۹ پاسخ

باید کنار بیای چون دعوای شما ربطی به بچه نداره

جایی ک منونخان بچم و همسرمم حق نداره بره یا همه باهم یا هیچکی تمام

دقیقا بخاطر همین موضوع هاس که اگه بحثی پیش بیاد بین من و قوم شوهر دوست ندارم کار به قطع رابطه بکشه
چون شوهرم اصلا به حرف من گوش نمیده پسرم با خودش میبره اونجا
اصلا دوست ندارم بچه ام بدون من اونجا بره چون نوه های بزرگتر از پسر من دارن
اعتماد نمیکنم

ما و برادرشوهر بزرگم دوسال و ۴ماهه با خانواده شوهرم قطع رابطه ایم(البته با برادرشوهر و خواهرشوهر مجردم) با پدر شوهر و مادرشوهرم مشکلی نداریم ولی چون پیرن نمیتونن به تنهایی بیان خونمون فقط دوسه بار اومدن. هفته پیش برادرشوهرم دخترخودش و دخترمو برد خونه پدرش و چندساعت تنها اونجا بودن. درسته خواهرشوهر و برادرشوهرمجردمم بودن و خیلی هم ازشون استقبال کردن ولی خوشحالی پدرشوهر و مادرشوهر واسم کافی بود.تا ابد دلم با اونا صاف نمیشه ولی بچه هارو نمیشه قاطی دعوای خودمون کنیم خودشون بزرگ میشن بهتر تشخیص میدن

منم سر یه مسئله از دست خواهرشوهر ومادرشوهرم وجاریم ناراحتم قصدم ندارم قبل برم خونشون هرجایی که دعوت شدم میرم دعوتم نشدم دعوتشون نمیکنم الانم تو یه ساختمونیم قراره ۲ماهه دیگه بریم خونمون فعلا دوروزی یکبار اجازه میدم شوهرم یکساعت بچه رو ببره بیاره بنظرم بچه رو نباید قاطی این چیزا بکنی

عزیزم منه بیچاره توی یه ساختمان هستیم خود همشونم قطع ارتباطتم خیلی اذیتم کردن ولی شوهرم همش پسرمو میبره پایین ...تا در باز بشه پسرم میره پایین تو برو خدارو شکر کن توی یه ساختمان نیستین حالا این چند وقتی یه بار میبره من خودمو زدم به بی خیالی

آخ مردا اگه اولویت زندگیشونو نفهمن که دیگه کارت زاره خواهر ... شما تو زندگی خیلی از خودگذشتگی کردی برا خانواده همسرت ؟؟

هرچ قد بخای دورش کنی بدتر میره طرفشون

چقد بده که بی احترامی بشه به آدم خب هر کی جای شما بود قطع ارتباط میکرد ولی همسرت باید بهشون بگه و بدون شما هم نره اونجا بهشون بگه من به شرطی میام که شما تو اون لحظه که هستیم زبونتونو کنترل کنید و چیزی نگید. شما هم سعی کنید خیلی نمونید اونجا ... به نظرم همسرتون نقش کلیدی دارن تو رابطتتون با خانوادش

سوال های مرتبط