتون میبینه با اسباب بازی هاش بازی میکنه

بخاطر دندوناش نیس؟

پسر منم دیونم کرده انقدر گریه میکنه و جیغ میکشه

تو خونه پوشک نکن گناه داره گرمه

منم پسرم مریض شد یکی اومد خونمون بچش مریض بود اینک مریض کرد از دیشب تا حالا یا روپامه یا بغل هیچی نمیخوره کلافه شدم

پسر منم امروز خیلی کرد بردم حموم آروم شد

سوال های مرتبط

مامان دوران مامان دوران ۲ سالگی
تجربه روز دوم از شیر گرفتن تا الان :
دیشب خیلی شب سختی بود😔پسرم طبق عادتش ساعت۴:۳۰ بیدار ش برای شیر من نزدیکش نشدم تا شیر نخواد خیلی گریه کرد شوهرم تا ساعت۵:۳۰ سرگرمش کرد تا بالاخره خوابید دوباره طبق عادت ساعت۸ بیدار شد و شروع کرد گریه کردن شوهرم سیبزمینی سرخ کرد یکم سرگرم شد خورد و بعد بریدمش بیرون تا نزدیکای ظهر تابش دادیم براش هندونه هم خریدیم اومدیم خونه موقع خوابش بود چون عادت به خوابیدن با میومدی داشت باز کلی گریه کرد منم پا به پاش گریه کردم😭خیلی سخته
با هندونه سرگرمش کردیم یادش رفت شروع کرد خندیدن بعد شوهرم بردش حموم بعد من سوپی که درست کرده بودم رو دادم خورد و بعد ناهار با باباش رفتن خوابیدن

واقعا دم شوهرم گرم خیلی داره همکاری میکنه دوشبه نخوابیده و مدام نگهش میداره نمیذاره من نزدیک شم که پسرمون من رو نبینه بهونه می‌می کنه ،امروزم نرفت سرکار و مرخصی گرفت موند و کلی کمک حالم شد
اگه امروز نبود اصلا نمیتونستم تنهایی از پسش بربیام🥺
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد