۱۰ پاسخ

عزیزم به مرور خودش ترسش میریزه ، پسر من تا همین ماه پیش از آشپزخونه و وسایلش کلا میترسید اصلا تاحالا پا به اشپزخونه نزااشته بود بیشتر از لباسشویی فک کنم میترسید ولی خودش یه روز نترسید و حالا سر کابینتاشت و ناشین ظرفشویی، اگه دوست نداره زوری نبرش ، ا تو پارک روی نیمکتت ببرش یه چیزی بخوره بچه ها رو نگاه کنه راه ببرش یه روز خودش بلند میشه میره سمتشون

باز پسر من شورشو در آورده هر کی رو تو کوچه میبینه میچسبع بهش انقد گریه می‌کنه ک بیاد خونمون بازی اعصابم خورد میشه.🤦🏻‍♀️

کاش با کسی رفت و امد کنی که بچه داره یکم خو بگیره

عزیزم بخاطر اینکه ترسش بریزه خودتم باهاش بازی کن مثلا میخواد سرسره بازی کنه خودت اول سوارسرسره بشو دخترت و بزار بغلت وبا هیجان سر بخورین یواش یواش خودتو از بازی حذف کن وبگو الان خودت سوار شو یبار اون یبار شما بعد سعی کن یکی از بچه هارو تو نوبت بزاری یعنی یبار شما یبار دخترت ویبار یک بچه وکم‌کم‌تعداد بچه هارو بیشتر کن وخودتو حذف کن سعی کن کنار اومدن با بچه ها و بازی با بچه هارو یادش بدی


این بچه ازخودگذشتگی میکنه سعی کن این کارو با کنار اومدن توی هرمحیطرو جایگزین کنی

خب میشه نهایتش تا سه سالگیش اینجوریه

من به خاطر همین موضوع ها تو روزهای که خیلیییی شلوغ باشه نمی‌رم بچه های بزرگتر هم میان اذیت میکنن
آخر هفته ها اصلا نمی‌رم پدر مادرشون هم بالا سرشون نیست آدم واقعا حرص میخوره فقط

عزیزم چه ناز دختری

بچه همسن ندارین دوربرش فامیلی دوستی
اول بذار با یکی دوتا بچه معاشرت کنه دوست بشه بعد تو پارکم بازی میکنه

فشار روانی چرا

اولین باره بردی پارک؟

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی