۱۳ پاسخ

چقدر عالی یجوری گفتی منم بهم خوشگذشت😍انشالله همیشه به خوشی عزیزم

سلام فداتشم ابجی حضرت زهرا بچتو حفظ کنه نیاز ندارین براتون ختم کل قران چله نادعلی برای راحتی زایمان. حجرات برای سلامتی جنین زیارت عاشورا حدیث کسا بخونم چهت هر نیتی خواستی میخوم به نیتتون هدیخ به روح اموات هم خواستی نماز روزه قضا هم میخونم خیلی و دست بالم خالیه اجرت با سید فاطمه زهرا مواظب بچت باشه خیلی منصفانه میگیرم به عنوان هدیه

چقدر عالی😍😍😍
آفرین واقعا آفرین

خیلی هم عالی عزیزم🥰
همیشه به خوشی و گردش😍❤️

خدابهت سلامتی بده عزیزم چقدرعالیییی

بنطر من وقتی یه قولی داده میشه باید عمل بشه وگرنه بی اعتمادی بوجود میاد کارخوبی انجام دادی عزیزم واقعا حس خوبی میده به ادم

عزیزم قدم نو رسیده مبارک
کی زایمان کردی😍😍😍

ای جان😍

جون دلم خدا بهتون سلامتی بده خواهر انشالله

منکه کلا خودم میبرم همسرم فقط حکم راننده داره دوتا دخترام مسئولیتشون کامل با خودمه

احسنت به شما عزیزم 🌺

افرییییییین دمت گرم خدا سلامتیت بده کلی حس خوب گرفتم از تعریفت😍😍😍😍😍😍

خداروشکر ولی قبول کن مامادرابعضی موقع هاانقدرخسته داغون مالی احساسی خودمون کشوریم حوصله خودمونیم نداریم امابچهاچه گناهی کردن
ماهم امشب جوجه درست کردیم بابچهارفتبم پارک۹تا۱۱

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۶ سالگی
سلام، مامانای شهرکردی میخام یه دندانپزشک اطفال خوب بهتون معرفی کنم چون چن وقتی بود خودم دنبالش بودم و پسرمو پیش چن تا دکتر برده بودم و موفق نشده بودم دندونشو درست کنم، تقریبا دوسال پیش با بیهوشی هشت تا دندوناشو درست کردیم ولی الان بازم دوتا دندون خراب داشت که یکیش به عصب رسیده بود و یکیش ترمیمی بود، من خیلی نگران اون دندونش بودم که به عصب رسیده، دنبال یه دکتر خوش اخلاق و باحوصله بودم که ارتباط خوبی با پسرم برقرار کنه چون خیلی استرس میگیره، بعد از اینکه سه چهارتا دکتر بردم که یکیش از نظر اخلاق و رفتار با بچه صفر بود و نمیدونم چرا اینطور افراد پزشک اطفال میشن و یکیشونم گفت ریسک نمیکنم بیار با بیهوشی درست کنم و یکی دیگشونم گفت ببر پیش کسی دیگه چون فکر نکنم بذاره براش درست کنم، خلاصه که سه چهار ماهی گذشت تا اینکه دکتر صادقی که دندونپزشک خودمه، دکتر ناهید مقصودیو معرفی کردن، دو روز پیش بردم پیشش، معاینه کرد و گفت بذارید همین امروز امتحان کنم ببینم میذاره واسش درست کنم یا نه، انقققد این دکتر با حوصله و خوش اخلاق بود که حتی آمپول بیحسی رو که زد اصلا پسرم گریه نکرد و در حین کار جوری با بچه رفتار میکرد و حرف میزد که پسر منکه خیلی حساسه و خیلی استرس داشت گریه نکرد، پزشک اطفال باید اینطوری باشه، خلاصه گفتم بهتون بگم اگه مشکل منو دارید بچتونو ببرید پیش ایشون❤️
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
یادمه بچه که بودم تو دبستان دو تا دوست فوق بدجنس داشتم، هیچ کس باورش نمیشد که چقدر بدذاتن اونا
و جالبه که ذات آدمها عوض نمیشه، با یکیشون الان همکارم و واقعا همون ذات بچگیش هست، همونقد مودی و موذی
دیروز با فامیلهای همسرم رفتیم بیرون شهر
رزا با یکی از بچه ها دوست بودن ولی اون دختره با دخترخالش اومده بود، زیاد محل رزا نمی‌داد! با اینکه همسن رزاس
رزا اوایل با خودش بازی میکرد بعد من دیدم رزا خیلی خیلی دپرس شد
همسرم همش عصبانی بود میگف این چرا نمیره با اونا بازی کنه
منم چیزی نگفتم
تا اینکه شب اومدیم خونه، آخر شب رزا گفت مامان من یه لونه خاکی درست کرده بودم، آیناز اومد با دست خرابش کنه، گفتم نکن، اومد با پاش له کرد خونمو و با دوستش رفت!!!
اینکه میگن بچه ها خوش ذات و مهربونن ب نظرم برای همه بچه ها صادق نیست
کسی که بدذاته از اول بد ذاته، دقیقا عین دوست خودم!
از همون بچگی به فکر اذیت کردن و مسخره کردن دیگران بود هنوزم هست!!!
طفلی بچم می‌گفت به نظرت از قصد اومد لونمو خراب کرد؟! آخه چرا!؟
خبلی دلم به حال رزا سوخت، یاد بچگی خودم افتادم که نمی‌تونستم در برابر بقیه از خودم دفاع کنم🥲



شیرخشک آپتامیل
شیرخشک ببلاک
شیرخشک نان ۱
مولفیکس
مای بی بی
بی بی لند
زایمان طبیعی
سزارین
نوزاد دو ماهه
واکسن