۲۱ پاسخ

وای دستت درد نکنه عزیزم چقدر حالم از خوبی شما خوب شد

چقدرررر مهربووووونی شراره 🥹🥹♥️

چقد کار خوبی کردی عزیزم خداخیرت بده

خدا خیرت بده ❤️

دست گلت درد نکنه❤️

قطعا خدا به اندازه دل هرکسی بهش میده 🥹🥹🥹 ممنون که مهربونی ❤️❤️❤️

چقدر مهربونی آخه

دستت درد نکنه عزیزم خدا خیرت بده😍

چه خوش قلبی شما 🥺🥺

خیلی کار خوبی کردی ، بنظرم اگه میتونی یکی دو ساعت بچشو هم بگیر تا اون استراحت کنه ، چون واقعا مادر هلاکه وقتی بچه ای بستری باشه

کاش همسایم بودی بخدا ک منم متولد ۸۳ام

خدا خیرت بده امثال شماها کمه تو دنیا♥️♥️♥️

دست گلد دردد نکگ

دستت درد نكنه
خدا صد نه هزاران هزار برابر دستتو بگيره
قربون خدا برم با اين بنده هاي مهربونش

دستت درد نکنه شراره جان
خیلی خوش قلب و مهربونی ❤️

خدا خیرتون بده هواستون به همسایه هست
انشاالله خدا برکت بده به زندگیتون عزیزم❤

دستت دردنکنه عزیزم

ای حانم
چه کار قشنگی کردی
دمت گرم

خدا عوضشو بهت بده عزیزم🥰

اخی عزیزم دستت درد نکنه ❤️

خیلیم عالی
کاشکی منم یه همسایه خوب داشتم

سوال های مرتبط

مامان وروجک😜🤓🤓 مامان وروجک😜🤓🤓 ۵ سالگی
پسرم یه ساله میبرم گفتار درمانی اوایل کار درمانی هم می‌بردم ولی خوب فقط بازی بود تمرین‌هایی که برای خونه بود پسرم انجام نمی‌داد اونجا محیطش رنگا رنگ انواع اسباب بازی هست با مربی انجام میداد ولی نمی ین خونه انجام نمی‌داد منم دیگه نبردم فقط هفته ای دو جلسه گفتار بردم الان چند هفته ای میشه گفتار درمانش هی میگه کار درمانی لازم داره توجه نمیکنه ..اینا دوتا اتاق کنارهم هستن تو یه مطب .. بچه هارو برای هم میفرستن.. من بهش گفتم تمرین هارو خونه انجام نمیده گفت پس دارو لازم داره ببرش روانپزشک کودکان شهر خودمون که ندارن آنلاین ویزیت کن یه شماره از تهران داد گفت پیش اون ویزیتش کن.. خیلی ناراحتم چقدر برای این بچه دارم دوندگی میکنم به نظر خودم خیلی پیشرفت داشته از لحاظ گفتار ولی گفتار درمانش همش ایراد میگیره الانم که میگه دارو لازم داره... خوب پسر بچه ها بازیگوشن همین تو خونه فقط دنبال بازی یا بعدظهرها می‌ره کوچه با دوستاش بازی می‌کنه... کسی بوده به خاطر گفتار دارو بده به بچه اش عوارض داره یا نه.. یا پیشرفت خوبی داره با دارو برای گفتار و تمرکز
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥
مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید