۷ پاسخ

ای ننه
چه چهره ی جنوبی خوشمزه ای داره
هزار ماشالله بهش 😍
گوله نمکه فسقلی

چال لوپشو خداااااا

عزیزم ماشالله خدا حفظش کنه برات

الههههههی
خداحفظش کنه
مادر بودن سخته واقعا ولی در کنارش شیرینیش بیشتر از سختیشه

اره واقعا مادر بودن به
همه سختی ها و خستگی هاش میارزه
خدا حفظشون کنه

تصویر

ماشاءالله
خداحفظش کنه برات آبجی😍

سختیشم قشنگه ♥♥♥♥♥♥♥

سوال های مرتبط

مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۶ ماهگی
روزهای اول، روزهای انتظار شیرین به پایان رسید و تو اومدی، عزیز دل مادر. شب‌ها، وقتی تو رو تو آغوشم می‌گرفتم و صدای نفس‌هاتو می‌شنیدم، تمام خستگیام تموم میشد تموم تلاشم این بود که آرامشت حفظ بشه؛ شاید اینطوری بود که روی تخت دراز می‌کشیدم و هرچه لازم داشتم رو نزدیکم می‌آوردم، مبادا لحظه‌ای آرامش تو به هم بخورده همش رو دلم میخابوندمت ثابت میخابیدم که آرامش داشته باشی
چقدر صبوری کردم تو این روزها... در حالی که بعضیا از سختی‌ها و بی‌خوابی‌ها می‌گفتند، من از همین بی‌خوابی‌ها عشق می‌ساختم. با خودم میگفتم چرا انقد بی حوصله شدن بعضیا خب این هدیه رو خودتون میخاستین و خدا داد حوصلتونو به خرج بدین و مراقبش باشین از همون روزهای اول بعد از زایمان، بار مسئولیت‌ها بر دوشم بود، اما دم نزدم. صدای "راحیل، طاقت بیار" را بارها از درونم شنیدم، صدای ترق توروق استخونامو می‌شنیدم اما به خودم می‌گفتم: "تو این لحظه را خیلی انتظار کشیدی، و خدا یار و یاور توعه."
و بود...آرزوم اینه که باقی مسیر رو با همین عشق و قدرت طی کنم. کسی که طعم انتظار را چشیده، قدر این لحظات ناب را بهتر می‌دونه
گریه‌ها و خنده‌هات، هر دو نشانه‌های سلامتی توان و من براش همیشه شکرگزارم. همین که هستی، همین که در کنارم نفس می‌کشی، دنیا دنیا آرامش به من می‌دن
عمیق‌ترین آرزوم اینه که وقتی در خواب ناز هستی، تو رو در آغوشم بگیرم و آنقدر محکم فشارت بدم تا تمام دلتنگیم برطرف بشه؛ اما از از طرفی دلم نمیاد که آرامش خواب شیرین تو رو بهم بزنم مادرکم‌...
مامان دیار👶🏻🤱🏻 مامان دیار👶🏻🤱🏻 ۴ ماهگی
👶🏻پسرم…
مادر شدنت شبیه هیچ‌کدوم از رویاهایی که قبلش داشتم نبود…
کسی از شب‌های بی‌پایان نگفته بود،
از چشم‌هایی که با خستگی می‌سوزن ولی با یه صدای کوچیک بیدار میشن…
از دل‌نگرونی‌هایی که بی‌دعوت میان و توی دل آدم خونه می‌کنن.

من مادر شدم،
با دست‌هایی که گاهی از خستگی می‌لرزن،
با چشم‌هایی که خواب رو فراموش کردن،
با قلبی که از همون لحظه‌ی اول، دیگه فقط برای تو می‌تپه.

راستش رو بخوای…
بزرگ کردنت همیشه قشنگ و آروم نیست،
گاهی سخت میشه، خیلی سخت…
گاهی بین گریه‌هات، بی‌خوابی‌هام، و روزهای تکراری
یه لحظه‌هایی هست که آدم کم میاره…
که دلش می‌خواد فقط چند دقیقه،
هیچ‌چیز نباشه جز سکوت.

اما درست همون لحظه‌ها…
تو با یه لبخند کوچیک،
با یه نگاه معصوم،
یا وقتی دستای کوچولوتو دورم حلقه می‌کنی،
یه کاری می‌کنی که همه‌ی خستگی‌ها رنگ ببازن.

پسرم…
تو دلیل بیدار موندن‌های منی،
دلیل خستگی‌هام…
اما قشنگ‌ترین دلیل زندگی من هم هستی.

تو به من یاد دادی
که عشق می‌تونه بی‌حد و مرز باشه،
می‌تونه توی دلِ خستگی‌ها هم رشد کنه،
می‌تونه آدم رو قوی‌تر از چیزی که فکر می‌کنه بسازه.

و من…
با تمام شب‌های بی‌خواب،
با تمام لحظه‌های سخت،
باز هم اگر به عقب برگردم
هزار بار دیگه انتخابت می‌کنم.

چون تو…
شیرین‌ترین خستگیِ دنیای منی،
قشنگ‌ترین سختیِ زندگی من،
و تمام قلب من💙...