سر بچه ی اول همه میگفتن بچه ت پسره و من اصلا برام مهم نبود جنسیت بچه م چیه
چون میگفتم بچه ی اوله و هر چی باشه به نظرم مهم نیست
وقتی سونوگرافی گفت دختره اولش شوک شدم چون قدیمی و جدید هر کی میدیدم میگفت پسره
اما بعدش گفتم خدایا شکرت بچه اول دختر باشه خیلی خوبه
اما تو لر ها بچه یعنی پسر یعنی پشتشون و نسلشون
همسر من به شدت عاشق دخترم شد جوری که بقیه نعجب میکردن میگفتن چطور دختر دوست داری میگفت جونمه
تا زد و من باردار شدم و چون رژیم و دارو و تنظیم روز تخمک گذاری کرده بودم میگفتیم صد در صد پسره حتی لباسم براش خریدیم اما خدای بزرگ و مهربون برامون یه دختر خوشگل دیگه خواست
میدونی خدا خیلیییی بزرگه خودش میدونه چی رو کی به آدم بده
وقتی همسرم دومی گفتن دختر ناراحت شد رفت تو خودش یه طورایی انگار روش نبود بگه دوتا دختر داره
خیلی اوضاع و روزای سختی بود من همش گریه میکردم خدا فقط ببخشه منو

دختر دومم که اومد با خودش رحمت و برکت اورد دخترام کلا به تولدشون خیلی برکت اوردن برای زندگیم
اما خب من ته قلبم همیشه درد میکنه از اون روزای ناراحتی که گذروندم سر جنسیت
ناراحتی های همسرم و....
اطرافیانی که تیکه میزدن به همسرم و این حالشو بدتر میکرد
الان دوتا دخترامو بغل میکنه و جونش به جونشون وصله
میاد خونه خودشونو پرت میکنن تو بغلش میگه خدایا شکرت برای این بچه ها
بخدا تمام مردم حسادت میکنن بهش

حالا من هر روز شاکر داشتن دوتا فرشته ای هستم که خدا بهم بخشید و روز به روز شیرین تر میشن
اما ته قلبم درد میکنه وقتی یادم میاد چطور روزایی گذروندم و هنوزم از سونوگرافی میترسم و تپش قلب میگیرم
چون هر وقت میخوابیدم برای جنسیت حالم بد میشد خیلی دوست دارم یادم برن اون روزا
هیییی خواهراااا دعام کنید

۱۷ پاسخ

خدا گل دخترات و حفظ کنه با تمام وجود درکت میکنم با اینکه سومی خدا خواسته شد و پسر
الآنم که سه تا دختر دارم و طعم هر دو میوه رو چشیدم
ولی همیشه میگم دخترام یه جور دیگه عزیز هستن هیچ فرقی بینشون نمی‌زارم‌ هر چهارتاشونو دوست دارم
ولی دختر انقد شیرینه که حد نداره واقعا خونه ای که دختر داره انگار بهشته

سلام عزیزم
انشاءالله خدا گل دخترا رو براتون نگه داره و زیر سایه ی پدر ومادر عاقبت بخیر بشن و خدای مهربون با یه گل پسر یهویی سورپرایزتون کنه🤲🏻😘

سلام رژیم تعیین جنسیت زیر نظر دکتر گرفتین؟

ببین دقیقاً حال و روز منو توصیف کرده الان اشکام داره می‌ریزه با تاپیکت منم حال تورو داشتم عزیزم

میگتی تاج و تختا شاهی منن کوربیان بیرنشو

خدا حفظشون کنه گل دختراتو زیر سایه پدر مادر
انشاالله که خدا یه پسر سالم و سلامت هم بهت بده

خدا دخترات رو حفظ کنه زیر سایه شما 😍
بعدشم جنسیت با مرد هست عزیزم اینقد باید طبع مرد گرم باشه که بچه پسر بشه
پس خودت رو هیچوقت سرزنش نکن
گرچه الان گذشته تموم شده
ولی واقعا دختر داشتن یچیز دیگه هست
واسه روزای سخت آدم دختر بیشتر بدرد میخوره

میدونی اطرافیان خیلی تاثیر میزارن منم دختر دارم میگفتن حالا اشکال نداره اولی دختره دختر بهتره و فلان مثلا دلداری میدادن من می گفتم من همیشه آرزوم بود بچم دختر باشه الانم میگن حالا ایشالله بعد یه داداش برا دخترت بیاری

برعکس شوهر من از همون اول عاشق دختر بود پسرمو که باردار بودم از سونو اومدم گفت میدونم که شانس ندارم خدا بهم دختر بده حالا گفتم ناشکری نکن خداروشکر که سالمه . دومی هم که دخترم بود اینننققققددد خوشحال شد الانم هرموقع از سرکار میاد یه ساعت تمام میزاره رو سینش نازش میکنه

گلم خدا حفظشون کنه منم سر دخترم همه گفتن پسرامادخترشدالان خدابه ماهم یه پسردادازهردوجنسیت خیلی خوشحالم دوتاشون دارم

دقيقا حالو روز منو گفتی

عزیزم خدا نگه دارشون باشه اگر وضع مالی آکی هستی برو ای وی اف
خداروشکر همسر من دختر پسری براش فرقی نداشت و فقط همیشه میگفت سالمه یا ن
الان هم عاشق دخترمه و دخترم تا باباش نیاد اصلا نمیخابه

ولی خودم خیلی دوس دارم صاحب ی پسر هم بشم ولی متاسفانه شوهرم پایه نیست برا دکتر اینا و میگه هرچی خدا داد فقط ۴ستون بدنش سالم باشه

عزیزم جنسیت ب مرد بستگی داره خودتو سرزنش نکن

خدا حفظشون کنه عزیزم ،دفعه بعدی ای وی اف کن که مطمعن باشید

برای من و همسرم از وقتی که متوجه شدیم باردارم اصلا جنسیت ملاک نبود ،فقط و فقط می‌گفتیم سالم باشه ،ما دختر دوست داشتیم قبل بارداری خیلی ،ولی خدا به ما پسر داد،و من ذره ای فکر نکردم چرا این شد چرا اون شد، خدارو هزاران هزاران بار شاکرم ،از خدای بزرگت ممنون باش دو تا اولاد سالم گذاشته تو دامنت ،دختر ها همیشه بابایی هستن بشین و ببین چطور روز به روز بیشتر و بیشتر عاشق دختراش میشه

عزیزم رژیم گرفته بودی؟

خدا دختراتو حفظ کنه برات عزیزم
مهم الانه که همسرت دوسشون داره کسی نمیتونه چیزی بگه بهشون
اون روزا هم خیلی سخت بوده من درکت میکنم مخصوصا وقتی حامله باشیو حرفای مفت دیگرانو تحمل کنی صدبرابر سخت از مواقعیه که حامله نیستی

سوال های مرتبط

مامان کارن و کایان مامان کارن و کایان ۱۷ ماهگی
بعضی از آدما خیلی بیشعورن
من پسر اولم ۳ سالشه خودم ذخیره تخمکم کم بود و صلاحدید پزشک و تصمیم بین خودم و همسرم باردار شدم که الان یه ماهه زایمان کردم
از روزی که متوچه شدیم بچه دومم هم پسره دیگه حرف و حدیثی نمونده که رو دلم نذاشته باشن
خدا میدونه چیکار باهام کردن جالب اینجاست که همه حرفا هم از سمت خونواده همسرم بوده
مادربزرگ همسرم علنا بهم گفت به چه دردت میخوره؟ حالا باز اگه دختر بود یه چیزی پسر به درد نمیخوره
در صورتی که من و همسرمم فقط گفتیم خدایا سالم بده
مسلما ماهم اگر دومی دختر میشد از لینکه هر دو جنسیت رو خدا بهمون داده بود خوشحال تر بودیم ولی الانم چیزی از عشقمون به بچمون کم نمیشه
امروز کسی اومد منزل ما که به محض رسیدن گفت بعرس رو برو تعیین جنسیت بلکه دختر بشه دخترا بهترن
مادرشوهرمم گفت اره باید بره چند سال دیگه
اخه به شما چه ربطی داره مگه تاثیری تو زندگیتون داره؟
مگه بچه ها برده دست ما هستن؟
من خالم ۳ تا پسر داره
بخدا پسراش از منی که دختر هستم بیشتر به درد مامانشون میخورن
بخدا هیببچ فرقی نیست اینقدر دل مامانا رو نشکنید
حالا اگه من دوتا دختر هم داشتم همین داستان بوداااا
مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۳ سالگی
خدایا شکرت برای نعمتایی که بهم دادی
امروز ۷ مرداد سه سال میشه که خدا منو لایق مادر شدن دونست و بهم یه فرشته ی مهربون داد
خدایا شکرت هزاران مرتبه
من هیچی از خدا نمیخوام فقط نعمت سلامتی رو برای بچه هام میخوام
الهی خدا درد و مریضی به هیچ بچه ای نده
تولدت مبارک قلب مامان
تولدت مبارک رفیق مامان
شاید نتونید تصور کنید ولی این بچه درسته سه سالشه ولی بخدا که دلسوز تر از این بچه برای من هیچکس نبوده
میشه برای سلامتی و خوشبختی آنیل طلای من نفری یک دعای خیر و صلوات بفرستید براش
دعای خیرتون بدرقه ی زندگی دخترم و بچه های خودتون ❤️❤️❤️❤️❤️❤️

امروز عجیب بغضیم
همش نگاش میکنم قربون صدقه ش میرم میگم خدایا اون نخود کوچولوی من کی انقدر بزرگ شد که بشه حامی من
امروز باباش یهو صدام کرد من حواسم نبود یهو ترسیدم دخترم انقدر به باباش حرف زد گفت جگر مامانمو بریدی دفعه اخرت باشه با صدای بلند مامانمو صدا میکنی
بخدا اون لحظه انقدر من لذت بردم که گریه م گرفت
خدایا از اینجا تا آسمون شکرت
مامان هلن مامان هلن ۳ سالگی
من یه تاپیک گذاشتم که به دخترم یاددادم برا اسباب بازی کسی گریه نکنه و میدونه قرار نیس هرکس هرچی داره اینم داشته باشه همه بهم حمله کردن چرا حسرت بدل بچه میذاری !!دوستان من نگفتم نمیذارم خواستشو بگه یا اگه بگه دعواش میکنم و... من بهش گفتم دخترم قرار نیس هرکس هرچی داره توهم داشته باشی یا تو هرچی داری بقیه داشته باشن!!بعضی چیزارو تو داری بعضی چیزارو بقیه بچه ها!!هروقت هم از وسایل بقیه بچه ها خوشت اومد به من یا بابا بگو برات بخریم حالا یا سورپرایزت میکنیم یا برا تولدت یا ...برات جایزه میخریم اما هر بچه ای هرچی داره مال خودشه و تو میتونی باهاش شیر کنی اسباب بازیتو به اون بدی اون به تو تا باهاش بازی کنین بعد باید برگردونی و اینو چندین بار تو خونه تمرین کردم و بازی کردم و اگه یه جایی چیزی بخواد که دوس داشته باشه حتما میگه که کاش منم داشتم یا دوس دارم و من یا باباش هم میگیم دوست داری؟!میگه آره میگیم برات میخریم!!ولی جریان دوچرخه فرق داره چون بیرون زیاد توجه نکرده و اکثر دوچرخه هایی که تو اطرافیان دیده بزرگتراز سایز ۱۶-۲۰بوده فکر میکرد وقتی بزرگ شدن مبخرن و چند بار هم گفته بود که من دوچرخه دوس دارم بزرگ شدم برا منم میخریم چرا؟؟چون دختر من از ۹ماهگی کامل حرف میزنه و وقتی دوچرخه میخواست خیلی کوچیکتر بود و وقتش نبود بهش میگفتیم بزرگ شدی برات میخریم!!این تو ذهنش مونده بود و چون خیلی دوس داره بزرگ بشه و میدونه روز تولدش قراره یه سال بزرگتر بشه و ذوقشو داره و این دوچرخه میشه کادو برای بزرگ شدنش!!
مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه