۱۲ پاسخ

نترس من سوار وانت پیکان میشدم آنقدر تکونم میداد خداروشکر چیزی هم نمیشد

شما توی کاشان سونوگرافی ان تی کجا رفتی؟

عزیزم استرس از همه چیز بدتره ، حساس نشو

دوقلو رو که بقیه اصلا درک نمیکنن چقدر خطر داره. اما به من ثابت شده که حرفاشونم همه چرته، اصلا بارداریاشون سختیاش و مشکلاتش یادشون نیست.‌
شیاف بزار و کلا استراحت باش اونجا هم. تو راه برگشت هم یه پتو چهار لا بنداز صندلی عقب، دراز بکش و سفارش کن خیلی خیلی آروم دست اندازها و چاله چوله هارو رد کنه. تهدیدش کن، گریه کن، هرکار میتونی بکن که گوش بده حرفتو.
من به خاطر جنگ تو هفته بیست و دو یا بیست و سه به سفر چهار ساعته رفتم، در یک وضعیت خیلی ناراحت، چون ماشین جا نداشت دراز بکشم و نمیتونستیم هی وسط راه وایستیم که من راه برم. تقصیر هیچکس نبود ولی خیلی خیلی دهنم سرویس شد.

شیافت پروژسترون خارجی بزن عزیزم استراحت کن منم تا زایمان کردم ۱۵ کیلو کم کردم از بس حرص جوش خوردم

نترس چیزی نمیشه من تا هفتع های آخر مسافرت می رفتم
هفته پایین هستی

درکت می‌کنم عزیزم. اصلا استرس نداشته باش . خدا خودش هوای کوچولوهاتو داره .به هیچ عنوان گریه نکن...

من ۵ ۶ ماه خوابیده غذا خوردم فقط سرویس رفتم
واقعا مسافرت واجب نیس
خودتون باید مواظبت کنید بقیه ک ب فکر نیستن

ن نترس من مدام برا دکتر ب جاده بودم اون سه ساعت

سه چهار ماه اولو رعایت کن
منم دو قلو دارم
تو ۴ماهگی یه مسافت۳ساعته رفتم اقتادم لکه بینی با استراحت درست شد
ولی مراقب خودت باش

من تو هفته شما بودم روزی سه تا شیاف میذاشتم

اصلا به خودت استرس نده
تا دو سه روز روزی دو تا شیاف پروژسترون بزن
هیچ اتفاقی نمیوفته

انشالله که اتفاقی نامیده استرس نده به خودت نگران نباش چیزی نمیشه

سوال های مرتبط

مامان تیام مامان تیام هفته بیست‌وچهارم بارداری
خانوم هایی که میخاستن بدونن وایتکس تو دوران بارداری چیکار می‌کنه 🥲 خیلی کارا می‌کنه واقعا من که مردم شما دیگه امتحان نکنید دیشب قبل از شام داخل حمام کلا وایتکس زدم یکم بوش خورد بهم فهمیدم حالم بد شد حالا به زور غذا درست کردم سر سفره هم انقد بی حال شدم بچه خیلی تو دلم تکون میخورد گفتم حتما یکم حالم بده دیگه پاشدم به زور رفتم حموم و شستم یه دوش الکی گرفتم دیگه همون و فهمیدم اومدم بیرون تپش قلبم انقد بالا بود نفسم به خس خس افتاده بود هرکاری کردم خوب نشدم داشتم از حال میرفتم فهمیدم اوضاع خوب نیست نصف شبی پاشدیم رفتیم بیمارستان جنازم و رسوندم جرعت نکردم بگم چیکار کردم گفتم که چیز شیرین زیاد خوردم آخه حالت بالا رفتن قند و داشتم نگو فشارم رفته رو ۱۳قندم اومده رو ۶۰🥲 تپش قلبم دیگه آروم شده بود اونجا ۱۰۶بود اکسیژن خیلی ضعیف از دیشب هم بدن درد خیلی زیاد دارم دکتر هم گفت این حرکات زیاد بچه یعنی حالش خوب نیست یا سرما خورده یا یه مشکلی داره فردا برو سنو خاستم بگم شما دیگه سمت وایتکس نرید من که دیشب مردم و زنده شدم از اول تا آخرش گریه کردم