۷ پاسخ

نه والا چون خیلی باید برم همینجوری دویا سه بارمیبرم اگه خودش بگه

من پسرم از نوزادی ب بعد شبا جیش نمیکرد و پوشکش خشک بود از وقتی که از پوشک گرفتم شبا حداقل ی بار میبرمش دسشویی
برا پی پی هم تایم داشت ی بار صبح ی بار عصر
همون موقع ها میبردمش تو دسشویی خودمم کنارش میشستم میگفتم پی پی کن یکم زور میزد میومد
بعد هر بار دسشویی هم بیرون زیر شلوارش خوراکی های مورد علاقه شو ب عنوان جایزه میزاشتم ۴_۵ روزه یاد گرفت

من یازدع ماهی هست از پوشک گرفتم دخترم الحمدالله خیلی خوب بود ان شاءالله برا شماهم راحت باشه

هر نیم ساعت یک بار میبردم دسشویی ازش میخواستم دسشویی کنه ولی اجبارش نمیکردم بعد کم کم بازه زمانی بیشتر کردم شبا هم میبردم
دیگ نباید شبا پوشک کنی بهش بگو ک کار شخصی تو سرویس بهداشتی انجام میشه کم کم براش جا میفته بستگی داره خودش چقد اعلام امادگی کنه

در طول روز هم زیاد ببرش دستشویی
بخصوص موقعی که مشغول بازی میشن یادشون می‌ره کلا
هر نیم ساعت یک ساعت ببر ازش سوال نکن جیش داری یا نه

قبل خواب میبرم دستشویی
از غروب به بعد اب و آب میوه و هندونه کمتر میزارم بخوره
اگه حوصله داری نصف شب هم ببر
همه بچه ها مثل هم نیستند من دخترم زیاد شب ادراری داشت تا یاد گرفت

بستگی داره با کمک کردن بچه من الان هرکاری میکنم دخترم یه روز دلش بخاد تا شب پوشک نیست خودش میگه دستشویی دارم میبرمش یه روز هم انگار حوصله نداره بخوام ببرم هم همکاری نمیکنه باید پوشک بشه

سوال های مرتبط

مامان معجزه من مامان معجزه من هفته سی‌ودوم بارداری
مامان دیار♥
لیا♥ مامان دیار♥ لیا♥ ۸ ماهگی
تجربه از پوشک گرفتن
امیدوارم ب درد کسی بخوره
اول اینکه صبر داشته باشین و وقتی خواستین اقدام کنین اصلا بچه رو دعوا نکنین ک از دستشویی رفتن برا خودش غول میسازه
دوما بچه خودش امادگی داشته باشه مثلا من پسرم پوشکاشو همش در میاورد و اینکه من وقتی اقدام کردم تا یک هفته هیچ جا نرفتم چون پوشک رو یک دفعه از پسرم گرفتم نمیخاستم ریسک کنم و جایی برم پسرم اگه خطا میکرد شاید من عصبانی میشدم و اذیت میشد پس تا یک هفته ده روز فقط با شوهرم میرفتیم تو ماشین در حد نیم ساعت دور میزدیم و من رنگ انگشتی برای پی پی و سبد خوراکی برای دستشویی داشتم ولی بچمو شرطی نکرده بودم هر دفعه ک خودش میگفت جیش و واقعا جیش میکرد یه خوراکی از سبد انتخاب میکرد و با این روش خداروشکر خطا اصلا نداشت و برای پی پی هم من اول براش این داستانو تعریف کردم ک پی پی تو شکمت وقتی دلشون برا مامانشون تنگ میشه بهت میگن ک ما پی پی داریم و تو باید اونا رو ببری دستشویی پیش مامانشون و اگه نبری تو شکمت گریه میکنن و تو دل درد میشی و هر بار ک میرفتیم دستشویی و پی پی میکرد اجازه میدادم با رنگ انگشتیاش بازی کنه و این باعث شد ب عشق بازی و نگرانی پی پی هاش برای جدایی از مامانشون دستشویی بره و خطا نداشته باشه. تقریبا این سبک دستشویی یک هفته انجام دادم و کم کم سبد خوراکی و رنگ انگشتیا رو کم کردم و الان دو سه ماهی هس از پوشک گرفتم و حتی دو بار مسافرت طولانیم رفتیم خطا نداش♥♥