۹ پاسخ

وااااایییی تو تو رویاهای من زندگی میکنی
آرزومه مادربزرگش بیاد ببره یه ساعت نگه داره!! چقد یه سریا خوبی بهتون نیومده!!! راحت میتونی استراحت کنی کاراتو کنی و...

بهش نگو خودت برو برش دار بیار خونت تا بفهمه اگه شوهرت چیزی گفت بگو من مادرشوهرم خودم میخوام پوشک و عوض کنم و شیرش بدم وظیفه مادرت نیست یه جوری بگو ک مثلا ب فکر مادرشی نمیخوای اون اذیت بشه

اگه دلت نمیخواد اصلا اجازه نده ببرتش. بی اجازه که نمیتونه برداره ببره. بگو راضی به زحمت نیستم دلم براش تنگ میشه ترجیح میدم خودم ازش مراقبت کنم. من خودم ترجیح میدم بچه‌م زیر نظر خودم بزرگ بشه تا چند تربیتی نشه.

عزیزم شرایط منم مثل تو هست بااین تفاوتهر سرس خودمم با بچه میرم روزی دوبار شایدم بیشتر ولی تتها نمیذارم بره یکی دو بار تنها بردن سر نیم ساعت خودمم رفتم گفتم دلم طاقت ننیاره خودتم برو

یکی تعریف می‌کرد مادرشوهر اومده خوبی کنه بچه رو حموم برده بود بچه توحموم خفه شده بود ...برادرخودم اب جوش عمه ام روش ریخته بود به کسی بچتو نسپر ازمن به تونصیحت

رو نده ببین تو مادرشی من اوایل این میرفت اون میومد میگفت بده من حموم کنم ندادم ..بچمم اگه بردن یه ربع نگذشته میرم میارم میگم گشنه است خوابش میاد واقعا میبرن اذیت میشه انگولک میکنن خوشم نمیاد ..اوایلم یه بار تند رفتارکردم حساب کار دستشون اومد زیاد نیومدن رسما کاروانسرا بودم .توهم رونده برو بیار به خودت وابسته کنی با اون نمیمونه ،اون بچه تو نه مادرشوهرت

خداروشکر من راحت شدم از شرشون ینی پسرم همش بوی سیگار میگرف میاوردم حموم میبردم چن ساعت بعد دوباره میومدن میبردن روانی شده بودم ازدستشون

نهایت۲ساعت ک بود برو جاش بیارش اگرم گفتن بگو ن کار داریم
اینجوری بعدها ک بچه بزرگ شه یادشم ازتو نمیاد تاحرفی بزنی میگه مادربزرگم ک هس

من هم بدم میاد یعنی چه خو

سوال های مرتبط