۱۴ پاسخ

الان رفتاراشون دقیقا همینجوری هستن بچه ها..خونسرد باش عزیزم .بزار تا اونجایی که به خودش آسیب نزنه هرکاری توی خونه دوس داره بکنه .تو هم هر وقت دوس داشتی خونه رو جمع و جور کن فشار به خودت نیار .این دوره هم میگذره صبور باش

امروز پسرم رودنده زدنه هی میاد میزنه روصورتم اخرش سرش داد زدم

من بازی نخ مهره و پیچ و مهره براشون گرفتم همش نمی‌ذارم جلوشون .
چند تا میدم دستشون .
تا بازی کنن.
بعد بازی جمع میکنم تا ریخت و پاس نکنن
چون هم براشون تکراری میشه
هم گم میکنن‌

من برای همه ی پریزها ی خونه درپوش زدم.

تصویر

من فک کردم فقط دختر من انقد نفهم شده😂😂واقعا منم خیلی عصبی شدم هوا هم گرمه خیلی اذیتم میکنه جدیدا ب قول تو تا شب همش همینه🥴🥴

سلام، شما که تهرانی یه سر پیش دکتر حسینی یا صابر *کلینیک غرب تهران * ببر برا ارزیابی، رفتارا دخترت رو ببینه کمکت میکنه

دختر من هر دفعه میخواد بره دسشویی لج میکنه تازه اونجا هم نمیذاره بشورمش بدبختی دارم باهاش بخدا دیگه نمیکشم
دیروز رفتم گل گاوزبون گرفتم برا خودم

دختر منم دقیقا همینجوری

وای زهرا میفهممت😭😭😭الان سرم دور چشمم و زد شکوند انقد خودمو کنترل کردم ک فقط نزنمش

والا دختر منم همینه دیروز دندون های کلا از دستش درد گرفت بسکه حرص خوردم اینم اقتضای سنشون

سن لجبازیشونه دیگه...نباید بهونه بدیم دستشون

وای دختر منم همینه ایقد حرصمو در میاره ک چی بگم

بخدا جانا هم همینه
همین تایما میخواستم از پوشک بگیرمش دیدم صبح همین کارو باهام میکنه بیخیال شدم و پوشک کردم تا الان که بزرگ بشه و همکاری کنه
یه وقتا خونه ما رو باید با پا بزنی کنار تا بتونی رد بشی😂 شوهرم پاش میره رو وسیله غرغر میکنه
سخت نگیر ، اگر میخوای پازل بازی نکنه جمع کن قایم کن تا بزرگتر بشه
شاید خوابش تکمیل نشده که روی لج افتاده

چاره ای نیست
برای دسشویی دختر منم محاله بیاد و همکاری کنه پوشکش کردم که اعصاب جفتمون خورد نشه تا خودش بخادو بفهمه
برای رفتاراشم والا همینن
دختر من هرروز درحال خالی کردن کابینتا و کشوهاییکه بهش ربطی نداره
میره سراغ یسری چیزای خطرناک
امروز با دعوا ازش چنگالو گرفتم نکنه تو پریز
دیوونم میکنه

سوال های مرتبط

مامان اورهان 🥰 مامان اورهان 🥰 ۳ سالگی
خانما من دی.ه احساس نی کنم پسرم یه بچهایه با همه بچه ها فرق میکنه چون دوسالو نیمه که کلا کارش گریس بجبازیه یعنی ساعت ۳ شب خوابیده ۶ بیدار شده نیم ساعت یه دم جیع کشیده منو چنگ انداخته اب خواسته آب دادم کلشو ریخته رو پتو ... من واقعا ارامش ندارم به زور خوابوندمش حالا بابام اومده صب ساعت ۷ بریم بانگ باید تو امضا بزنی بیدار شدم رفتم دیگه کلا خواب از سرم پرید خیلی الانم میخواد بیدار شه دوباره گریه کنه تازگیا لحنم تند شده مثلا با خانوادم تند صحبت می کنم چون بیشتر روزرو من یا سر درد دارم یا قندمو فشارم میوفته همش از حرص خوردنه خودمو کنترل می کنم بچمو نزنم ولی ادم صبوری نیستم اصلا اگه همون لحظه واکنش نشون ندم سکته میکنم بخاطر همین انقد خودمو کنترل کردم ریختم تو خودم مریض شدم خوابم ریخته بهم دیگه واقعا طلاقت ندارم الان خوابیده اما من بیدارم اصلا هماهنگ نیستیم باهم ...انگار کائناتم با من لج کرده من واقعا نمی کشم بعد میان میگن چرا تند حرف میزنی میپری به آدم بابا دیگه نمیتونم واقعا فک کنم که چطور حرف بزنم واقعا خسته میشم طبیعیه بچه اینقد گریه کنه و وابسته به مادر باشه شوهرمم که بهونه دستش داره سرکار میره خسنس ولی من دیگه مغزم درد میکنه از دست این بچه