خداروشکر عزیزم😍
منم سختی خیلی کشیدم وهنوز دارم میکشم🥲💔دعا کن برام
شماکدوم مرکز انجام دادی دکترت کی بود
خداروشکر که نتیجه زحماتتو دیدی عزیزم😍
الان ۲قلوبارداری؟
به سلامتی عزیزم خداروشکرکه تلاش هات جواب داده
الهی بمیرم برای دختر که همه ی درداشوتنهایی میکشه هم بایدغصه ی خودشوبخوره هم بقیه رو ولی هیچ کس احال دلش خبردارنمیشه نمیگن دردت چیه که به روت نمیاری
به سلتمتی عزیزم
منم خیییییلی سختی کشیدم فقط خودممیدونم و خدای خودم
شما تعیین جنسیتم کردی؟
خداروشکرر
چ کار خوبی کردین که نوشتین از تحربه هاتو برای حیلی ها باعث امیدوانگیزع میشه
سلامتی دنیا بیاد عزیزممم🥹🧿
عزیزم خداروشکر که نتیجه گرفتی ایشالا قسمت همه باشه به آسونی به نتیجه برسن با دل خوش❤
خداروشکر که به نتیجه رسیدی عزیزکم
خداروشکر ک نتیجه دیدی🥺😍
خداقوت عزیزم
خداروشکر حالا بارادار هستی انشاالله که به زودی نی نی سالم و سلامت بغل کنی
عزیزم خداروشکر انشاالله صحیح و سالم بغلش بگیری
نزار خیلی فاصله بیفته بین بچه ها برو بعدش دوباره انجام بده دوتا بچه پشت هم داشته باشی ،البته ی خیریتی داشته اونموقع نشده خیلی کوچولو بودی خودت
خداروشکر که نتیجه گرفتین ♥️🥺
ای جانم عزیزم واقعا مسیر خیلی سختی رو پشت سر گذاشتی امید وارم بارداری و زایمان خوبی داشته باشی
مرسی مهربون ک تجربتو گذاشتی😍🥹
کلی امید دادی منی ک هفت ساله چشم انتظارم ❤️
انشاءالله نی نیتو ب سلامتی و خوشی بغل بگیری قشنگم✨️
3)لباسامو عوض کردم منتظر شدم نوبتم بشع دکتر سرم وصل کرد نوبتم شد پاهام میلرزید از استرس دکترم متوجه شذ🤣🤦♀️ بعد دارو بیهوشی زدن دیگه هیچی نفهمیدم یعنی بهترین حس و تجربه کردم با بیهوشی ساعت 9بیهوش شدم ظهر موقع اذان بهوش اومدم دردای شدید داشتم پرستار برام شیاف آورد زیر پر خون خونریزی داشتم بعد دکتر امد گفت ماشالا کوله بارتو بستی تا اخر عمر 58تخمک ازت کشیدیم خودم باورم نمیشد 🤣🤣🤦♀️
ولی 51خوب بود من هم خوشحال بودم هم از درد ب خودم میپیچیدم 😂خدا بهم رو کرده بود مرخص شدم آمدم خونه شکمم شدید اب آورده بود نشسته میخابیدم از شدت درد و نفس تنگی مجدد بلندشدم رفتم بیمارستان بستریم کردن خیلی حالم بد بود دوروز بیمارستان بستری بودم بعد دکترم امد مرخصم کرد گفت نیاز ب خالی کردن اب شکمت نیس خودش دفع میشع بعد چند روز شوهرم رفت کارت جنینا رو بگیره خوشبختانه 24جنین تشکیل شده بود بعد 3ماه رفتم برا انتقال دوتا جنین بلاست انتقال دادم خداروشکر مثبت شد و انتظار من به پایان رسید سجده شکر میکردم باورم نمیشد بعد اون همه سختی خدا جوابمو داد ببخشید سرتون به درد آوردم خواستم بگم اگه تو این مسیرید پرقدرت ادامه بدید تهش قشنگه
عزیزم خداروشکر که خدا جواب سختیاتو دادو واست جبران کرد😍🥹🫂واسه منم دعا کن ۴ ساله چشم انتظارم دعا کن این ماه حامله بشم🥲
2)کنسل شدم گفت 3ماهه دیگه بیا مجدد رفتم دوباره این سری تخمکام بیش از حد رشد کردن بازم کنسل شدم🥺دوباره گفتن 3ماه دیگه بیا نا امید ترین بودم این سری ام دکتر گفت شانست و امتحان کن سنت کمه ای وی اف سخته من اصرار پشت اصرار نه دکتر من و ای وی اف کنید دکترم هی میگف نه آخر پروندمو نگاه کرد دیذ مورفو شوهرمم کمه رفتم تو سیکل ای وی اف سخت بود ولی پر قدرت میرفتم جلو روزی 3وعده آمپول میزدم حس میکردم بدنم داغون شده ولی ادامه میدادم همه جام سیاه و کبود هی همینجوری میرفتم سونوگرافی همینجور ادامه میدادم زیر شکمم انگار سنگ بسته بودن خیلی سنگین شدع بود دردای شدید داشتم سونو شدم دکتر گفت صد درصد هایپری استرسم گرفتم از یه طرفم خوشحال بودمو ذوق داشتم روز تخمک کشی فرا رسید صبح بیدار شدم باید ناشتا میبودم از شب قبل
رفتم مرکز با شوهرم استرسم داشتم
1)رفتیم آزمایش وای نگم شوهرم بدتر شده بود تعداد اسپرماش کم شده بود داغون تر از قبل
نشستم کلی گریه کردم حالم داغون بود رفتم دکتر پیشنهاد داد ایو ای کنید برید یه مرکز ناباروری خلاصه رفتیم یه مرکز ناباروری اونجا پرونده تشکیل دادیم شوهرم رفت جا دکتر همونجا پیشنهاد ایو ای دادن خلاصه سه ماهم اونجا دارو خوردیم رفتم تو سیکل آیو ای گفتن عکس رنگی رحم میخاد رفتم اونو انجام دادم یعنی رسما مردم و زنده شدم خیلی متاسفانه برا من درد داشت داروهای هورمونی دادن گفتن دوهفته دیگه ایو ای میکنیم روز موعود رسید رفتم برا ایو ای نمونه اسپرم شوهرم و دادیم صدام زدن برم تو انجام دادم رفتم خونه سخت نبود برام استراحتم نداشتم متاسفانه منفی شدم خیلی نا امید شدم دوبارع رفتم تو سیکلش این سری هیچ فولیکولی رشد نکرد
بقیه.....
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.