۱۷ پاسخ

من از روز اول تنها بودم
خونه غذا بچه
درسته عااااالی نمیشه ولی خب بهتر از زیر بار منت بقیه بودنه

اره حق داری اینطوری فکر‌میکنی
ولی بری خونت بعد چند روز عادت میکنی
اولش سخته ولی بعدش میفتی ب روال

تا وقتی تنها نشی متوجه نمیشی واقعاً سخت نیست. من بچه اولمه و از سه روزگیش تنهام. از یک هفتگی هم غذا پختن رو شروع کردم. اوایل سخت بود بخاطر بخیه هام. شما که دیگه الان خوبی. بعد یک هفته کاملا دستت میاد و روز به روز مدیریتت بهتر میشه. بچه هم دورش خلوت باشه بهتره

منم درکت میکنم عزیزم منم مثل توام هنوز خونه مامانم خیلی ترس دارم از تنهایی من تصمیم گرفتم جمعه برم خونمون دیگه امیدوارم راحت و اسون باشه

یکی دوهفته سخته و کارات میمونه ، بعد میفتی روی روال.وقتی شوهرت هست کارای خونه رو بکن،وقتی نیست فقط با بچه باش،بخواب شیر بده و...
تاوقتی کاری رو انجام ندی از سختیش کم نمیشه

سلام عزیزم من برای پسر اولیم که الان ۲۳ماهشه حس میکردم ته خطم دیگه تمومه دیگه من زندانی ام.. اما به مرور درست شد یعنی الان فکر میکنم اون موقع ها چطور اشک‌میریختم و کفر میگفتم خندم میگیره الان بچه دومم ۵ماهشه دقیقا شیر به شیر…. ولی حس میکنم از پس پنج تای دیگه هم برمیام…همیشه اولش سخته بلندشو تو قوی هستی فقط هنوز با پابندی به اسم بچه کنار نیومدی بمرور این پابند از پات جدا میشه ولی یکم طول میکشه اینو از من بشنو الان من ایقد رو دورم با ای بچه ها ۱۰۰تا مهمونم بیاد مسافرتم برم راشون میندازم..شوهر و کمکی هم اصلا خودم فقط

سختیش تا همین دوماهگیه، دیگه کم کم درست میشه و میتونی، ساعت شیرخوردن بچه طولانی تر میشه، دل درداش بهتر میشن، خود بچه وزن میگیره، بغل کردن و آروغ گرفتنش راحت تر میشه، منم مث شما بودم، مامانم تا ۵۰ روزگی پیشم بود ، وقتی رفت فقط یه هفته سختم بود، الان اکی ام

ناراحت نباش منم مث توعم من کلا مامانمو بردم با خودم 😂😂

اصلا به خودت سخت نگیر یکم دیگه که بچه بزرگ بشه و به بودنش عادت کنی میتونی کاراتو بکنی
من از 10 روزگی پسرم تنها بودم چون شهری دور از خونواده زندگی میکنم و پسرم کولیک شدید هم داشت اینقدر روم فشار اومد که به مدت دوهفته سخت مریض شدم و بقیه از خودم و بچم مراقبت میکردن اونجا پشیمون شدم که چرا از اطرافیانم کمک نخواستم که به این حال بیفتم
اما الان که چهارماهش شده کولیکش هم تموم شده و بهتر هم میشه باهاش ارتباط گرفت
به خودت سخت نگیر با خیال راحت بذار بزرگتر بشه میری خونه خودت

عزیزم بنظرم کم کم بروخونت وبه شرایط جدید عادت کن تاقلقش دستت بیاداوایلش درسته سخته ولی حس شیرین استقلال وراحتی خونه خودت بنظرم ارزششو داره

عزیزم منم همینطور فکر میکردم ولی وقتی تو موقعیت قرار میگیری میبینی که از پس خیلی کارها برمیای
بعدشم به خودت سخت نگیر کسی که بچه 2 ماهه داره چرا باید مهمون دعوت کنه خونه اش؟
من تا الان خودم کسی رو دعوت نکردم . هرکس هم میاد صرفا برای سر زدن و دیدن بچه میاد

دختر بلند شو بیا خونت نترس روز اولش شاید سخت باشه ولی خیلی زود عادت میکنی به همه چی زود یه روتین میزاری برای زندیگست مثلا ناهار پختی زیاد بپز شام هم بخور یا موقع شام پختن ناهار فردا روهم بپز کلا مونده به برنامه ریزیت

عزیزم منم خونه‌ی مامانمم هنوز. هرکسی شرایط زندگی خودشو داره. بچه‌ها مثل هم نیستن. مسابقه نیست که.

منم خونه مامانم مونده بوذم یع چند روزی اومدم خونمون
وضع خونم خیلی بده انقدر درگیر بچم کل کارام میمونه انجام نمیدم شبا همسرم از سرکار میاد میدم نگه میداره کمی تمیز میکنم

وا خو برو خونتون به کارات برس.تا وقتی اونجایی فکر می‌کنی سخته

پس چیکار می‌کنی بچه الان دو ماهشه

سلام چرا خونه مامانت

سوال های مرتبط