۱۸ پاسخ

اینم عکس خودش بود قسمت طلایی ها خودش انتخاب کرده جای نارنجی ورق طلا کار شه

تصویر

محشره خدا قوتت بده

عالی بی نظیره عزیزم

عزیزدلم اون سعادت اشنایی باتورو نداشته اگه تو رو یه درصد میشناخت قبل از شروع نقاشی راحت میخابید 🌿🌿
دستمریزاد بازم مثل همیشه ترکوندی 😍😍😘😘

عاشقتم هنرمند جونم

سلام عزیزم باریکلا هنرمند عاشق هنرات شدم
من دیوار کوب بخوام چطوری باید سفارش بدم واسم درست کنی ؟؟نمونه کاراتو از واتساپ جایی میشه بفرستی ببینم

خیلی زیباست

سلام گلم
پیام‌های شما واسم نمیاد🙁
اینو نوشتم تو پاسخ هام داشته باشم شما رو😚

خیلی زیباست عزیزم ، هزینه این سه تا کار چقدر میشه؟

عالیه عزیزم مثله همیشه

آفرین خیلی قشنگ کشیدی👌🏼👌🏼👌🏼

عااالی شده

ماشاءالله ، هنرمندی واقعا😍😍😍😍

هزار ماشاالله از هر انگشتتون یه هنر می‌ریزه 🤩👌🏼

به به دستت طلا عالی و قشنگن😍👍
قیمت این سه تا قاب چند میشه؟

به به زیبا و دلنشین 👌🏻
عاشق طراحی ام😍
البته خودمم هنرستان خوندم ولی خب به دلایلی ادامه ندادم🥲
قبل از ازدواج همه وسایل رو بسته بندی کردم گذاشتم انبار مادرم اینا
اونایی هم که نیاز بچه ها بود دادم رفت😍

مثل همیشه عالی مگه سفارشم قبول میکنی؟سخت نیس پست کردن یوقت بشکنه

ماشاالله خانم هنرمند 🫶

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۵ سالگی
تاپیک حاوی متن تکراری !!!!
دوست عزیز اگر نمی تونی راهنمایی کنی و اذیت میشی فقط رد شو برو ولی قضاوت نکن🙏🙏بچه ها یادتونه گفتم برچسب گرفتم واسه دلوین که وقتی پی پی کرد بچسبونه به دیوار تا ماهلینم ترغیب بشه یادتونه ؟؟برچسب ها شده ۵ تا ماهلین فقط واسه دوسه تای اول عکس العمل نشون داد واسه بعدی ها نه ولی من همچنان سر حرفم هستم و گفتم به دلوین بشه ۱۰ تا جایزه میگیرم برات تا ماهلینم ترغیب بشه ولی هنوز هیجی به هیچی الان دیگه کاملا بیخیالش شده من واقعا از این شرایط خسته شدم همش یا دارم پوشک شورتی می خرم یا شورت میشورم الان دیگه از بس شدرت شستن و خسته شدم دیگه تک و توک می اتدازم میره به خدا بچه ای هستش که کاملا آگاهه چون بهش گفتم تو مدرسه اینکارو بکنی دعوات می کنند همه اصلا انجام نمیده ولی بازمن نی ترسم پاش می کنم آخه بچه ای که سوره توحید و کوثر و حمد رو بلده ووسه تا شعر بلده از ده تا ۱ رو یاد گرفته برعکس بشماره موندم چرا نمیگه وقتی هم دعواش می کنم باهاش حرف می زنم خجالت می کشه کلی لباشو گاز میگیره سرشو می اندازه پایین و گریه می کنه امشب خیلی باهاش حرف زدم گفتم یادته پارسال تو بیمارستان بودی گفت آره الکی فتم به خاطر اینکه پی پی رو نمیگی به این روز افتادی می خوای بازم بری بیمارستان گفت نه گفتم پس حرف گوش بده یغلش کردم و گفتم مامان من واقعا خسته شدم از این وضعیت آرزو به دل موندم یه بار بیای اعلام کنی واقعا دیگه نمی دونم چی درسته چی غلط😥