خیلی یهو دلم خواست از خاطرات چندسال انتظار ناباروریم بگم من زود ازدواج کردم حدودا 16سالگی پریودیام منظم بود
موقعی ک عروسی کردم از همون شب اول جلوگیری نداشتم دقیقا از همون ماه پریودیام نامنظم شد ک فکر میکردم باردارم آزمایشو تستم منفی متاسفانه پریودیام کلا بهم ریخت
من ساده ام فک کردم طبیعیه ولی جلوگیریمو نداشتم بعد 6ماه رفتم دکتر و دکتر فقط ویتامین میداد متاسفانه باردار نشدم رفتم سونوگرافی متوجه شدم تنبلی تخمدان دارم دنیا رو سرم خراب شد انگار برام عادی نبود پریودیام همچنان نامنظم رفتم مجدد دکتر، دکتر قرص پروژسترون داد برا پریود شدن دوماه خوردم دیگه ول کردم کلا بیخیالش بودم متاسفانه بازم باردار نشدم خسته و کلافه بودم رفتم پیش یه متخصص خوب بهم آمپول و قرص تحریک تخمک گذاری داد آزاد سازی زدم اقدام کردم اون ماهم نشد خلاصه دکتره گفت شوهرت آزمایش داده گفتم نه من از اون مطمئنم 🤦‍♀️ گفت حالا بره یه آزمایش بده وای چشمتون روز بد نبینه آزمایش و گرفتم بردم پیش دکتر متوجه شدم همسرم کم تحرکی اسپرم داره مورفولوژیش پایینه یه شوک اساسی دیگه اونجا بهم وارد شد همچین توقعی نداشتم زود نا امید شدم گفتم دیگه قید بچه رو بزنم باز مجدد منو شوهرم تا 6ماه دارو میخوردیم بی نتیجه 🥺هیچ تغییری نکرده بود تصمیم گرفتم دکترمون عوض کنیم شوهرم رف پیش دکتر اورولوژ اون دکتر نفهمم
داروهای هورمونی هاش ام جی به شوهرم داده بود 3ماه هفته یبار بزنه 3ماه تموم شد بقیش تو کامنتا

۲۲ پاسخ

خداروشکر عزیزم😍
منم سختی خیلی کشیدم وهنوز دارم میکشم🥲💔دعا کن برام
شماکدوم مرکز انجام دادی دکترت کی بود

خداروشکر که نتیجه زحماتتو دیدی عزیزم😍

الان ۲قلوبارداری؟

به سلامتی عزیزم خداروشکرکه تلاش هات جواب داده
الهی بمیرم برای دختر که همه ی درداشوتنهایی میکشه هم بایدغصه ی خودشوبخوره هم بقیه رو ولی هیچ کس احال دلش خبردارنمیشه نمیگن دردت چیه که به روت نمیاری

به سلتمتی عزیزم
منم خیییییلی سختی کشیدم فقط خودم‌میدونم و خدای خودم
شما تعیین جنسیتم کردی؟

خداروشکرر

چ کار خوبی کردین که نوشتین از تحربه هاتو برای حیلی ها باعث امیدوانگیزع میشه

سلامتی دنیا بیاد عزیزممم🥹🧿

عزیزم خداروشکر که نتیجه گرفتی ایشالا قسمت همه باشه به آسونی به نتیجه برسن با دل خوش❤

خداروشکر که به نتیجه رسیدی عزیزکم

خداروشکر ک نتیجه دیدی🥺😍

خداقوت عزیزم
خداروشکر حالا بارادار هستی انشاالله که به زودی نی نی سالم و سلامت بغل کنی

عزیزم خداروشکر انشاالله صحیح و سالم بغلش بگیری

نزار خیلی فاصله بیفته بین بچه ها برو بعدش دوباره انجام بده دوتا بچه پشت هم داشته باشی ،البته ی خیریتی داشته اونموقع نشده خیلی کوچولو بودی خودت

خداروشکر که نتیجه گرفتین ♥️🥺

ای جانم عزیزم واقعا مسیر خیلی سختی رو پشت سر گذاشتی امید وارم بارداری و زایمان خوبی داشته باشی

مرسی مهربون ک تجربتو گذاشتی😍🥹
کلی امید دادی منی ک هفت ساله چشم انتظارم ❤️
ان‌شاءالله نی نیتو ب سلامتی و خوشی بغل بگیری قشنگم✨️

3)لباسامو عوض کردم منتظر شدم نوبتم بشع دکتر سرم وصل کرد نوبتم شد پاهام میلرزید از استرس دکترم متوجه شذ🤣🤦‍♀️ بعد دارو بیهوشی زدن دیگه هیچی نفهمیدم یعنی بهترین حس و تجربه کردم با بیهوشی ساعت 9بیهوش شدم ظهر موقع اذان بهوش اومدم دردای شدید داشتم پرستار برام شیاف آورد زیر پر خون خونریزی داشتم بعد دکتر امد گفت ماشالا کوله بارتو بستی تا اخر عمر 58تخمک ازت کشیدیم خودم باورم نمیشد 🤣🤣🤦‍♀️
ولی 51خوب بود من هم خوشحال بودم هم از درد ب خودم میپیچیدم 😂خدا بهم رو کرده بود مرخص شدم آمدم خونه شکمم شدید اب آورده بود نشسته میخابیدم از شدت درد و نفس تنگی مجدد بلندشدم رفتم بیمارستان بستریم کردن خیلی حالم بد بود دوروز بیمارستان بستری بودم بعد دکترم امد مرخصم کرد گفت نیاز ب خالی کردن اب شکمت نیس خودش دفع میشع بعد چند روز شوهرم رفت کارت جنینا رو بگیره خوشبختانه 24جنین تشکیل شده بود بعد 3ماه رفتم برا انتقال دوتا جنین بلاست انتقال دادم خداروشکر مثبت شد و انتظار من به پایان رسید سجده شکر میکردم باورم نمیشد بعد اون همه سختی خدا جوابمو داد ببخشید سرتون به درد آوردم خواستم بگم اگه تو این مسیرید پرقدرت ادامه بدید تهش قشنگه

عزیزم خداروشکر که خدا جواب سختیاتو دادو واست جبران کرد😍🥹🫂واسه منم دعا کن ۴ ساله چشم انتظارم دعا کن این ماه حامله بشم🥲

2)کنسل شدم گفت 3ماهه دیگه بیا مجدد رفتم دوباره این سری تخمکام بیش از حد رشد کردن بازم کنسل شدم🥺دوباره گفتن 3ماه دیگه بیا نا امید ترین بودم این سری ام دکتر گفت شانست و امتحان کن سنت کمه ای وی اف سخته من اصرار پشت اصرار نه دکتر من و ای وی اف کنید دکترم هی میگف نه آخر پروندمو نگاه کرد دیذ مورفو شوهرمم کمه رفتم تو سیکل ای وی اف سخت بود ولی پر قدرت میرفتم جلو روزی 3وعده آمپول میزدم حس میکردم بدنم داغون شده ولی ادامه میدادم همه جام سیاه و کبود هی همینجوری میرفتم سونوگرافی همینجور ادامه میدادم زیر شکمم انگار سنگ بسته بودن خیلی سنگین شدع بود دردای شدید داشتم سونو شدم دکتر گفت صد درصد هایپری استرسم گرفتم از یه طرفم خوشحال بودمو ذوق داشتم روز تخمک کشی فرا رسید صبح بیدار شدم باید ناشتا میبودم از شب قبل
رفتم مرکز با شوهرم استرسم داشتم

1)رفتیم آزمایش وای نگم شوهرم بدتر شده بود تعداد اسپرماش کم شده بود داغون تر از قبل
نشستم کلی گریه کردم حالم داغون بود رفتم دکتر پیشنهاد داد ایو ای کنید برید یه مرکز ناباروری خلاصه رفتیم یه مرکز ناباروری اونجا پرونده تشکیل دادیم شوهرم رفت جا دکتر همونجا پیشنهاد ایو ای دادن خلاصه سه ماهم اونجا دارو خوردیم رفتم تو سیکل آیو ای گفتن عکس رنگی رحم میخاد رفتم اونو انجام دادم یعنی رسما مردم و زنده شدم خیلی متاسفانه برا من درد داشت داروهای هورمونی دادن گفتن دوهفته دیگه ایو ای میکنیم روز موعود رسید رفتم برا ایو ای نمونه اسپرم شوهرم و دادیم صدام زدن برم تو انجام دادم رفتم خونه سخت نبود برام استراحتم نداشتم متاسفانه منفی شدم خیلی نا امید شدم دوبارع رفتم تو سیکلش این سری هیچ فولیکولی رشد نکرد

بقیه.....

سوال های مرتبط

مامان هیراد🐣🥰 مامان هیراد🐣🥰 ۸ ماهگی
خانمای گل اونایی که تنبلی دارید و فک میکنید بارداری براتون خیلی سخته خواستم چنتا نکته بهتون بگم
من از آبان اقدام به بارداری کردم و رفتم دکتر و بهم گفت که تنبلی دارم و بدون دارو باردار نمیشم
وزنم بالا بود کم کم ورزش و رژیم گرفتم وزنمو آوردم پایین و دکتر بهم لتروزول داد که با وجود فولی خوب اون ماه باردار نشدم و کلی ناامید شدم
ماه بعد دارو نخوردم و رفتم سونو گفت فولیهات کوچیکه و امکان بارداری نیست منم ناامید برگشتم خونه تا دوباره همون ماه پریود شدم
ماه بعدش بازم رفتم دکتر با وجود آزمایشات هورمونی نرمال دکتر گفت بهت دارو میدم من اون ماه لتروزول و سینال مصرف کردم بازم پریود شدم و باردار نشدم
کم کم داشتم ناامید میشدم و بیخیال بچه میشدم تا اینکه با خودم گفتم روشهای سنتی رو امتحان کنم رازیانه و تخم هویج خوردم؛قرص ویتاگنوس خوردم و پیاده روی کردم هر شب عسل و سیاهدونه به همراه همسرم میخوردیم و خلاصه بازم بیخیال بچه شدم و هیچ امیدی نداشتم
که دیدم در کمال ناباوری باردار شدم
منی که دو سه ماه هم میشد که پریود نشدم
خواستم بگم اگه اون ماهی هم که باردار شدم دکتر میرفتم شاید دوباره منو ناامید میکرد و با استرس باردار نمیشدم
خانمای گل از تنبلی تخمدان نترسید و خودتون درمانش کنید
درمانش خیلی راحته و اینکه دکتر فقط وسیله هست به خدا توکل کنید
انشالله دامن همه چشم انتظارا سبز بشه
امیدوارم کمکی بهتون کرده باشم🥰🥰🥰🥰🥰
مامان نی نی مامان نی نی ۴ ماهگی
تجربه من از باردار شدن :
من سه ماه اواخر ۱۴۰۳ اقدام کردم و منفی میشد .خیلی حالم گرفته میشد.
خلاصه از فروردین ۱۴۰۴ دیگه با همسرم تصمیم گرفتیم بر اساس شرایطمون اقدام متوقف کنیم و فقط اصلاح سبک کنیم و از زمستان ۱۴۰۴ باز شروع کنیم .
من سوم تیر ۱۴۰۴ اخرین پریودم بود
۱۵ مرداد ۱۴۰۴ رفتم بتا چک دادم که کامل منفی بود و البته قبلش هم کلی بی بی چک منفی داشتم.
گفتم خب ۴۴ روزه پریود نشدم بذار برم دکتر زنان . با دو تا بتا چک منفی و کلی بی بی چک منفی رفتم دکتر زنان که چرا من پریود نشدم . دکتر برام قرص تحریک تخمگ گذاری داد و یک یری مکمل داد گفت اینا را بخور و بعد ۱۰ روز پریود میشی . و مطمئن باش باردار نیستی .
منم دیگه گفتم خب دوران قبل از پریوده با همسرم روابط ازاد داشتیم . اون تایم هم خیلی میل جنسیم زیاد شده بود .
من ۱۰ روز قرص خوردم و باز پریود نشدم .
۳ شهریور یعنی روز ۶۲ سیکل رفتم دکتر گفتم دکتر چرا پس من دریود نمیشم.
گفت یه سونو بده.
رفتم سونوگرافی واژینال ، گفت یه ساک بارداری خیلی کوچک داری . کمتر از ۴ هفته و اصلل جنین و اینا شکل نگرفته اینقدر کوچیکه . تازه سونوگرافه یه بیست دقیقه داشت بررسی میکرد تا مطمئن بشه .
خلاصه من شوک شده بودم
پریدم ازمایشگاه و بتا چک دادم که ۷۹۰ بود
رفتم دکتر گفتم پس چرا اینجوری شدم
گفت همون تایم ازاد که رابطه داشتی باردار شدی..
و دو روز بعدش مجدد بتا تیتر دادم و ۲۸۰۰ شد.
خلاصه که گاهی خدا برات جوری میچینه که معجزشو با چشم ببینی .
الان معجزه تو دلی من ۱۱ هفته و ۳ روزش شد و من هر روز بابت وجودش خدا را شاکرم .
انشالله هر کی دلش نی نی میخواد خدا دامنشو سبز کنه و هر که تو دلی داره انشالله به سلامتی بغل بگیره . بذای تو دلی منم دعا کمنین لطفا
مامان فندق♥️ مامان فندق♥️ هفته بیست‌وششم بارداری
من چون سابقه تنبلی تخمدان داشتم خب میدونید پریودی نامنظم داشتم گاهی یک ماه نمی‌شدم وسط ماه‌ بعدی میشدم نزدیک دوماه
هر بار به امید بارداری بی بی چک میزدم هربار اون خط لعنتی قرمز تک تمام دنیام رو سرم خراب میکرد 😭😭😭
بعداً یاد گرفتم و متوجه شدم تنبلی تخمدان آینه شاید دو ماه هم پریود نشی اما بی بی چک منفی
دیگه هر بار با نامنظمی های پریودی با امید کمتری بی بی چک دل میببستم و اون تک خط قرمز خالی شده بود دنیای وحشت من😭😭😭
رسیدم به یه پریودی که دیگه در حد یکی دو روز بودم و خفیف
رفتم آزمایش دادم بلهععععععع
یایسگی زودرس به من نزدیک تر شد😭😭
ترسو تر از گذشته شدم چون میدونستم یائسگی یعنی همون نیم درصد تخمکم نیست دیگه
دیگه هیچی نیست همسرم هم که دریافت تخمک قبول نمیکنه
خدایا چه خاکی شد تو سرم از آزمایشگاه تا مطب دکتر از مطب دکتر تا خونه گریه کردم راه رفتم گریه کردم راه رفتم 😭😭😭😭😭متوجه زمان نشدم هوا روشن بود اون موقع هم ایران بودم خونه خودم اون تایم بخودم اومدم دیدم هوا تاریک داره میشه چراغ خیابونا روشن داره میشه
مامان امیر حسین🦉🦋🧸 مامان امیر حسین🦉🦋🧸 ۹ ماهگی
مامانا بیاید یه چیز جالب بگم شنیدین میگن تاخدا نخواد هیچی نمیشه واقعا راسته برای من باردارم معجزه بود هم تنبلی داشتم هم شوهرم مشکل اسپرم داشت دوسال تحت درمان بودیم هی دارو می‌خوردیم آمپول می‌زدیم هیچ نتیجه ای نگرفتیم درست برج ۹پارسال به شوهرم گفتم دیگه دکتر نمیرم یه ماه استراحت میکنم بعد دنبال یه دکتر دیگه میرم خلاصه برج ۱۰دیگه نشستم خونه هیچ دارویی مصرف نکردم اون ماه تصمیم گرفتم برم عطاری داروهای عطاری استفاده کنم شاید نتیجه گرفتم برج۱۱استفاده کردم پریود شدم و اخرین پریودم بود منم نمی‌دونستم باردارم برج ۱۲روزه گرفتم هی باخودم میگفتم کاش پریود نشم بتونم روزه کامل بگیرم خلاصه اون ماه کارهای سنگین کردم همه کار کردم🤭نمی‌دونستم باردارم تا اینکه دیدم ۱۴روز شده پریود نشدم وشکم درد شدید داشتم رفتم دکتر داروخوردمولی هیچ اثری نداشت تازه حالت تهوع هم اضافه شده یهو به سرم زد تست بزنم خدارو چه دیدی شاید باردارم تست خریدم ولی نزدم آخه قبلا هم تأخیر داشتم گفتم شاید الانم همین جور تأخیر باشه فرداش شوهرم گفت تست بزن گفتم باشه بازم نزدم میترسیدم منفی باشه دلم بشکنه تا اینکه مادر شوهرم گفت تست بزن گفتم باشه فردا صبح میزنم خوابیدم خواب دیدم تست زدم دوتا خط مثبت پررنگ افتاده بیدار که شدم استرس گرفتم گفتم بزنم تست زدم دوتا خط مثبت پررنگ عین خوابم افتاد از خوشحالی شروع کردم گریه کردن ۱۴۰۴٫۰۱٫۰۱فهمیدم باردارم بهترین عیدی بود ظهررفتم بیمارستان آزمایش دادم باردار بودم